HadithLib.Com

احادیث امیرالمؤمنین علی علیه السلام

امام على عليه السلام: اَلْمُؤْمِنُ مَنْ كانَ حُبُّهُ لِلّهِ وَ بُغْضُهُ لِلّهِ وَ اَخْذُهُ لِلّهِ وَ تَرْكُهُ لِلّهِ؛ حديث

مؤمن، كسى است كه دوستى و دشمنى و گرفتن و رها كردنش، براى خدا باشد.

امام على عليه السلام: اَ لْمُؤْمِنُ مُنَزَّهٌ مِنَ الزَّيْغِ وَ الشِّقاقِ؛ حديث

مؤمن، از بددلى و دشمنى با مردم، به دور است.

امام على عليه السلام: اَ لْمُؤْمِنُ غَريزَتُهُ النُّصْحُ وَ سَجيَّتُهُ الْكَظْمُ؛ حديث

مؤمن، طبيعتش خيرخواهى و فرو خوردن خشم است.

امام على عليه السلام: اَلنِّفاقُ عَلى اَرْبَعِ دَعائِمَ: عَلَى الْهَوى وَ الْهُوَيْنا وَ الْحَفيظَةِ وَ الطَّمَعِ. فَالْهَوى عَلى اَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى الْبَغْىِ وَ الْعُدْوانِ وَ الشَّهْوَةِ وَ الطُّغْيانِ؛ فَمَنْ بَغى كَثُرَتْ غَوائِلُهُ وَ تُخُلِّىَ مِنْهُ وَ قُصِرَ عَلَيهِ، وَ مَنِ اعْتَدى لَمْ يُؤْمَنْ بَوائِقُهُ وَ لَمْ يَسْلَمْ قَلْبُهُ وَ لَمْ يَمْلِكْ نَفْسَهُ عَنِ الشَّهَواتِ، وَ مَنْ لَمْ يَعْذِلْ نَفْسَهُ فِى الشَّهَواتِ خاضَ فِى الْخَبيثاتِ وَ مَنْ طَغى ضَلَّ عَلى عَمْدٍ بِلا حُجَّةٍ. وَ الْهُوَيْنا عَلى اَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى الْغِرَّةِ وَ الاَْمَلِ وَ الْهَيْبَةِ وَ الْمُماطَـلَةِ؛ وَ ذلِكَ بِاَنَّ الْهَيْبَةَ تَرُدُّ عَنِ الْحَقِّ، وَ الْمُماطَـلَةَ تُفَرِّطُ فِى الْعَمَلِ حَتّى يَقْدَمَ عَلَيهِ الاَْجَلُ، وَ لَوْ لاَ الاَْمَلُ عَلِمَ الاِْنْسانُ حَسَبَ ما هُوَ فيهِ، وَ لَوْ عَلِمَ حَسَبَ مَا هُوَ فيهِ ماتَ خُفاتاً مِنَ الْهَوْلِ وَ الْوَجَلِ، وَ الْغِرَّةَ تَقْصُرُ بِالْمَرْءِ عَنِ الْعَمَلِ. وَ الْحَفيظَةُ عَلى اَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى الْكِبْرِ وَ الْفَخْرِ وَ الْحَميَّةِ وَ الْعَصَبيَّةِ؛ فَمَنِ اسْتَـكْبَرَ اَدْبَرَ عَنِ الْحَقِّ، وَ مَنْ فَخَرَ فَجَرَ وَ مَنْ حَمىَ اَصَرَّ عَلَى الذُّنوبِ، وَ مَنْ اَخَذَتْهُ الْعَصَبيَّةُ جارَ، فَبِئْسَ الاَْمْرُ اَمْرٌ بَيْنَ اِدْبارٍ وَ فُجورٍ وَ اِصرارٍ وَ جَوْرٍ عَلَى الصِّراطِ. وَ الطَّمَعُ عَلى اَرْبَعِ شُعَبٍ: الْفَرَحِ وَ الْمَرَحِ وَ اللَّجاجَةِ وَ التَّـكاثُرِ؛ فَالفَرَحُ مَكْروهٌ عِنْدَ اللّهِ وَ الْمَرَحُ خُيَلاءُ، وَ اللَّجَاجَةُ بَلاءٌ لِمَنِ اضْطَرَّتْهُ اِلى حَمْلِ الاْثامِ، وَ التَّـكاثُرُ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ شَغُلٌ وَ اسْتِبْدالُ الَّذى هُوَ اَدْنى بِالَّذى هُوَ خَيْرٌ. فَذلِكَ النِّفاقُ وَ دَعائُمُهُ وَ شُعَبُهُ؛ حديث

