HadithLib.Com

احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله

أقَلُّ ما يَكونُ في آخِرِ الزَّمانِ أخٌ يُوثَقُ بِهِ أو دِرهَمٌ حَلالٌ؛

كمترين چيزى كه در آخرالزمان باشد ، برادرى مورد اطمينان يا درهمى پول حلال است.

إنَّ اللّه َ يُحِبُّ إذا أنعَمَ عَلى عَبدٍ أن يَرى أثَرَ نِعمَتِهِ عَلَيهِ؛

خدا چون به بنده اى نعمت بخشد ، دوست دارد اثر نعمت خود را در او ببيند .

إيّاكُم وتَخَشُّعَ النِّفاقِ وهُوَ أن يُرى الجَسَدُ خاشِعاً والقَلبُ لَيسَ بِخاشِعٍ؛

زنهار از خشوع منافقانه ، و آن ، چنان باشد كه تن درحالِ خشوع به نظر آيد ، ولى دل ، خاشع نباشد.

عَبدُ اللّه ِ بنُ مُغيرَةَ مَولى اُمِّ سَلَمَةَ زَوجِ النَّبِيِّ صلي الله عليه و آله أنَّها قالَت : نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ في بَيتِها : «إنَّما يُرِيدُ اللّه ُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَيتِ ويُطَهِّرَكُم تَطهيرًا» أمَرَني رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله أن اُرسِلَ إلى عَلِيٍّ وفاطِمَةَ والحَسَنِ والحُسينِ عليهم السلام ، فَلَمّا أتَوهُ اعتَنَقَ عَلِيًّا بِيَمينِهِ ، والحَسَنَ بِشِمالِهِ ، والحُسَينَ عَلى بَطنِهِ ، وفاطِمَةَ عِندَ رِجلِهِ فَقالَ : اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلي وعِترَتي فَأَذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ وطَهِّرهُم تَطهيرًا ، قالَها ثَلاثَ مَرّاتٍ . قُلتُ : فَأَنَا يا رَسولَ اللّه ِ ؟ فَقالَ : إنَّكِ عَلى خَيرٍ إن شاءَ اللّه ُ حديث .

عبداللّه بن مغيره غلام امّ سلمه (همسر پيامبر) به نقل از امّ سلمه: اين آيه: «إنّما يريدُاللّه ُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمْ الرِّجْسَ أهْلَ البيتِ ويُطَهِّرَكُم تَطْهيراً» در خانه او نازل شده است. او مى گويد: پيامبر صلي الله عليه و آله به من دستور داد كسى را در پى على، فاطمه، حسن و حسين بفرستم. چون بيامدند پيامبر على را با دست راست در آغوش گرفت و حسن را با دست چپ و حسين را روى زانويش نهاد و فاطمه را جلو پاى خود نشاند و فرمود: بار خدايا! اينان خانواده و خاندان من هستند، پس هرگونه پليدى را از آنها دوركن وكاملاً پاكشان گردان. پيامبر اين سخن را سه بار تكرار كرد. گفتم: پس من چه يا رسول اللّه ؟ فرمود: تو به خواست خدا بر نيكى هستى.

عَطِيَّةُ العَوفِيُّ عَن أبي سَعيدٍ الخُدرِيِّ عَنِ النَّبِيِّ صلي الله عليه و آله ـ في قَولِهِ تَعالى : «إنَّما يُريدُ اللّه ُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَيتِ ويُطَهِّرَكُم تَطهيرًا» ـ قالَ : جَمَعَ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله عَلِيًّا وفاطِمَةَ والحَسَنَ والحُسَينَ عليهم السلامثُمَّ أدارَ عَلَيهِمُ الكِساءَ ، فَقالَ : هؤُلاءِ أهلُ بَيتي ، اللّهُمَّ أذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ وطَهِّرهُم تَطهيرًا ، واُمُّ سَلَمَةَ عَلَى البابِ ، فَقالَت: يا رَسولَ اللّه ِ ، ألَستُ مِنهُم ؟ فَقالَ : إنَّكِ لَعَلى خَيرٍ ـ أو إلى خَيرٍـ حديث .

عطيّه عوفى به نقل از ابو سعيد خدرى و او به نقل از پيامبر در باره اين سخن پروردگار: «انّما يريدُ اللّه ُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ البيتِ ويُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً» آورده است كه: پيامبر خدا صلي الله عليه و آله على، فاطمه، حسن و حسين را گرد آورد و سپس كساء را بر روى ايشان كشيد و فرمود: اينان اهل بيت من هستند، خدايا! هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان. امّ سلمه كه بر در خانه بود عرض كرد: يا رسول اللّه ! آيا من از ايشان نيستم؟ فرمود: تو بر خير و نيكى هستى، يا فرمود: تو به سوى خير و نيكى روانى.

