HadithLib.Com

احادیث امیرالمؤمنین علی علیه السلام

عنه عليه السلام : كُلُّ ماضٍ فَكَأَن لَم يَكُن . حديث

امام على عليه السلام : هر سپرى شونده اى ، مثل اين است كه [اصلاً] نبوده است.

عنه عليه السلام : كَأَنَّ ما هُوَ كائِنٌ مِنَ الدُّنيا عَن قَليلٍ لَم يَكُن ، وما هُوَ كائِنٌ مِنَ الآخِرَةِ لَم يَزَل . حديث

امام على عليه السلام : آنچه از دنيا وجود دارد ، تو گويى اصلاً نبوده است، و آنچه از آخرت وجود دارد ، تو گويى همواره بوده است!

الإمام عليّ عليه السلام ـ في وَصفِ الدُّنيا ـ : ما أصِفُ مِن دارٍ أوَّلُها عَناءٌ وآخِرُها فَناءٌ ، في حَلالِها حِسابٌ وفي حَرامِها عِقابٌ ، مَنِ استَغنى فيها فُتِنَ ، ومَنِ افتَقَرَ فيها حَزِنَ ، ومَن ساعاها حديث فاتَتهُ ، ومَن قَعَدَ عَنها واتَتهُ ، ومَن أبصَرَ بِها بَصَّرَتهُ ، ومَن أبصَرَ إلَيها أعمَتهُ . حديث

امام على عليه السلام ـ در توصيف دنيا ـ : چه بگويم در وصف دنيايى كه آغازش رنج است و انجامش نابودى ، و در حلالش حساب است و در حرامش كيفر؟ هر كه در دنيا بى نياز شد ، گرفتار گرديد، هر كه فقير شد ، اندوه دامنگيرش شد ، هر كه در پى دنيا دويد ، به آن نرسيد، هر كه از طلب آن باز ايستاد ، دنيا خود به سراغش رفت، هر كه با دنيا ديد ، دنيا او را بينا گردانيد، و هر كه به دنيا نگريست ، دنيا نابينايش گردانيد.

الإمام عليّ عليه السلام : إنَّ الدُّنيا خَيرُها زَهيدٌ ، وشَرُّها عَتيدٌ حديث ، ولَذَّتُها قَليلَةٌ ، وحَسرَتُها طَويلَةٌ ، تَشوبُ حديث نَعيمَها بِبُؤسٍ ، وتَقِرنُ سُعودَها بِنُحوسٍ ، وتَصِلُ نَفعَها بِضُرٍّ ،
وتَمزِجُ حُلوَها بِمُرٍّ . حديث

امام على عليه السلام : دنيا خوبش ناچيز است و بدش حاضر و آماده . لذّتش اندك است و افسوسش طولانى. خوشى اش با رنج آميخته است، خوش بختى اش با
بدبختى قرين است ، سودش به زيانْ پيوسته است، و شيرينى اش با تلخى ممزوج است.

عنه عليه السلام : إنَّهُ لَم يُصِبِ امرُؤٌ مِنكُم في هذِهِ الدُّنيا حَبرَةً حديث إلاّ أورَثَتهُ عَبرَةً حديث ، ولا يُصبِحُ فيها في جَناحٍ آمِنٍ إلاّ وهُوَ يَخافُ فيها نُزولَ جائِحَةٍ حديث ، أو تَغَيُّرَ نِعمَةٍ ، أو زَوالَ عافِيَةٍ . حديث

امام على عليه السلام : هيچ فردى از شما در اين دنيا به شادى اى نرسيد ، مگر اين كه دنيا براى او اشكى به بار آورد، و شبى را در پناه ايمنى به صبح نمى رساند ، مگر اين كه از فرود آمدن بلايى يا از دست رفتن نعمتى يا از بين رفتن سلامتى بيمناك است.

