عضویت نظرات درباره پايگاه تماس با ما

احادیث امیرالمؤمنین علی علیه السلام (17430 حدیث)

صفحه اختصاصي حديث و آيات قـالَ عَلِىٌّ عليه السلام: كانَ رَسُولُ اللّه صلي الله عليه و آله لَيَسُرُّ الرَّجُلَ مِنْ اَصْحابِهِ اِذا رَآهُ مَغْمُوما بِالْمُداعَبَةِ وَ كانَ صلي الله عليه و آله يَقُولُ: اِنَّ اللّهَ يُبْغِضُ الْمُعَبّـِسَ فى وَجْهِ اِخْوانِهِ. حديث

حضرت على عليه السلام فرمود: پيامبر خدا صلي الله عليه و آله هرگاه يكى از اصحاب را غمگين مى ديد، با شوخى او را خوشحال مى كرد و مى فرمود: خداوند، كسى را كه با برادرانش با ترشرويى و چهره عبوس رو به رو شود، دشمن مى دارد. شوخ طبعى و مزاح، در حدّ اعتدال و دورى از افراط، پسنديده است. سيره پيامبر و ائمّه عليهم السلامچنين بوده كه گاهى براى شاد كردن كسى يا زدودن غم و غصّه از او، شوخى مى كردند و سخنان شيرين و شوخى آميز مى گفتند. انسانهاى شوخ طبع به خاطر آن كه موجب شادى و نشاط ديگران مى شوند، محبوبيّت پيدا مى كنند و افراد عبوس و اخمو و بدخلق، از نظر خداوند هم مطرودند. امّا بايد حدّ و حريم ها حفظ شود و به زياده روى و افراط كشيده نشود و شوخى و مزاح، سبب رنجش ديگران و تحقير و استهزاى آنان نگردد.


صفحه اختصاصي حديث و آيات قـالَ عَـلِىٌّ عليه السلام: وَ قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعى مِنْ رَسُولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آلهبِاْلقَرابَةِ الْقَريبَةِ وَ الْمَنْزَلَةِ الْخَصيصَةِ، وَضَعَنى فىحِجْرِهِ وَ أَنَا وَلَدٌ يَضُمُّنى اِلى صَدْرِهِ، وَ يَكْنُفُنى اِلى فِراشِهِ، وَ يَمُسُّنى جَسَدَهُ، وَ يُشِمُّنى عَرْفَهُ، وَكانَ يَمْضَغُ الشَّيْى ءَ ثُمَّ يُلـْقِمُنيهُ، وَ ما وَجـَدَ لى كَذْبـَةً فى قَوْلٍ وَلا خَطْلَةً فى فِعْلٍ. حديث

حضرت على عليه السلام مى فرمايد: ... شما خود در پيوند با رسول خدا صلي الله عليه و آله، هم بدليل خويشاوندى و هم به سبب موقعيت ويژه من، جايگاه مرا مى شناسيد. او مرا از روزگارى كه نوزادى بودم در دامن خود مى نشاند و بر سينه مى چسبانيد، در بستر خويش مى خوابانيد و بدنش را به بدنم مى ساييد و از عطر دلپذيرش بهره مندم مى ساخت، لقمه را مى جويد و در دهانم مى گذاشت و هرگز درگفتارم دروغى نشنيد و در رفتارم لغزش و سبكسرى نديد. شخصيت هر كس و روحيّات او از دوران كودكى شكل مى گيرد. اميرالمؤمنين عليه السلام اين افتخار را داشت كه از عنايتها و تربيتهاى خاص رسول خدا صلي الله عليه و آله برخوردار باشد و در دامان او تربيت گردد و عطر وجود آن حضرت را استشمام كند.


صفحه اختصاصي حديث و آيات قـالَ عَـلِىٌّ عليه السلام: كانَتْ لى مِنْ رَسُولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله مَنْزِلَةٌ لَمْ يَكُنْ لاَِحَدٍ مِنَ الْخَلائقِ اِنّى كُنْتُ آتيهِ كُلَّ سَحَرٍ فَاُسَلِّمُ عَلَيْهِ. حديث

حضرت على عليه السلام فرمود: موقعيتى كه من در محضر پيامبر خدا صلي الله عليه و آله داشتم براى هيچ كس ديگر نبود. من هر روز سحر محضر ايشان مى رفتم. انس و ارتباط و پيوند حضرت على عليه السلام با پيامبر، بيش از همه بود و در فرصتهاى مختلف، از علوم بى پايان رسول خدا صلي الله عليه و آله بهره مى گرفت. پيامبر هم به او عنايت ويژه داشت و گفتنيهاى بسيار و اسرار مهمّى را با او در ميان مى گذاشت. اين موقعيت براى هيچ كس ديگر فراهم نبود و همين فضيلت بود كه حسد برخى بدخواهان را بر مى انگيخت.