نفاق، چهار پايه دارد: هوس، سهل انگارى، خشم و طمع.
هوس، خود، چهار شعبه دارد: ستم، تجاوز، شهوت و سركشى. هر كس ستم كند، گرفتارى هايش زياد مى شود و تنها مى مانَد و [ديگران] از كمك به او خوددارى مى كنند. هر كس تجاوز (زياده خواهى) كند، مردم از بدى هايش در اَمان نيستند و دلش سالم نمى مانَد و نمى تواند در برابر خواسته هاى نفسانى اش خويشتندارى كند. هر كس شهوات خود را تعديل نكند، در پليدى ها فرو مى رود و هر كس سركشى كند، خودخواسته و بى دليل، به بى راهه مى رود.
سهل انگارى نيز چهار شعبه دارد: غفلت، آرزو، ترس و امروز و فردا كردن. و اين بدان جهت است كه ترس، [انسان را] از حقّ، دور مى كند و امروز و فردا كردن، موجب كوتاهى كردن در انجام عمل [صالح] مى شود تا اجل به سراغ انسان بيايد (اجل انسان فرا رسد). و آرزو اگر نبود، انسان، حساب كار خود را مى دانست و انسان، اگر حساب كار خود را مى دانست، از نگرانى و دلهره جان مى سپُرد، و غفلت، موجب كم گذاشتن در كار مى شود.
خشم نيز چهار شعبه دارد: خودبرتربينى، فخرفروشى، غرور و تعصّب. هر كس تكبّر داشته باشد، از [راه] حقّ، منحرف مى شود و هر كس فخرفروشى كند، به گناه مى افتد و هر كس غرور داشته باشد، بر گناهان اصرار مى ورزد (گناهان را تكرار مى كند) و هر كس گرفتار تعصّب شود، ستم خواهد كرد. پس چه بد چيزى است آن كه نتيجه اش پشت كردن به حقّ باشد و گناه و اصرار بر گناه و انحراف از راه راست را نيز به دنبال بياورد.
طمع نيز چهار شعبه دارد: سرمستى، خوش گذرانى، خيره سرى (لجاجت) و ثروت اندوزى. سرمستى، در محضر خداوند، خوشايند نيست و خوش گذرانى، غرور است و خيره سرى، بلايى است براى آدمى، كه او را به كشيدن بار گناهان، وادار مى كند و ثروت اندوزى، سرگرمى و بازى و گرفتارى و جايگزين كردن.
چيزى پَست تر (يعنى دنيا) به جاى چيزى بهتر (يعنى آخرت) است اين بود [شرح] نفاق و پايه ها و شاخه هاى آن!

امام على عليه السلام: لاتَلْتَمِسِ الدُّنْيا بِعَمَلِ الآْخِرَةِ، و لاتُؤْثِرِ الْعاجِلَةَ عَلَى الآْجِلَةِ؛ فَاِنَّ ذلكَ شيمَةُ الْمُنافِقينَ وَ سَجيَّةُ الْمارِقينَ؛ حديث

كار آخرتى را وسيله رسيدن به اهداف دنيايى قرار نده و دنيا را بر آخرت، ترجيح مده؛ زيرا اين [دو]، خصلت منافقان و روش بى دينان است.

امام على عليه السلام: اُحَذِّرُكُمْ اَهْلَ النِّفاقِ، فَاِنَّهُمُ الضّالّونَ الْمُضِلّونَ، وَ الزّالّونَ الْمُزِلّونَ، يَتَلَوَّنونَ اَلْواناً، وَ يَفْتَنّونَ افْتِنانا، وَ يَعْمِدونَـكُمْ بِكُلِّ عِمادٍ، وَ يَرْصُدونَـكُمْ بِكُلِّ مِرْصادٍ. قُلُوبُهُمْ دَويَّةٌ، وَ صِفاحُهُمْ نَقيَّةٌ. يَمْشونَ الْخَفاءَ، وَ يَدِبّونَ الضَّرّاءَ. وَصْفُهُمْ دَواءٌ، وَ قَوْلُهُمْ شِفَاءٌ، وَ فِعْلُهُمُ الدّاءُ الْعَياءُ. حَسَدَةُ الرَّخاءِ، وَ مُؤَكِّدُو الْبَلاءِ، وَ مُقَـنِّطو الرَّجاءِ لَهُمْ بِكُلِّ طَريقٍ صَريعٌ، وَ اِلى كُلِّ قَلْبٍ شَفيعٌ، وَ لِكُلِّ شَجْوٍ دُمُوعٌ. يَتَقارَضونَ الثَّناءَ، وَ يَتَراقَبونَ الْجَزاءَ. اِنْ سَاَ لُوا اَ لْحَفوا، وَ اِنْ عَذَلوا كَشَفوا، وَ اِنْ حَكَموا اَسْرَفُوا. قَدْ اَعَدّوا لِكُلِّ حَقٍّ باطِلاً، وَ لِكُلِّ قائِمٍ مَائِلاً، وَ لِكُلِّ حىٍّ قاتِلاً، وَ لِكُلِّ بابٍ مِفتاحاً، وَ لِكُلِّ لَيْلٍ مِصْباحا. يَتَوَصَّلونَ اِلَى الطَّمَعِ بِالْيَاْسِ لِيُقيموا بِهِ اَسْواقَهُمْ، وَ يُنْفِقُوا بِهِ اَعْلاقَهُمْ. يَـقولونَ فَيُشَبِّهونَ، وَ يَصِفونَ فَيُمَوِّهونَ. قَدْ هَوَّنُوا الطَّريقَ، وَ اَضْلَعُوا الْمَضيقَ. فَهُمْ لُمَةُ الشَّيْطانِ، وَ حُمَةُ النِّيرانِ: «اُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ اَلا اِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرونَ»؛ حديث