عَبدُالرَّحمنِ بنُ أبي لَيلى عَن أبيهِ عَنِ النَّبِيِّ صلي الله عليه و آله أنَّهُ قالَ لِعَلِيٍّ عليه السلام : أنَا أوَّلُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ وأنتَ بَعدي تَدخُلُها والحَسَنُ والحُسَينُ وفاطِمَةُ ... اللّهُمَّ إنَّهُم أهلي فَأَذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ و طَهِّرهُم تَطهيرًا ، اللّهُمَّ اكلَأْهُم وارعَهُم وكُن
لَهُم ، وانصُرهُم وأعِنهُم، وأعِزَّهُم ولاتُذِلَّهُم، واخلُفني فيهِم، إنَّكَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ حديث .

عبدالرحمن بن ابى ليلى به نقل از پدرش به نقل از پيامبر آورده است كه به على عليه السلام فرمود: من نخستين كسى هستم كه به بهشت در مى آيد و تو و حسن و حسين و فاطمه پس از من به بهشت در مى آييد، خدايا! آنها خاندان من هستند پس هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان. خدايا! از آنان محافظت و نگهبانى كن و براى آنها باش و يارى و مددشان رسان و ارجمندشان گردان و خوارشان مساز و جانشين من در ميان آنان باش كه تو بر همه چيز توانايى.

سُلَيمانُ المُنَبِّهِيُّ ، عَن ثَوبانَ مَولى رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله قالَ : كانَ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله إذا سافَرَ كانَ آخِرُ عَهدِهِ بِإِنسانٍ مِن أهلِهِ فاطِمَةَ ، وأوَّلُ مَن يَدخُلُ عَلَيها إذا قَدِمَ فاطِمَةَ ، فَقَدِمَ مِن غَزاةٍ لَهُ وقد عَلَّقَت مِسحًا أو سِترًا عَلى بابِها ، وحَلَّتِ الحَسَنَ والحُسَينَ قُلبَينِ حديث مِن فِضَّةٍ ، فَقَدِمَ فَلَم يَدخُل ، فَظَنَّت أنَّ ما مَنَعَهُ أن يَدخُلَ ما رَأى ، فَهَتَكَتِ السِّترَ وفَكَكَتِ القُلبَينِ عَنِ الصَّبِيَّينِ وقَطَّعَتهُ بَينَهُما ، فَانطَلَقا إلى رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله وهُما يَبكِيانِ ، فَأَخَذَهُ مِنهُما ، وقالَ : يا ثَوبانُ ، اِذهَب بِهذا إلى آلِ فُلانٍ ـ أهلِ بَيتٍ بِالمَدينَةِ ـ إنَّ هؤُلاءِ أهلُ بَيتي أكرَهُ أن يَأكُلوا طَيِّباتِهِم في حَياتِهِمُ الدُّنيا . يا ثَوبانُ ، اِشتَرِ لِفاطِمَةَ قِلادَةً مِن عَصَبٍ ، وسِوارَينِ مِن عاجٍ حديث .

سليمان منبّهى به نقل از ثوبان غلام رسول خدا صلي الله عليه و آله : پيامبر صلي الله عليه و آله هر گاه به مسافرت مى رفت فاطمه، آخرين شخص از خاندانش بود كه او را مى ديد و نخستين كسى بود كه هر گاه از سفر مى آمد به ديدن او مى رفت.
يك بار پيامبر از جنگ بازگشت و اين در حالى بود كه فاطمه، پلاس يا پرده اى بر در اتاقش آويخته بود و حسن و حسين را با دو دستبند سيمين آراسته بود. پيامبر به هنگام برگشتن به خانه فاطمه نيامد و فاطمه گمان كرد آن چه مانع از آمدن حضرت به خانه او شده چيزهايى است كه ديده است، لذا پرده را پاره كرد و دو دستبند را از دو كودك گرفت و آنها را ميان آنها شكست. آن دو گريه كنان نزد پيامبر خدا صلي الله عليه و آله رفتند، پيامبر دستبندها را از آنها گرفت و گفت: اى ثوبان! اينها را به فلان خانواده ـ كه خانوارى در مدينه بودند ـ برسان، من ناخوش مى دارم كه اهل بيت من داراييهاى نيكوى خود را در زندگى دنيوى بخورند. اى ثوبان! براى فاطمه گردنبندى از عَصْب و دو دستبند از عاج بخر.

صفحه 179 از 1574
| 175 | 176 | 177 | 178 | 179 | 180 | 181 | 182 | 183 |