HadithLib.Com

احادیث امیرالمؤمنین علی علیه السلام

الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ مِن كِتابِهِ للأشتَرِ لَمّا وَلّاهُ مِصرَ ـ : وأشعِرْ قَلبَكَ الرَّحمَةَ لِلرَّعِيَّةِ،والمَحَبَّة لَهُم، واللُّطفَ بِهِم ، ولاتَكونَنَّ علَيهِم سَبُعا ضارِيا تَغتَنِمُ أكلَهُم ؛ فإنَّهُم صِنفانِ : إمّا أخٌ لَكَ في الدِّينِ ، أو نَظيرٌ لَكَ في الخَلقِ ، يَفرُطُ مِنهُمُ الزَّلَلُ ، وتَعرِضُ لَهُمُ العِلَلُ ، ويُؤتى على أيديهِم في العَمدِ والخَطأِ ، فأعطِهِم مِن عَفوِكَ وصَفحِكَ مِثلَ الّذي تُحِبُّ وتَرضى أن يُعطِيَكَ اللّه ُ مِن عَفوِهِ وصَفحِهِ ، فإنَّكَ فَوقَهُم ، وَوالِي الأمرِ علَيكَ فَوقَكَ ، واللّه ُ فَوقَ مَن وَلّاكَ ! حديث

امام على عليه السلام ـ در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر ـ نوشت : دل خود را آكنده از مهر و محبّت و لطف نسبت به مردم گردان و مبادا براى آنان چون جانور درنده اى باشى كه خوردنشان را غنيمت دانى؛ زيرا كه مردم دو دسته اند: يا برادر دينى تو هستند و يا همنوع تو. در معرض لغزش و خطا قرار دارند و گاه از روى عمد يا خطا دست به گناه و تجاوز مى آلايند. پس همان گونه كه خود دوست دارى خداوند نسبت به تو بخشش و گذشت كند، تو نيز نسبت به آنان بخشش و گذشت داشته باش؛ زيرا تو بالادست آنها هستى و فرمانرواى بر تو بالادست تو مى باشد و خداوند بالا دست كسى است كه تو را به امارت گماشته است!

الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ مِن كِتابِهِ للأشتَرِ لَمّا وَلّاهُ مِصرَ ـ :ولْيَكُن أحَبَّ الاُمورِ إلَيكَ أوسَطُها في الحَقِّ ، وأعَمُّها في العَدِل ، وأجمَعُها لرِضا الرَّعِيَّةِ؛ فإنَّ سُخطَ العامَّةِ يُجحِفُ برِضا الخاصَّةِ ، وإنَّ سُخطَ الخاصَّةِ يُغتَفَرُ مَع رِضا العامَّةَ . ولَيسَ أحَدٌ مِن الرَّعِيَّةِ أثقَلَ علَى الوالِي مَؤونَةً في الرَّخاء ، وأقَلَّ مَعونَةً لَهُ في البَلاءِ ، وأكرَهَ للإنصافِ ، وأسألَ بالإلحافِ ، وأقَلَّ شُكرا عِندَ الإعطاءِ ، وأبَطأ عُذرا عِندَ المَنعِ ، وأضعَفَ صَبرا عِندَ مُلِمّاتِ الدَّهرِ ، مِن أهلِ الخاصَّةِ . وإنّما عِمادُ الدِّينِ وجِماعُ المُسلمينَ والعُدَّةُ للأعداءِ : العامَّةُ مِن الاُمَّةِ ، فلْيَكُنْ صِغوُكَ لَهُم ، ومَيلُكَ مَعهُم . حديث

امام على عليه السلام ـ در فرمان استاندارى مصر بهمالك اشتر ـ نوشت : بايد ميانه روى در حقّ و گستراندن عدالت و عمل به آنچه بيش از هر چيز رضايت ملّت را فراهم مى آورد، محبوبترين كارها در نزد تو باشد؛ زيرا نارضايى توده مردم رضايت خواصّ را بى اثر مى سازد و نارضايتى خواص، با رضايت توده مردم، بخشوده مى شود. و هيچ يك از افراد ملّت همچون طبقه خواصّ نيست؛ زيرا اين طبقه به هنگام آسايش بار سنگين ترى بر دوش حكمران هستند و در گرفتارى ها و مشكلات، كمتر به او كمك مى كنند، دادگرى را ناخوش مى دارند، خواسته ها و توقّعات بيشترى دارند، اگر به آنها چيزى داده شود، كمتر قدردانى مى كنند و اگر دريغ شود ديرتر عذر مى پذيرند و در پيشامدهاى ناگوار روزگار ناشكيباترند. ستون دين و جامعه مسلمانان و نيروى هميشه آماده در برابر دشمنان، درحقيقت همان توده ملت است. پس بايد گرايش و توجه تو به آنان باشد.

الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ فيما كَتبَ للأشتَرِ لمَّا وَلّاهُ مِصرَ ـ : ثُمّ انظُرْ في اُمورِ عُمّالِكَ ، فاستَعمِلْهُمُ اختِبارا ، ولا تُوَلِّهِم مُحاباةً وأثَرَةً ؛ فإنَّهُما جِماعٌ مِن شُعَبِ الجَورِ والخِيانَةِ . وتَوَخَّ مِنهُم أهلَ التَّجرِبَةِ والحَياءِ مِن أهلِ البُيوتاتِ الصّالِحَةِ ، والقَدَمِ في الإسلامِ المُتَقَدِّمَةِ . حديث

امام على عليه السلام ـ در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر ـ نوشت : ديگر آنكه در كارهاى كارگزارانت انديشه و تأمل كن و پس از آزمودنِ آنها، ايشان را به كار گمار و به صرف جانبدارى يا علاقه به كسى او را عهده دار كارى مكن؛ زيرا اين دو، كانون انواع ستم وخيانت است. كارگزاران خود را از ميان افراد با تجربه و آبرومند از خاندان هاى نيك و خوشنام و پيشگام در اسلام انتخاب كن.

عنه عليه السلام ـ مِن كِتابِهِ للأشتَرِ لَمّا وَلّاهُ مِصرَ ـ : ثُمّتَفَقَّدْ أعمالَهُم ، وابعَثِ العُيونَ حديث مِن أهلِ الصِّدقِ والوَفاءِ علَيهِم ، فإنَّ تَعاهُدَكَ في السِّرِّ لاُمورِهِم حَدوَةٌ لَهُم حديث على استِعمالِ الأمانَةِ ، والرِّفقِ بِالرَّعِيَّةِ .
وتَحَفَّظْ مِن الأعوانِ ، فإن أحَدٌ مِنهُم بَسَطَ يَدَهُ إلى خِيانَةٍ اجتَمَعَت بِها علَيهِ عِندَكَ أخبارُ عُيونِكَ ، اكتَفَيتَ بذلكَ شاهِدا ، فبَسَطتَ علَيهِ العُقوبَةَ في بَدَنِهِ ، وأخَذتَهُ بما أصابَ مِن عَمَلِهِ ، ثُمّ نَصَبتَهُ بمَقامِ المَذَلَّةِ ، ووَسَمتَهُ بِالخِيانَةِ ، وقَلَّدتَهُ عارَ التُّهَمَةِ . حديث

امام على عليه السلام ـ در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر ـ نوشت : آنگاه به كارهاى آنان (كارگزاران) رسيدگى كن و از ميان افراد با صداقت و وفادار مراقبانى بر آنها بگمار؛ زيرا مراقبتِ نهانى تو در كارهاى ايشان، آنان را به رعايت امانت و خوشرفتارى با مردم وا مى دارد و با دقّت مراقب دستياران خويش باش و اگر يكى از آنان دست به خيانت گشود و گزارش هاى همه مراقبانت آن را تأييد كرد، همان گزارش ها را شاهد بگير و بى درنگ او را كيفر جسمانى ده و از ثروتى كه از طريق مقامش به دست آورده بازخواست كن و او را به خوارى بكشان و داغِ خيانت بر پيشانيش بنشان و حلقه ننگ تهمت به گردنش بياويز.

الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ من كِتابِهِ للأشتَرِ لَمّا وَلّاهُ مِصرَ ـ : فلا تُطَوِّلَنَّ احتِجابَكَ عَن رَعِيَّتِكَ ، فإنَّ احتِجابَ الوُلاةِ عَن الرَّعِيَّةِ شُعبَةٌ مِن الضِّيقِ ، وقِلَّةُ عِلمٍ بالاُمورِ ، والاحتِجابُ مِنهُم يَقطَعُ عَنهُم عِلمَ ما احتَجَبوا دُونَهُ ، فيَصغُرُ عِندَهُمُ الكَبيرُ ، ويَعظُمُ الصَّغيرُ ، ويَقبُحُ الحَسَنُ ، ويَحسُنُ القَبيحُ ، ويُشابُ الحَقُّ بِالباطِلِ ... . حديث

امام على عليه السلام ـ در فرمان استاندارى مصر بهمالك اشتر ـ نوشت : مبادا كه خويشتن را زياده از حدّ از مردم پنهان نگه دارى؛ زيرا روى نهان داشتن حكمرانان از توده مردم، نوعى تنگ حوصلگى و سبب كم اطلاعى از امور است، و حكمران اگر از مردم روى نهان كند، باعث مى شود كه مردم از حقايق پشت پرده آگاه نشوند و از اين رو كارهاى بزرگ و مهم در نظر آنان كوچك و بى اهميت مى آيد و كارهاى كوچك، بزرگ. زيبا زشت جلوه مى كند و زشت زيبا و حق و باطل در هم آميخته مى شود... .

الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ مِن كِتابِهِ للأشتَرِ لَمّا وَلّاهُ مِصرَ ـ : ... ثُمَّ اللّه َ اللّه َ في الطَّبَقَةِ السُّفلى مِنَ الّذينَ لا حِيلَةَ لَهُم ، مِن المَساكينِ والمُحتاجِينَ وأهلِ البُؤْسى والزَّمنى ، فإنَّ في هذهِ الطَّبَقَةِ قانِعا ومُعتَرّا ، واحفَظْ للّه ِ ما استَحفَظَكَ مِن حَقِّهِ فيِهم، واجعَلْ لَهُم قِسْما مِن بَيتِ مالِكَ ...
وتَفَقَّدْ اُمورَ مَن لايَصِلُ إلَيكَ مِنهُم مِمَّن تَقتَحِمُهُ العُيونُ ، وتَحقِرُهُ الرِّجالُ ، ففَرِّغْ لاُولئكَ ثِقَتَكَ مِن أهلِ الخَشيَةِ والتَّواضُعِ ، فلْيَرفَعْ إلَيكَ اُمورَهُم ، ثُمّ اعمَلْ فيهِم بالإعذارِ إلَى اللّه ِ يَومَ تَلقاهُ ؛ فإنَّ هؤلاءِ مِن بَينِ الرَّعِيَّةِ أحوَجُ إلَى الإنصافِ مِن غَيرِهِم ، وكلٌّ فأعذِرْ إلَى اللّه ِ في تَأدِيَةِ حَقِّهِ إلَيهِ . حديث

امام على عليه السلام ـ در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر ـ نوشت : ... ديگر آنكه درباره طبقه پايين، از كسانى كه راه چاره اى ندارند و نيازمندان و بينوايان و رنجوران، خدا را در نظر گير؛ زيرا در ميان اين طبقه تهيدستانى وجود دارند كه دست نياز سوى اين و آن دراز مى كنند و عدّه اى هم روى گدايى ندارند. بنابراين، حقّ آنان را كه خداوند اداى آن را از تو خواسته است ادا كن و از بيت المال براى آنان هم سهمى در نظر گير...
و به كار كسانى از آنان كه به تو دسترسى ندارند و چشم ها آنان را خرد و بزرگان آنها را حقير مى شمارند، رسيدگى كن و براى اين كار از افراد خداترس و فروتن مورد اعتماد خود كسانى را مأمور رسيدگى به امور ايشان كن تا احوال آنها را به تو گزارش دهند و آنگاه درباره آنان آن گونه عمل كن كه روزى كه خدا را ديدار مى كنى عذرت را بپذيرد؛ زيرا اين گروه از مردم به دادگرى نيازمندتر از ديگران هستند.پس در اداى حقّ هر يك از اينان،در پيشگاه خدا عذر و حجّتى داشته باش.

عنه عليه السلام ـ أيضا ـ : واجعَل لِذَوي الحاجاتِ مِنكَ قِسما تُفَرِّغُ لَهُم فيهِ شَخصَكَ ، وتَجلِسُ لَهُم مَجلِسا عامّا ، فتَتَواضَعُ فيهِ للّه ِ الّذي خَلَقَكَ ، وتُقعِدَ عَنهُم جُندَكَ وأعوانَكَ مِن أحراسِكَ وشُرَطِكَ ، حتّى يُكَلِّمَكَ مُتَكلِّمُهُم غَيرَ مُتَتَعتِعٍ ؛ فإنّي سَمِعتُ رسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يَقولُ في غَيرِ مَوطِنٍ : لَن تُقَدَّسَ اُمَّةٌ لا يُؤخَذُ لِلضَّعيفِ فِيها حَقُّهُ مِن القَوِيِّ غَيرَ مُتَتَعتِعٍ .
ثُمّ احتَمِلِ الخُرقَ مِنهُم والعِيَّ ، ونَحِّ عَنهُمُ الضِّيقَ والأنَفَ ... . حديث

امام على عليه السلام ـ در همان فرمان ـ نوشت: و مقدارى از وقت خود را به نيازمندان خود اختصاص ده و با آنان در يك مجلس عمومى بنشين و شخصاً به مشكلاتشان رسيدگى كن و در آن مجلس براى خداوندى كه تو را آفريده است فروتنى نما و سربازان و يارانت را كه از پاسداران و نگهبانان تو هستند از آنان دور بدار تا هر كه مى خواهد سخن بگويد بدون لكنت زبان و ترس و واهمه مطالبش را بگويد ؛ چرا كه من از رسول خدا صلى الله عليه و آله بارها شنيدم كه مى فرمود: ملّتى كه در آن حقّ ناتوان بدون ترس و واهمه از قدرتمندان گرفته نشود هرگز روى رستگارى را نمى بيند.همچنين درشتى و درماندگى و ناتوانى آنان را در سخن گفتن تحمل كن و كم حوصلگى و تكبّر را از خود دور گردان... .

صفحه 760 از 2490
| 756 | 757 | 758 | 759 | 760 | 761 | 762 | 763 | 764 |