HadithLib.Com

احادیث امیرالمؤمنین علی علیه السلام

عنه عليه السلام ـ في بيان زهد الأنبياء ـ : وإنْ شئتَ ثَنَّيتُ بموسى كَليمِ اللّه ِ صلى الله عليه و سلم ؛ حَيثُ يقولُ : «رَبِّ إنّي لِما أنْزَلْتَ إلَيَّ مِن خَيرٍ فَقيرٌ» حديث واللّه ِ ، ما سَألَهُ إلّا خُبزا يأكُلُهُ ، لأ نّهُ كانَ يأكُلُ بَقلَةَ الأرضِ . حديث

امام على عليه السلام : ـ در بيان زهد انبيا ـ و اگر بخواهم نمونه دومى ـ از زهد انبيا ـ را بياورم، از موسى كليم اللّه ياد مى كنم، آنجا كه مى فرمايد : «پروردگارا! من به آن خوبى اى كه تو برايم فرو فرستى نيازمندم». به خدا سوگند كه او از خداوند چيزى جز نانى براى خوردن نخواست؛ زيرا از علف و سبزه زمين تغذيه مى كرد.

الإمامُ عليٌّ عليه السلام : الحَمدُ للّه ِ ... الّذي كَلَّمَ موسى تَكلِيما ، وأراهُ مِن آياتِهِ عَظيما ، بلا جَوارِحَ ولا أدَواتٍ ، ولا نُطقٍ ولا لَهَواتٍ . حديث

امام على عليه السلام : سپاس و ستايش خدايى را... كه با موسى به تمام و كمال سخن گفت و از نشانه هاى خود آيتى بزرگ به او نماياند، بى آنكه عضو و ابزارى يا زبان و زبانچه اى داشته باشد.

قرآن:
(وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّه َ مَا لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللّه ِ لَكُمْ آيَةٌ) . حديث

«و به سوى قوم ثمود، برادرشان صالح را فرستاديم [و او ]گفت : اى قوم من! خدا را بپرستيد [كه ]شما را معبودى جز او نيست. از جانب خدا براى شما نشانه اى آشكار آمد. اين ماده شترِ خدا براى شما نشانه اى است».
الإمامُ عليٌّ عليه السلام : أيُّها النّاسُ، إنّما يَجمَعُ النّاسَ الرِّضى والسُّخطُ ، وإنّما عَقَرَ ناقَةَ ثَمودَ رجُلٌ واحِدٌ فعَمَّهُمُ اللّه ُ بالعَذابِ لَمّا عَمُّوهُ بالرِّضا ، فقالَ سبحانَهُ : «فعَقَرُوها فأصْبَحُوا نادِمينَ» حديث فما كانَ إلّا أن خارَت أرضُهُم بالخَسفَةِ خُوارَ السِّكَّةِ المُحْماةِ في الأرضِ الخَوَّارَةِ . حديث

امام على عليه السلام : اى مردم! جز اين نيست كه راضى بودن و راضى نبودن [به يك عمل ]است كه مردم را گرد هم مى آورد. ناقه ثمود را فقط يك مرد پى كرد، امّا خداوند همه آنان را عذاب كرد؛ چون همه آنان به اين كار او راضى بودند. خداى سبحان مى فرمايد : «آن را پى كردند، پس پشيمان گشتند». عذاب آنها اين بود كه سرزمينشان صدايى همچون صداى فرو رفتن ميخ گداخته در زمين نرم و هموار، برآورد و فرو رفت.

عنه عليه السلام : ... فلَمّا مَهَدَ أرضَهُ ، وأنفَذَ أمرَهُ ، اختارَ آدَمَ عليه السلام خِيَرَةً مِن خَلقِهِ ، وجَعَلَهُ أوّلَ جِبِلَّتِهِ حديث . حديث

امام على عليه السلام : ... چون زمينش را آماده ساخت و فرمانش را روان ساخت، آدم عليه السلام را به عنوان مخلوق برتر خود برگزيد و او را نخستين آفريده خود [از نوع انسان ]قرار داد.

قرآن:
(يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِن نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْها زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللّه َ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللّه َ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبا) . حديث

«اى مردم! از پروردگارتان كه شما را از نفس واحدى آفريد و جفتش را [نيز] از همان آفريد و از آن دو، مردان و زنان بسيارى پراكنده كرد، پروا بداريد و از خدايى كه به [نامِ ]او از همديگر درخواست مى كنيد پروا نماييد و زنهار از خويشاوندان مَبُريد، كه خدا همواره بر شما نگهبان است».
الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ في صِفَةِ خَلقِ آدَمَ عليه السلام ـ : ثُمّ جَمَعَ سبحانَهُ مِن حَزْنِ الأرضِ وسَهْلِها ، وعَذْبِها وسَبَخِها ، تُربَةً سَنَّها (سَنّاها) بالماءِ حتّى خَلَصَت ، ولاطَها بالبَلَّةِ حتّى لَزِبَت ، فَجَبَلَ مِنها صُورَةً ذاتَ أحناءٍ ووُصولٍ ، وأعضاءٍ وفُصولٍ ، أجمَدَها حتَّى استَمسَكَت ، وأصلَدَها حتّى صَلْصَلَت ، لِوَقتٍ مَعدودٍ وأمَدٍ مَعلومٍ . ثُمّ نَفَخَ فيها مِن رُوحهِ فَمَثُلَت (فتَمثّلَت) إنسانا ذا أذهانٍ يُجيلُها وفِكَرٍ يَتَصَرّفُ بها ... مَعجونا بطِينَةِ الألوانِ المُختَلِفَةِ ، والأشباهِ المُؤتَلِفَةِ ، والأضدادِ المُتَعادِيَةِ ، والأخلاطِ المُتَبايِنَةِ ، مِن الحَرِّ والبَردِ ، والبَلَّةِ والجُمودِ . حديث