شما را از منافقان، بر حَذَر مى دارم؛ چرا كه آنان مردمانى گم راه و گم راه كننده اند. خود، لغزيده اند و ديگران را نيز مى لغزانند. به رنگ هاى گوناگون در مى آيند و از هر راهى [شما را] مى فريبند و با هر وسيله اى قصد [ضربه زدن به] شما را مى كنند و در هر كمينگاهى به كمين شما مى نشينند.
دل هايشان بيمار است و ظاهرشان پاك [ و آراسته]. پنهانى كار مى كنند و براى آسيب رساندن، آهسته مى خزند. شرح و بيانشان، دارو و گفتارشان، شفاست؛ امّا رفتارشان، دردِ بى درمان است.
به آسايش [و رفاه] مردم، حسادت مى ورزند و به گرفتارى آنان دامن مى زنند و اميدشان را به نوميدى مى كشانند. در هر سويى زمين خورده اى و به هر دلى راهى و براى هر اندوهى اشك هايى [دروغين] دارند.
تعريف و تمجيد به هم قرض مى دهند و از يكديگر، انتظار پاداش دارند. اگر چيزى بخواهند، پافشارى مى كنند و اگر سرزنش كنند، پرده درى مى نمايند و اگر داورى كنند، از انصاف، خارج مى شوند.
در برابر هر حقّى، باطلى و در برابر هر كار درستى، انحرافى و براى هر زنده اى قاتلى و براى هر درى كليدى و براى هر شبى چراغى آماده دارند.
زهدنمايى مى كنند تا به طمع هاى خويش برسند و از اين راه، بازار خود را گرم كنند و كالاهاى خود را بفروشند.
سخن مى گويند و ترديد مى افكنند، و شرح مى دهند و حقيقت را وارونه جلوه مى دهند. راه ها را هموار نشان مى دهند و سپس خود، روندگان را به تنگناها دچار مى كنند.
اينان، دار و دسته شيطان و هيزم دوزخ اند. «آنان، حزب شيطان اند و بدانيد كه حزب شيطان، به يقين، زيانكار خواهند بود».

قرآن:
«اللَّهُ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَ شَيْبَةً يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ » . حديث
«هُوَ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُواْ أَشُدَّكُمْ » . حديث

(خداست آن كس كه شما را ابتدا ناتوان آفريد ، آن گاه ، پس از ناتوانى ، قوّت بخشيد ، سپس بعد از قوّت ، ناتوانى وپيرى داد . هر چه بخواهد ، مى آفريند ، و هموست داناى توانا)
(او همان كسى است كه شما را از خاكى آفريد ، سپس از نطفه اى ، آن گاه از علقه اى ، و بعد شما را [به صورت] كودكى برمى آورد ، تا به كمال قوّت خود برسيد)
الإمام علي عليه السلام : أربَعَةُ أشياءَ لا يَعرِفُ قَدرَها إلاَّ أربَعَةٌ : الشَّبابُ لا يَعرِفُ قَدرَهُ إلاَّ الشُّيوخُ ، حديث وَالعافِيَةُ لا يَعرِفُ قَدرَها إلاَّ أهلُ البَلاءِ ، وَالصِّحَةُ لا يَعرِفُ قَدرَها إلاَّ المَرضى ، وَالحَياةُ لا يَعرِفُ قَدرَها إلاَّ المَوتى . حديث

امام على عليه السلام : ارزش چهار چيز را جز چهار گروه نمى شناسند :[ارزش ]جوانى را جز پيران نمى شناسند؛ حديث [ارزش] آرامش (آسايش) را جز گرفتاران نمى شناسند ؛ [ارزش] سلامت را جز بيماران نمى شناسند ، و[ارزش] زندگى را جز مُردگان نمى دانند .

صفحه 817 از 2490
| 813 | 814 | 815 | 816 | 817 | 818 | 819 | 820 | 821 |