صفحه اختصاصي حديث و آيات قالَ على عليه السلام: كُنْتُ اِذا سَـأَلْتُ رَسُولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آله أَعْـطانى وَ اِذا سَـكَتُّ ابْتَـدَأَنى. حديث

حضرت على عليه السلام فرمود: هرگاه از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله سؤال مى كردم، خواسته ام را پاسخ مى داد و اگر من سكوت مى كردم او خود پيشگام مى شد و از دانش خود بهره مندم مى ساخت. نخستين گام براى آموختن، سؤال است و به فرموده پيامبر، دانش همچون گنجينه اى است كه كليد آن پرسيدن است. امام على عليه السلام به اين راز معرفت آگاه بود و در هر فرصتى از رسول خدا صلي الله عليه و آلهسؤال مى كرد و آن حضرت هم جواب مى داد. اگر هم امام سؤالى نمى كرد، خود پيامبر آغاز مى كرد و مطالب و حكمتهايى را به على عليه السلاممى آموخت.


صفحه اختصاصي حديث و آيات قالَ عَلِىٌّ عليه السلام: وَلَعَمرى ما عَلَىَّ مِنْ قِتالِ مَنْ خالَفَ الحَقَّ وَ خابَطَ الغَىَّ مِنْ إدْهانٍ وَلا إيهانٍ. حديث

حضرت على عليه السلام فرمود: بجان خودم سوگند، در نبرد با كسى كه مخالفت حق كند و راه گمراهى پيش گيرد، نه مداهنه مى كنم نه سستى. از ويژگيهاى آن حضرت، نداشتن سازش با مخالفان حق و عدل و برخوردارى از قاطعيّت انقلابى در راه انجام وظيفه بود.


صفحه اختصاصي حديث و آيات وَ قــالَ عليه السلام: ... لَمْ يَكُنْ لِأَحَدٍ فِىَّ مَهْمَزٌ وَ لالِقائلٍ فِىَّ مَغْمَزٌ، الَـذَّلـيلُ عِنْدى عَـزيزٌ حَتّى اخُذَ الْحَـقَّ لَـهُ، وَ الْقَوِىُّ عِنْدى ضَعيفٌ حَتّى اخُذَ الْحَـقَّ مِنْهُ. رَضينا عَنِ اللّه ِ قَـضاءَهُ وَ سَلَّمْنا لِلّه أَمْـرَهُ. حديث

حضرت على عليه السلام فرمود: در تمامى زندگىِ من، نقطه سياهى نيست تا عيب جويان و اشاره كنندگان با چشم و ابرو اشاره كنند و سخنى گويند. خوارترين افراد نزد من عزيز است تا حق او را بستانم و نيرومند نزد من ناتوان است تا حق ديگران را از او بازگيرم. ما با تمام وجود به قضاى الهى خشنود و در برابر فرمانش تسليم هستيم. قاطعيّت در اجراى حق و عدالت و پشتيبانى از مظلوم در برابر ظالم از ويژگيهاى «حكومت علوى» بود. هر چند اجراى دقيق عدالت، به كام دنيا خواهان خوش نمى آمد و عدّه اى از على عليه السلاممى رنجيدند، امّا دلخوشى آن حضرت اين بود كه خدايش از او راضى است.


