HadithLib.Com

احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله

3 پيامبر صلي الله عليه و آله : بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّماواتُ وَ الاَْرْضُ ؛

آسمان ها و زمين، با عدالت، پا برجا مى مانند. حديث

4 پيامبر صلي الله عليه و آله : اِنَّ اللّه َ تَعالى بِقِسْطِهِ وَ عَدْلِهِ جَعَلَ الرَّوحَ وَ الْفَرَحَ فِى الرِّضا وَ الْيَقينِوَ جَعَلَ الهَمَّ وَ الْحَزَنَ فِى السَّخَطِ ؛

در حقيقت، خداوند متعال، به خاطر انصاف و عدالتش، آسايش و شادىرا در خشنودى (به خواست خودش) و يقين قرار داد و نگرانى و اندوه را درخشم خودش. حديث

6 پيامبر صلي الله عليه و آله : فَلَمّا رَأى يونُسُ عليه السلام اَنَّ قَومَهُ لا يُجيبونَهُ وَ لا يُؤمِنونَ ، ضَجِرَ وَ عَرَفَ مِنْنَفْسِهِ قِلَّةَ الصَّبرِ ، فَشَكى ذلِكَ اِلى رَبِّهِ ، وَ كانَ فيما يَشْكى اَن قالَ : يا رَبِّ ! اِنَّكَ بَعَثتَنىاِلى قَومى ، و لى ثَلاثونَ سَنَةً ، فَلَبِثتُ فيهِم اَدعوهُم اِلَى الايمانِ بِكَ وَالتَّصديقِبِرِسالاتى وَ اُخَوِّفُهُم عَذابَكَ وَ نَقِمَتَكَ ثَلاثا وَ ثَلاثينَ سَنَةً ، فَكَذَّبونى وَ لَم يُؤمِنوا بى ،وَ جَحَدوا نُبُوَّتى وَاسْتَخَفّوا بِرِسالاتى ، وَ قَد تَواعَدونى وَ خِفتُ اَن يَقتُلونى ، فَاَنزِلعَلَيهِم عَذابَكَ ، فَاِنَّهُم قَومٌ لا يُؤمنونَ . قالَ : فَاَوحَى اللّه ُ اِلى يونُسَ : اَنَّ فيهِمُ الحَملَوَ الجَنينَ وَ الطِّفلَ ، وَ الشَّيخَ الْـكَبيرَ ، وَ الْمَراَ ةَ الضَّعيفَةَ ، وَ الْمُستَضْعَفَ المَهينَ ، واَ نَاالحَـكَمُ الْعَدلُ ، سَبَقَت رَحمَتى غَضَبى ، لا اُعَذِّبُ الصِّغارَ بِذُنوبِ الكِبارِ مِن قَومِكَ ، وَ هُميا يونُسُ عِبادى وَ خَلقى ، وَ بَريَّتى فى بِلادى ، وَ فى عَيلَتى ، اُحِبُّ اَنْ اَ تَاَنّاهُم ، وَ اَرفُقَبِهِم ، وَ اَنتَظِرُ تَوبَتَهُم ؛

يونس عليه السلام زمانى ديد قومش دعوت او را نمى پذيرند و به او ايمان نمى آورند،آزرده شد و احساس بى تابى كرد.از اين رو، به پروردگارش شِكوه نمود. در بخشى ازشِكوه هاى او چنين بود: اى پروردگار من! تو مرا در سى سالگى به سوى قومممبعوث فرمودى و من، سى و سه سال در ميانشان ماندم و آنان را به ايمان آوردن به توو تصديق رسالتم دعوت نمودم و از عذاب و محروم كردن تو بيمشان دادم؛ امّا آنان تكذيبم كردند و به من ايمان نياوردند و نبوّتم را انكار نمودند و رسالتمرا سبك شمردند و مرا تهديد نمودند و ترسيدم كه مرا بكشند. پس، عذابت را بر آنانفرود آور، زيرا آنان قومى هستند كه ايمان نمى آورند. آن گاه خداوند به يونس عليه السلاموحى فرمود: «در ميان آنان، زن باردار و جنين و كودك خردسال و پير و زن ناتوانو مستضعف خوار وجود دارد، در حالى كه من، داور عادل هستم كه رحمتم بر خشممپيشى گرفته است. من خردسالان قوم تو را به گناهان بزرگ سالانشان كيفر نمى دهمو ـ اى يونس ـ آنان بندگان و آفريدگان و مردمان من در سرزمين هاى من و درزير پوشش من اند. دوست دارم درباره آنان حوصله كنم و با ايشان مدارا نمايمو توبه شان را انتظار مى كشم». حديث

10 پيامبر صلي الله عليه و آله : اِنَّ الْعَدْلَ ميزانُ اللّه ِ تَعالى فِى الاَْرْضِ ، فَمَنْ اَخَذَهُ قادَهُ اِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْتَرَكَهُ ساقَهُ اِلَى النّارِ ؛

عدالت، ترازوى خداى متعال در زمين است. هر كس آن را به كار گيرد، به خاطر آن،به بهشت مى رود و هركس آن را رها كند، به جهنّم رانده مى شود. حديث

17 پيامبر صلي الله عليه و آله : مَنْ اَصابَ فِى الدُّنْيا ذَ نْبا فَعوقِبَ بِهِ ، فَاللّه ُ اَعْدَلُ مِنْ اَنْ يُثَـنِّىَ عُقوبَتَهُعَلى عَبْدِهِ ، وَ مَنْ اَذْ نَبَ ذَ نْبا فِى الدُّنْيا فَسَتَرَهُ اللّه ُ عَلَيْهِ ، فَاللّه ُ اَكْرَمُ مِنْ اَنْ يَعودَ فى شَى ءٍقَدْ عَفا عَنْهُ ؛

هر كس در دنيا به گناهى گرفتار شود و به خاطر آن، مجازات گردد، خداوند، عادل تراز آن است كه[در قيامت] مجازات آن گناه را بر بنده اش تكرار نمايد و هركس در دنياگناهى مرتكب شود و خداوند، آن را بپوشاند (ببخشد)، خدا بزرگوارتر از آن است كه عفوخود را باز پس گيرد. حديث

20 پيامبر صلي الله عليه و آله : إنَّ الْمَعونَةَ تَأْتى مِنَ اللّه ِ عَلى قَدْرِ الْمَؤونَةِ وَ اِنَّ الصَّبْرَ يَأْتى مِنَ اللّه ِ عَلىقَدْرِ الْمُصيبَةِ؛

به راستى كه كمك از جانب خداوند به اندازه هزينه مى رسد و صبر از جانب خداوندبه اندازه گرفتارى مى آيد. حديث

22 پيامبر صلي الله عليه و آله : فِى التَّخويفِ مِنَ القيامَةِ وَ الحِسابِ : اُذكُروا وُقوفَكُم بَيْنَ يَدَىِ اللّه ِ جَلَّجَلالُهُ ؛ فَاِنَّهُ الْحَـكَمُ الْعَدْلُ ، وَ اسْتَعِدُّوا لِجَوابِهِ اِذا سَأَلَكُمْ ؛

درباره ترس از قيامت و حسابرسى: لحظه ايستادنتان در پيشگاه خداوند ـ جلّجلاله ـ را به ياد آوريد، چراكه او حاكم عادل است و خودتان را براى پاسخگويى آمادهسازيد كه از شما مى پرسد. حديث

صفحه 64 از 1574
| 60 | 61 | 62 | 63 | 64 | 65 | 66 | 67 | 68 |