HadithLib.Com

احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله

پيامبر صلي الله عليه و آله: شَكى نَبىٌّ مِنَ الاَنبِياءِ اِلى رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقالَ : يا رَبِّ يَكونُ العَبدُ مِن عَبيدِكَ يُؤمِنُ بِكَ وَ يَعمَلُ بِطاعَتِكَ ، فَـتَزوى عَنهُ الدُّنيا ، وَ تَعرِضُ لَهُ البَلاءَ ، وَ يَـكونُ العَبدُ مِن عَبيدِكَ يَكفُرُ بِكَ و يَعمَلُ بِمَعاصيكَ ، فَتَزوى عَنهُ البَلاءَ وَ تَعرِضُ لَهُ الدُّنيا . فَاَوحَى اللّه ُ عَزَّ وَ جَلَّ اِلَيهِ ؛اَنَّ البِلادَ وَالعِبادَ لى ، و اَ نَّهُ لَيسَ مِن شَى ءٍ اِلاّ يُسَبِّحُنى و يُهَلِّـلُنى و يُـكَبِّرُنى ، واَمّا عَبدىَ المُؤمِنُ فَلَهُ سَيِّـئاتٌ فَاَزوى عَنهُ الدُّنيا ، و اَعرِضُ لَهُ البَلاءَ حَتّى يَأتيَنى فَاَجزِيَهُ بِحَسَناتِهِ ، و اَمّا عَبدىَ الكافِرُ فَلَهُ حَسَناتٌ فَاَزوى عَنهُ البَلاءَ ، و اَعرِضُ لَهُ الدُّنيا حَتّى يَأتيَنى فَاَجزِيَهُ بِسَيِّئاتِهِ ؛ حديث

يكى از پيامبران به پروردگارش شِكوه نمود و گفت: پروردگارا! بنده اى از بندگانت به تو ايمان مى آورد و طبق فرمان تو عمل مى كند و تو، دنيا را از او باز مى دارى (او را از دنيا محروم مى كنى) و در معرض بلا قرارش مى دهى. و بنده اى از بندگانت به تو كفر مى ورزد و تو را نافرمانى مى كند و تو، بلا را از او باز مى دارى و دنيا را به او ارزانى مى كنى! خداوند عزّ و جلّ به او وحى فرمود: «سرزمين ها و بندگان، از آنِ من اند و هيچ چيزى نيست، جز اين كه مرا منزه و يگانه و بزرگ مى داند. امّا بنده مؤمنم، گناهانى دارد و من دنيا را از او باز مى دارم و او را در معرض بلا قرار مى دهم تا اين كه [در قيامت] نزد من بيايد و پاداش خوبى هايش را بدهم. و امّا بنده كافرم، خوبى هايى دارد، و من بلا را از او باز مى دارم و دنيا را به او عَرضه مى كنم تا نزد من بيايد و كيفر گناهانش را بدهم».

پيامبر صلي الله عليه و آله : اِنَّ اللّه َ عَزَّ وَ جَلَّ يَقولُ : اِنّى اِذَ ا ابْتَلَيْتُ عَبْدا مِنْ عِبادى مُؤمِنا فَحَمِدَنى عَلى مَا ابْتَلَيتُهُ ، فَاِنَّهُ يَقومُ مِنْ مَضْجَعِهِ ذلِكَ كَيَومَ وَلَدَتْهُ اُمُّهُ مِنَ الْخَطايا . وَ يَقولُ الرَّبُّ عَزَّ وَ جَلَّ : اَنَا قَيَّدْتُ عَبدى وَابْتَلَيتُهُ ، وَ اَجرُوا لَهُ كَما كُنْتُمْ تُجرُونَ لَهُ وَ هُوَ صَحيحٌ ؛ حديث

خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد: «هرگاه من يكى از بندگان مؤمنم را گرفتار ساختم و به خاطر آن گرفتارى، ستايشم نمود، بى گمان از بسترش همانند روزى كه از مادر متولّد شده، بدون گناه بر مى خيزد» و مى فرمايد: «من بنده ام را گرفتار و مبتلا ساختم. شما، پاداش او را همانند زمان سلامتش به او بدهيد.

پيامبر صلي الله عليه و آله: بى اُنذِرتُم وَ بِعَلىِّ بنِ أبى طالِبِ اهْتَدَيتُم... وَ بِالْحَسَنِ اُعْطيتُمُ الإْحسانُ وَ بِالْحُسَينِ تَسعَدونَ وَ بِهِ تَشقونَ ألا وَ إنَّ الْحُسَينَ بابٌ مِن أبوابِ الْجَنَّةِ مَن عاداهُ حَرَّمَ اللّه ُ عَلَيهِ ريحَ الْجَنَّةِ؛ حديث

به وسيله من هشدار داده شديد و به وسيله على عليه السلام هدايت مى يابيد و به وسيله حسن احسان مى شويد و به وسيله حسين خوشبخت مى گرديد و بدون او بدبخت. بدانيد كه حسين درى از درهاى بهشت است، هر كس با او دشمنى كند، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مى كند.