صفحه اختصاصي حديث و آيات وَ قـالَ عليه السلام: اَما وَ اللّه ِ اِنْ كُنْتُ لَفى ساقَتِها حَتّى تَوَلَّتْ بِحَذافيرِها، ماضَعُفْتُ وَ لاجَبُنْتُ وَ اِنَّ مَسيرى هذا لِمِثْلِها، فَلَأَنْقُبَنَّ الْباطِلَ حَتّى يَخْرُجَ الْحَقُّ مِنْ جَنْبِهِ. مالى وَ لِقُرَيْشٍ؟ وَاللّه ِ لَقَدْ قْاتَلْتُهُمْ كافِرينَ وَ لَأُقاتِلَنَّهُمْ مَفْتُونينَ وَ اِنّى لَصاحِبُهُمْ بِالْأَمْسِ كَما أَنَا صاحِبُهُمْ الْيَوْمَ. حديث

حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمود: به خدا سوگند، من همواره در زمره پيشتازان اين حركت بودم تا روزى كه جبهه دشمن تار و مار شد و جاهليت از صحنه بيرون رفت، بى آنكه كم ترين ضعف يا ترسى داشته باشم و امروز نيز در همان راستا قدم بر مى دارم و تصميم دارم باطل را بشكافم تا حق از پهلوى آن بيرون آيد. مرا با قريش چه كار؟ كه ديروز در موضع كفر بودند و با آنان جنگيدم و امروز نيز كه گرفتار فتنه و انحراف شده اند به پيكارشان خواهم خاست. من همانگونه كه ديروز با آنان برخورد كردم امروز نيز همانم. امير مؤمنان عليه السلام داراى سابقه ديرين و درخشان در يارى اسلام و مبارزه با مشركان و منافقان داشت. ياور حق بود و دشمن باطل. وى جبهه باطل را در هر نقاب و شكل و شمايل كه بود مى شناخت و با آن مى جنگيد.


صفحه اختصاصي حديث و آيات قــالَ عليه السلام: ... وَ مِنَ الْعَجَبِ بَعْثُـهُمْ اِلَىَّ أَنْ أَبْرُزَ لِلطِّـعانِ وَ أَنْ أَصْبِرَ لِلْجِلادِ، هَبِـلَتْهُمُ الْهَـبُولُ! لَقَدْ كُـنْتُ وَ ما اُهَدَّدُ بِالْحَرْبِ وَ لااُرْهَّبُ بِالضَّـرْبِ وَ اِنّى لَعَلى يَقينٍ مِنْ رَبّى وَ فى غَيْرِ شُبْهَةٍ مِنْ دينى. حديث

حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمود: ... و از شگفتيهاى زمانه اين است كه ـ شاميان ـ به من پيام داده اند كه خود را براى مقابله با سرنيزه ها آماده كنم و براى ضربه هاى شمشير شكيبا باشم، مادرانِ گريان به سوگشان بنشينند! تاكنون كسى مرا با دعوت به جنگ تهديد نكرده است و از زخمهاى نيزه و شمشير هراسى نداشته ام، چرا كه بر يقين به پروردگارم تكيه دادم و دينم را زنگار شبهه نيالوده است. مرگ اگر مرد است گو نزد من آى تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ من ز او عمرى ستانم جاودان او زمن دلقى بگيرد رنگ رنگ امام على عليه السلام شهادت طلب بود و از مرگ و كارزار باكى نداشت و چه غافل بودند آنان كه او را تهديد به جنگ مى كردند، در حالى كه وى از نوجوانى در ميدانهاى مبارزه و درگيرى رشد كرده بود.


صفحه اختصاصي حديث و آيات ... وَ عَرَفُوا قَتْلاهُ ـ قَتلى عَلِىٍّ عليه السلام فى لَيلَةِ الهَرير ـ بِضَرَباتِهِ الَّتى كانَتْ عَلى وَتِيرَةٍ واحِدَةٍ، اِنْ ضَرَبَ طُولاً قَدَّ وَاِنْ ضَرَبَ عَرْضا قَطَّ وَ كانَتْ كَأَنَّها مِكْواةٌ.حديث
وَ فى رِوايَةٍ:
كانَتْ لِعَلىٍّ عليه السلام: ضَرْبَتانِ: اِذا تَطاوَلَ قَدَّ و اِذا تَقاصَرَ قَطَّ. قالوا: وَ كانَتْ ضَرَباتُهُ أَبْكارا اِذا اْعَتلى قَدَّ وَ اِذا اْعتَرَضَ قَطَّ. حديث

در صبحگاه ليلة الهريرحديث كشته شدگان به دست حضرت امير عليه السلام را از نحوه ضربت هاى حضرت باز مى شناختند، زيرا ضربت ها همه يكنواخت بود. اگر شمشير را از بالا فرود مى آورد دو نيم مى كرد و اگر از پهلو مى زد قطع مى كرد. و محل ضربه شمشير گويى با آهن گداخته داغ شده بود.
و گفته اند:
همه ضربت هاى على عليه السلام همين دو نوع بوده وقتى از حريف بلندتر قرار مى گرفت از بالا مى زد و دو نيم مى كرد و هنگامى كه برابر بود از پهلو مى زد و قطع مى نمود و گفته اند: بر حريف خود بيش از يك ضربه نمى زد.


