HadithLib.Com

احادیث امیرالمؤمنین علی علیه السلام

رَبيعَةُ بنُ ناجِذ عَن الإِمامِ عَليٍّ عليه السلام : قالَ لِيَ النَّبِيُّ صلي الله عليه و آله : فيكَ مَثَلٌ مِن عيسى ، أبغَضَتهُ اليَهودُ حَتّى بَهَتوا اُمَّهُ ، وأحَبَّتهُ النَّصارى حَتّى أنزَلوهُ بِالمَنزِلَةِ الَّتي
لَيسَ بِهِ . ثُمَّ قالَ : يَهلِكُ فِيَّ رَجُلانِ : مُحِبٌّ مُفرِطٌ يُقَرِّظُني بِما لَيسَ فِيَّ ، ومُبغِضٌ يَحمِلُهُ شَنَآني عَلى أن يَبهَتَني حديث .

ربيعة بن ناجذ از امام على عليه السلام: پيامبر صلي الله عليه و آله به من فرمود: تو در يك مورد حكايت عيسى را خواهى داشت: يهود تا بدانجا با او دشمنى ورزيدند كه به مادرش تهمت زدند و نصارا چندان دوستش داشتند كه او را به مقامى كه سزاوارش نبود، رساندند. حضرت على عليه السلام سپس فرمود: درباره من دو كس تباه و نابود مى شوند: دوستدار افراطى كه از من ستايشهاى بى جا كند و دشمنى كه عداوتش با من، او را وادارد كه به من بهتان زند.

الإمام عليّ عليه السلام ـ في وَصفِ سَلمانَ الفارِسِيِّ ـ : أدرَكَ عِلمَ الأَوَّلِ وعِلمَ الآخِرِ ، بَحرٌ لا يُدرَكُ قَعرُهُ ، وهُوَ مِنّا أهلَ البَيتِ حديث .

امام على عليه السلام ـ در وصف سلمان فارسى ـ : به دانش اول و آخر رسيده است؛ دريايى است كه ژرفايش ناپيداست. او از ما خاندان است.

الإمام عليّ عليه السلام : إنَّما سُمِّيَتِ الدُّنيا دُنيا ؛ لاِءَنَّها أدنى حديث مِن كُلِّ شَيءٍ . حديث

امام على عليه السلام : دنيا را دنيا ناميده اند ، چون فرومايه تر حديث از هر چيزى است.

الإمام عليّ عليه السلام : ألا إنَّ الدُّنيا دارٌ لايُسلَمُ مِنها إلاّ فيها حديث ، ولا يُنجى بِشَيءٍ كانَ لَهَا ، ابتُلِيَ النّاسُ بِها فِتنَةً ، فَما أخَذوهُ مِنها لَها اُخرِجوا مِنهُ وحوسِبوا عَلَيهِ ، وما أخَذوهُ مِنها لِغَيرِها قَدِموا عَلَيهِ وأقاموا فيهِ . حديث

امام على عليه السلام : هان! دنيا سرايى است كه از آن ، به سلامت نتوان رَست مگر [به زهد] حديث در آن، و با هرآنچه براى دنيا باشد ، نجات نمى توان يافت . مردم از بهر آزمايش ، گرفتار دنيا شده اند . پس آنچه را از دنيا براى دنيا برگيرند ، از كَفِشان بيرون مى رود و براى آن حسابرسى خواهند شد، و آنچه را از دنيا براى غير آن (آخرت) برگيرند ، به آن خواهند رسيد و با آن خواهند زيست.

عنه عليه السلام ـ في وَصفِ الدُّنيا ـ : دارٌ بِالبَلاءِ مَحفوفَةٌ وبِالغَدرِ مَعروفَةٌ ، لاتَدومُ أحوالُها ، ولايَسلَمُ نُزّالُها ، أحوالٌ مُختَلِفَةٌ ، وتاراتٌ حديث مُتَصَرِّفَةٌ ، العَيشُ فيها مَذمومٌ ، وَالأَمانُ مِنها مَعدومٌ ، وإنَّما أهلُها فيها أغراضٌ حديث مُستَهدَفَةٌ ، تَرميهِم
بِسِهامِها ، وتُفنيهِم بِحِمامِها حديث . حديث

امام على عليه السلام ـ در وصف دنيا ـ : سرايى است كه به رنج و بلا اندر است و به بى وفايى و عهدشكنى شُهره. حالاتش نمى پايد و ساكنانش را ايمنى نيست. احوالش ديگرگون است و هر دَم به رنگى در مى آيد. زندگى در آن ، نكوهيده است و آسودگى در آن ، ناياب ؛ بلكه مردم آن در دنيا هدف هايى نشانه رفته اند، و دنيا ، تيرهايش را به سوى آن ها پرتاب مى كند، و با خدنگ هاى مرگ ،
نابودشان مى گردانَد.

عنه عليه السلام : اِعلَم أنَّ الدُّنيا دارُ بَلِيَّةٍ ، لَم يَفرُغ صاحِبُها فيها قَطُّ ساعَةً إلاّ كانَت فَرغَتُهُ عَلَيهِ حَسرَةً يَومَ القِيامَةِ . حديث

امام على عليه السلام : بدان كه دنيا ، بلا خانه اى است كه صاحبش هرگز دَمى در آن نياسود ، مگر اين كه آن آسودگى اش در روز قيامت ، مايه افسوس او شد.

عنه عليه السلام ـ في وَصفِ الدُّنيا ـ : هِيَ دارُ عُقوبَةٍ وزَوالٍ ، وفَناءٍ وبَلاءٍ ، نُورُها ظُلمَةٌ ، وعَيشُها كَدِرٌ ، وغَنِيُّها فَقيرٌ ، وصَحيحُها سَقيمٌ ، وعَزيزُها ذَليلٌ ، فَكُلُّ مُنعَمٍ بِرَغدِها حديث شَقِيٌّ ، وكُلُّ مَغرورٍ بِزينَتِها مَفتونٌ ، وعِندَ كَشفِ الغِطاءِ يَعظُمُ النَّدَمُ ، ويُحمَدُ الصَّدرُ حديث أو يُذَمُّ . حديث

امام على عليه السلام ـ در وصف دنيا ـ : دنيا ، سراى كيفر و زوال، و نابودى و بلاست. روشنايى آن ، تاريكى است و عيش آن ، مكدّر . توانگرش نادار، تن درستش ناخوش و عزيزش خوار. هر برخوردار از نعمت هاى آن ، شوربخت است و هر سرمست از زر و زيورهاى آن ، فريفته. آن گاه كه پرده كنار برود ، پشيمانى بالا مى گيرد و آغاز [كار] ، ستايش يا نكوهش مى شود.

صفحه 207 از 2490
| 203 | 204 | 205 | 206 | 207 | 208 | 209 | 210 | 211 |