امام على عليه السلام ـ در بيان آفرينش آدم عليه السلام ـ فرمود : سپس، خداوند سبحان از قسمت هاى سخت و نرم زمين و شيرين و شوره زار آن، خاكى برداشت و بر آن آب ريخت تا پاك و خالص شد و با رطوبت بياميختش تا آنكه چسبناك گشت. آن گاه از آن هيكلى بيافريد، داراى اعضا و پيوندها و گسستگى ها؛مدتى مشخص و زمانى معلوم آن را بداشت تا اينكه خشكيد و به هم پيوست و چون سفال سخت شد. آن گاه از روح خويش در آن دميد، تا به صورت انسانى گرديد صاحب ذهن هايى كه آنها را به حركت در مى آورد و انديشه اى كه با آن [در كارهايش ]دخل وتصرف مى كند... آميخته به طينتى با رنگ هاى گوناگون و چيزهايى همانند يكديگر و حالاتى متضاد و آميخته هايى ناهمگون از قبيل گرمى و سردى و رطوبت و خشكى .

الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ في صِفَةِ الأنبياءِ : ـ : كانُواقَوما مُستَضعَفِينَ ، قدِ اختَبرَهُمُ اللّه ُ بالمَخمَصَةِ ، وابتَلاهُم بالمَجهَدَةِ ، وامتَحَنَهُم بالمَخاوِفِ ، ومَخَضَهُم بالمَكارِهِ ... ولَقد دَخَلَ موسَى بنُ عِمرانَ ومَعهُ أخُوهُ هارونُ علَيهِما السّلامُ على فِرعَونَ وعلَيهِما مَدارِعُ الصُّوفِ ، وبأيديهِما العِصِيُّ ...
ولَو أرادَ اللّه ُ سبحانَهُ لأنبيائهِ حَيثُ بَعَثَهُم أن يَفتَحَ لَهُم كُنوزَ الذِّهْبانِ ، ومَعادِنَ العِقْيانِ ، ومَغارِسَ الجِنانِ ... لَفعَلَ ، ولَو فَعَلَ لَسَقَطَ البَلاءُ ، وبَطَلَ الجَزاءُ ...
ولكنَّ اللّه َ سبحانَهُ جَعَلَ رُسُلَهُ اُولي قُوَّةٍ في عَزائمِهِم ، وضَعَفةً فيما تَرَى الأعيُنُ مِن حالاتِهِم ، مَعَ قَناعَةٍ تَملَأُ القُلوبَ والعُيونَ غِنىً ، وخَصاصَةٍ تَملَأُ الأبصارَ والأسماعَ أذىً . حديث

امام على عليه السلام ـ در وصف پيامبران عليهم السلام ـ فرمود : آنان مردمى به ظاهر ناتوان بودند كه خداوند آنها را با گرسنگى آزمود و به سختى ها مبتلايشان فرمود و با ترس و هراس ها امتحانشان نمود و در بوته ناملايمات زير و روشان كرد... موسى بن عمران به همراه برادرش هارون، عليهماالسلام در حالى نزد فرعون رفتند كه لباس پشمين برتن و عصاى چوبين در دست داشتند...
و اگر خداوند سبحان، آن گاه كه پيامبرانش را برانگيخت، مى خواست گنجينه هاى طلا و كان هاى زرِ ناب و باغ هاى پر درخت را به رويشان بگشايد... هر آينه اين كار را مى كرد و اگر چنين مى كرد، آن گاه آزمايش از ميان مى رفت و پاداش منتفى مى شد... .
اما خداوند سبحان فرستادگان خود را صاحب اراده هايى استوار قرار داد و از نظر حالات ظاهريشان فقير گردانيد، امّا توأم با قناعتى كه دل ها و چشم ها را از بى نيازى مى آكند، و نيازمندى و فقرى كه چشم ها و گوش ها را از ناراحتى لبريز مى سازد.

الإمامُ عليٌّ عليه السلام : فبَعَثَ فيهِم رُسُلَهُ وواتَرَ إلَيهِم أنبياءهُ ؛ لِيَستَأدُوهُم مِيثاقَ فِطرَتِهِ ، ويُذَكِّروهُم مَنسِيَّ نِعمَتِهِ ، ويَحتَجُّوا علَيهِم بالتَّبليغِ ، ويُثيروا لَهُم دَفائنَ العُقولِ ، ويُرُوهُم آياتِ المَقدِرَةِ . حديث

امام على عليه السلام : پس [خداوند] رسولان خود را در ميان آنان برانگيخت و پيامبرانش را پياپى سوى ايشان فرستاد، تا از آنان بخواهند عهد الهى را كه در فطرتشان نهاده است، بگزارند و نعمت فراموش شده او را به يادشان آورند و با رساندن پيام الهى حجّت را بر آنان تمام كنند و گنجينه هاى خردهايشان را بيرون آورند و نشانه هاى قدرت [خدا] را به آنها نشان دهند.

صفحه 434 از 2490
| 430 | 431 | 432 | 433 | 434 | 435 | 436 | 437 | 438 |