صفحه اختصاصي حديث و آيات دَخَلَ ضِرارُ بنُ ضمرة الكنانى عَلى مُعاوِيَةَ فَقالَ لَهُ: صِفْ لى عَلِيّا، فَقالَ أو تَعفيني ...؟ قالَ: لا أعفيكَ، قالَ: إذْ لابُدَّ فَإنّهُ: ـ كان وَ اللّه ِ بَعيدَ الْمَدى شَديدَ الْقُوى يَقُولَ فَصْلاً وَيَحْكُمْ عَدْلاً يَنْفَجِرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوانِبِهِ وَ تَنْطِقُ الْحِكْمَةُ مِنْ نَواحِيهِ يَسْتَوْحِشُ مِنَ الدُّنْيا وَ زَهْرَتِها وَ يَسْتَأْنِسُ بِاللَّيْلِ وَ ظُلْمَتِهِ كانَ وَاللّه ِ غَزيرَ مالْبَصيرَةِ طَويلَ الْفِكْرَةِ ... يُعْجِبُهُ مِنَ اللَّباسِ ما قَصُرَ وَ مِنَ الطَّعام ما جَشَبَ، كانَ وَاللّه ِ كَأَحَدِنا يُدْنينا اِذا أَتَيْناهُ وَ يُجيُبنا اِذا سَأَلْناهُ وَ كانَ مَعَ تَقَرُّبِهِ اِلَيْنا وَ قُرْبِهِ مِنّا لا نُكَلِّمُهُ هَيْبَةً لَهُ. حديث

ضرار بن ضمره يكى از اصحاب ويژه حضرت امير عليه السلامبر معاويه وارد شد، معاويه گفت: على را براى من توصيف كن. ضرار با اصرار معاويه لب به سخن گشود و گفت: بخدا سوگند او دست نايافتنى و دور از دسترس و داراى نيروهاى پرتوان بود، سخنانى روشنگر مى گفت و به عدل حكم مى راند، از هر سوى او علم مى جوشيد و از تمامى رفتار او حكمت مى تراويد، از دينا و زيورهاى آن وحشت داشت و به شب زنده دارى و خلوت شب انس مى ورزيد. بخدا سوگند او داراى بصيرتى فراوان و انديشه هايى بلند بود. لباس كوتاه و طعام خشك و بى نان خورش را ـ كه نشانه تواضع و فقر بود ـ دوست مى داشت. بخدا سوگند چونان يكى از خود ما بود، هرگاه نزد او مى رفتيم ما را به نزديك خود فرا مى خواند و خواسته هاى ما را پاسخ مى گفت و با اين همه مهرورزى و اظهار نزديكى و يگانگى، به دليل هيبتى كه داشت جرأت گفتگو با او را نداشتيم.


پرینت احادیث

کلید واژه : احادیث امیرالمؤمنین علی علیه السلام امیرالمؤمنین علی علیه السلام


تعداد : 17430 حدیث
صفحه 711 از 1743
| 707 | 708 | 709 | 710 | 711 | 712 | 713 | 714 | 715 |
 

امام باقر عليه ‏السلام :

اِنَّ هذِهِ الدُّنيا يُعطيهَا اللّه‏ُ البِرَّ وَ الفاجِرَ وَ لايُعْطِى الإيمانَ إلاّ صَفْوَتَهُ مِنْ خَلْقِهِ؛
خــدا اين دنيـا را به نيـكوكار و بدكار مى ‏بخـشد، ولى «ايمان» را جز به برگزيدگان خلقش نمى ‏دهد.

اصول كافى(با ترجمه): ج 3، ص 305

تعداد كتابها : 111

تعداد احاديث : 45456

تعداد تصاویر : 685

تعداد حدیث روز : 646

تعداد کلید واژه ها : 608

تعداد اعضاء : 3371