عنه عليه السلام ـ في ذَمِّ الدُّنيا ـ : لَم يَكُنِ امرُؤٌ مِنها في حَبرَةٍ إلاّ أعقَبَتهُ بَعدَها عَبرَةٌ ، ولَم يَلقَ في سَرّائِها بَطنا إلاّ مَنَحَتهُ مِن ضَرّائِها ظَهرا ، ولَم تَطُلَّهُ فيها ديمَةُ رَخاءٍ إلاّ هَتَنَت حديث عَلَيهِ مُزنَةُ بَلاءٍ ، وحَرِيٌّ إذا أصبَحَت لَهُ مُنتَصِرَةً أن تُمسِيَ لَهُ مُتَنَكِّرَةً ، وإن جانِبٌ مِنهَا اعذَوذَبَ وَاحلَولى ، أمَرَّ مِنها جانِبٌ فَأَوبى حديث ، لا يَنالُ امرُؤٌ مِن غَضارَتِها رَغَبا إلاّ أرهَقَتهُ مِن نِوائِبِها تَعَبا ، ولا يُمسي مِنها في جَناحِ أمنٍ إلاّ أصبَحَ عَلى قَوادِمِ حديث خَوفٍ . حديث

امام على عليه السلام ـ در نكوهش دنيا ـ : هيچ انسانى در دنيا به شادى اى نرسيد ، مگر اين كه در پى آن ، دنيا به او اشك [ و اندوه ] داد، و از خوشى هاى دنيا به نوايى نرسيد ، مگر اين كه دنيا از سختى هايش به او چشانيد، و در آن ، بارانى از آسايشْ او را تر نكرد ، مگر اين كه ابر رنج بر او فرو باريد.
اين ، رسم دنياست كه هر گاه صبحگاهان ياور انسان شود ، شامگاهان به دشمنْ بدل مى گردد، و اگر بخشى از آن گوارا و شيرين باشد ، بخش ديگرش تلخ و ناگوار است . هيچ كس از خوشى هاى آن به مرادى نمى رسد ، مگر آن كه دنيا با مصيبت هاى خود ، او را به ستوه مى آورد، و [ هيچ كس ] روز را با آسودگى خيال ، به شب نمى رساند ، مگر آن كه شب را بر بال هاى ترس به روز مى رساند.

عنه عليه السلام : كَأَنَّ ما هُوَ كائِنٌ مِنَ الدُّنيا عَن قَليلٍ لَم يَكُن ، وما هُوَ كائِنٌ مِنَ الآخِرَةِ لَم يَزَل . إي وَاللّه ِ ، عَن قَليلٍ تُشقِي المُترَفَ ، وتُحَرِّكُ السّاكِنَ ، وتُزيلُ الثّاوِيَ .
صَفوُها مَشوبٌ بِالكُدرَةِ ، وسُرورُها مَنسوجٌ بِالحُزنِ ، وآخِرُ حَياتِها مُقتَرِنٌ بِالضَّعفِ ، فَلا يُعجِبكُم ما يَغُرَّنَّكُم مِنها ، فَعَن كَثَبٍ تُنقَلونَ عَنها ، وكُلُّ ما هُوَ آتٍ قَريبٌ و «هُنَالِكَ تَبْلُواْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ وَ رُدُّواْ إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ و ضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ» حديث . حديث

امام على عليه السلام : آنچه از دنيا وجود دارد ، [ چنان مى شود كه ] پس از اندكى گويا نبوده، و آنچه از آخرت وجود دارد ، [ گويا ] از آغاز بوده است. آرى ، به خدا! زودا كه دنيا ، برخوردارِ مرفّه را به روز سياه نشاند، و آرام گرفته را حركت
دهد، و اقامت گزيده را بكوچاند. زلالى دنيا ، آميخته به تيرگى ، شادى اش بافته با اندوه، و پايان زندگى اش همراه با ناتوانى است. پس مبادا فريبندگى هاى دنيا شما را خوش آيد؛ چرا كه به زودى از آن مى رَويد، و هر آنچه آمدنى است ، نزديك است و «آن جاست كه هر كس آنچه را از پيش فرستاده است ، مى آزمايد و [ همگان ] به سوى خدا، مولاى حقيقى خود، باز گردانيده مى شوند و آنچه به دروغ بر مى ساخته اند ، از دستشان به در مى رود» .

صفحه 288 از 2490
| 284 | 285 | 286 | 287 | 288 | 289 | 290 | 291 | 292 |