پيامبر صلي الله عليه و آله: اِنَّ الرَّجُلَ لَيُدْرِكُ بِالْحِلْمِ دَرَجَةَ الصّائمِ القائمِ، وَ اِنَّهُ لَيُكْتَبُ جَبّارا وَ لا يَمْلِكُ اِلاّ اَهْلَ بَيْتِهِ؛ حديث

انسان، گاهى به خاطر بُردبارى اش، به درجه روزه گيرانِ شب زنده دار مى رسد و گاه نيز، با آن كه حاكم هيچ كس و هيچ چيز بجز خانواده خودش نيست، در پيشگاه خدا، از جبّاران (گردن كشان) شمرده مى شود.

پيامبر صلي الله عليه و آله: اِنَّ خيارَكُمْ اُولُوا النُّهى، قيلَ: يا رَسولَ اللّه ِ، وَ مَنْ اُولُوا النُّهى؟ قالَ: هُم اُولُوا الاَْخْلاقِ الحَسَنَةِ وَ الاَْحلامِ الرَّزينَةِ وَ صِلَةِ الاَْرْحامِ وَ البَرَرَةُ بِالاُْمَّهاتِ وَ الاْباءِ وَ الْمُتَعاهِدينَ لِلْفُقَراءِ وَ الْجيرانِ وَ الْيَتامى وَ يُطْعِمونَ الطَّعامَ وَ يُفْشونَ السَّلامَ فِى الْعالَمِ وَ يُصَلّونَ وَ النّاسُ نيامٌ غافِلونَ؛ حديث

«بهترين شما صاحبان عقل هستند». گفته شد: «اى رسول خدا! صاحبان عقل، چه كسانى اند؟». فرمودند: آنان كه داراى اخلاق خوب اند، بردبار و باوقارند، صله رحم مى نمايند، به پدران و مادران نيكى مى كنند، به فقرا، همسايگان و يتيمان رسيدگى مى نمايند، اطعام مى كنند، آشكارا به همه سلام مى كنند و هنگامى كه مردم در خواب و غافلند، نماز (نماز شب) مى گذارند.

پيامبر صلي الله عليه و آله : اَلا وَ اِنَّ اَعْقَلَ النّاسِ عَبْدٌ عَرَفَ رَبَّهُ فَاَطاعَهُ وَ عَرَفَ عَدُوَّهُ فَعَصاهُ وَ عَرَفَ دارَ اِقامَتِهِ فَاَصْلَحَها وَ عَرَفَ سُرْعَةَ رَحيلِهِ فَتَزَوَّدَ لَها؛ حديث

بدانيد كه عاقل ترين مردم كسى است كه پروردگارش را بشناسد و از او پيروى كند، دشمنان خدا را بشناسد و از آنان نافرمانى كند، جايگاه ابدى خود را بشناسد و آن را آباد كند و بداند به زودى به آنجا سفر خواهد كرد و براى آن، توشه بردارد.

پيامبر صلي الله عليه و آله: صِفَةُ الْعاقِلِ اَنْ يَحْلُمَ عَمَّنْ جَهِلَ عَلَيْهِ وَ يَتَجاوَزَ عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ يَتَواضَعَ لِمَنْ هُوَ دونَهُ وَ يُسابِقَ مَنْ فَوْقَهُ فى طَلَبِ البِرِّ وَ اِذا اَرادَ اَنْ يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ فَاِنْ كانَ خَيْرا تَكَلَّمَ فَغَنِمَ وَ اِنْ كانَ شَرًّا سَكَتَ فَسَلِمَ وَ اِذا عَرَضَتْ لَهُ فِتْنَةٌ اِسْتَعْصَمَ بِاللّه ِ وَ اَمْسَكَ يَدَهُ وَ لِسانَهُ وَ اِذا رَأى فَضيلَةً اِنْتَهَزَ بِها، لا يُفارِقُهُ الْحَياءُ وَ لا يَبْدو مِنْهُ الْحِرْصُ فَتِلْكَ عَشْرُ خِصالٍ يُعْرَفُ بِها الْعاقِلُ؛ حديث

ويژگى عاقل، آن است كه در برابر نادان بردبارى كند، از آن كس كه به او ظلم كرده بگذرد، نسبت به زيردستان متواضع باشد، با بالادستان در خوبى ها رقابت كند، هرگاه خواست سخن بگويد، بينديشد، اگر خوب بود بگويد و بهره ببرد و اگر بد بود، سكوت كند و سالم بماند، اگر بلا و امتحانى برايش پيش آمد به خدا پناه ببرد و دست و زبان خود را نگه دارد، اگر فضيلتى ديد، به سرعت از آن بهره گيرد، حيا از او جدا نگردد و حرص از او سر نزند، اينها خصلت هاى دهگانه اى است كه عاقل با آنها شناخته مى شود.

صفحه 591 از 1574
| 587 | 588 | 589 | 590 | 591 | 592 | 593 | 594 | 595 |