عضویت نظرات درباره پايگاه تماس با ما

احادیث امیرالمؤمنین علی علیه السلام (17430 حدیث)

صفحه اختصاصي حديث و آيات قـالَ عليه السلام: وَاللّه ِ لَوْ اُعْطِيتُ الْأَقاليمَ السَّبْعَةَ بِما تَحْتَ اَفْلاكهِا عَلى أَنْ أَعْصِىَ اللّه َ فى نَمْلَةٍ أَسْلُبُها جِلْبَ شَعيرَةٍ ما فَعَلْتُ، وَ اِنَّ دُنْياكُمْ عِنْدى لاََهْوَنُ مِنْ وَرَقَةٍ فى فَمِ جَـرادَةٍ تَقْـضِمُها، ما لِعَلِىٍّ وَ نَعيمٍ يَفْنى وَلَذَّةٍ لا تَبْقى!؟ حديث

حضرت على عليه السلام فرمود: بخدا سوگند اگر اقليمهاى هفت گانه زمين را با هر چه در زير آسمان آنها است به من دهند تا خدا را در حد گرفتن پوست جوى از دهان مورى نافرمانى كنم، نخواهم كرد. چرا كه اين دنياى شما در نزد من از برگ نيم جويده اى در دهان ملخى ناچيزتر است. على را با نعمتهاى فناپذير و لذت هاى گذرا و ناپايدار چه كار! از ديدگاه على عليه السلام حكومت، وسيله اى براى احقاق حق و اجراى عدالت و احكام خدا بود، نه طعمه اى لذيذ براى كاميابيهاى شخصى. از اين رو سعى داشت در دوران زمامدارى، حق گرا باشد و جلوه ها و جاذبه هاى دنيوى او را نفريبد و از اجراى عدالت باز ندارد.


صفحه اختصاصي حديث و آيات وَ قــالَ عليه السلام: هَيْهاتَ أَنْ يَغْلِبَنى هَواىَ وَ يَقُودَنى جَشَعى اِلى تَخَيُّرِ الْأَطْعِمَةِ وَ لَعَلَّ بِالْحِـجازِ أَوِ الْيَمامَةِ مِنْ لا طَمَعَ لَهُ فِى الْقُرْصِ وَ لا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ اَوُ أَبيتَ مِبْطانا وَ حَوْلى بُطُونٌ غَرْثى وَ أَكْبادٌ حَــرّى حديث

حضرت على عليه السلام فرمود: هيهات كه هوا و هوسم بر من چيره شود و شكمبارگى به گزينش طعام هاى لذيذ وادارم نمايد، در حالى كه چه بسا در يمامه و يا حجاز كسانى باشند كه اميد دستيابى به قرص نانى نداشته و خاطره اى از سيرى ندارند و هرگز مباد كه من با شكم پر بخوابم در حالى كه شايد پيرامون من شكمهاى به پشت چسبيده و جگرهاى سوخته باشد. بى خبرى مسؤولان حكومتى از وضع زندگى مردم جامعه، ناپسند است. در حكومتهاى غير مردمى، حاكمان به راحت و رفاه خود مى انديشند و همه وسايل آسايش را براى خود و بستگان خويش تأمين مى كنند و به رنج و محروميّت و گرسنگى و نياز طبقات محروم توجّهى ندارند. حضرت على عليه السلام اين شيوه را از شأن حكومت خود دور مى داند و به ياد گرسنگان جامعه در دور افتاده ترين مناطق است.


صفحه اختصاصي حديث و آيات قــالَ عليه السلام: وَاللّه ِ لَقَدْ رَقَعْتُ مِدْرَعَتى هذهِ حَتَّى اسْتَحْيَيْتُ مِنْ راقِعِها، وَلَقَدْ قالَ لى قائلٌ: أَلا تَنْبُذُها عَنْكَ؟ فَقُلْتُ: اعْزُبْ عَنّى، فَعِنْدَالصَّباحِ يُحْمَدُ الْقَوْمُ السُّرى. حديث

حضرت على عليه السلام فرمود: به خدا سوگند تن پوش خود را چندان وصله كرده ام كه از وصله كننده اش شرم دارم. روزى گوينده اى به من گفت: آيا زمان دور افكندن آن فرا نرسيده است؟ و من گفتم: دور شو، كه بامدادانِ فردا، شب روان را ستايش كنند. پيرهن از رخ وصّال خجل كفن از گريه غسّال خجل شب روان مست ولاى تو على جان عالم به فداى تو على شهريار همين ساده زيستى و بى آلايشى و قناعت بود كه على عليه السلام را اسوه زهد و پارسايى قرار داد و به ديگران هم مناعت طبع آموخت. به هر حال دنيا مى گذرد و دنيا داران هم هر چه را اندوخته و گرد آورده اند، بايد بگذارند و بروند. بايد آخرت را آباد ساخت كه خانه ابدى است.


صفحه اختصاصي حديث و آيات قالَ عَلِـىٌّ عليه السلام: وَكانَتْ فاطِمَةُ عليهاالسلام لاتَدَعُ اَحَدا مِنْ اَهْلِها يَنامُ تِلْكَ اللَّيْلَةَ ـ لَيلَهَ القَدرِ ـ وَ تُداويهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَها مِنَ النَّهارِ وَ تَقُولُ: مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَيْرُها. حديث

حضرت على عليه السلام فرمود: فاطمه عليهاالسلام نمى گذاشت كسى از اهل خانه در شبهاى قدر به خواب رود. به آنان غذاى كم مى داد و از روز قبل براى احياى شب قدر آماده مى شد و مى فرمود: محروم كسى است كه از بركات اين شب محروم باشد. شب قدر كه برتر از هزار شب است، فرصت استثنايى براى شب زنده دارى و عبادت و ياد خداست. دريغ است كه چنين شبى به غفلت و خواب بگذرد. براى درك فيض اين شب، بايد برنامه ريزى روزانه داشت، تا خواب آلودگى و كسالت روحى سبب بى حالى نسبت به احياى اين شب نشود. حيف است كه اين شب را به خفتن بگذرانيم.


صفحه اختصاصي حديث و آيات قـالَ عَلِـىٌّ عليه السلام فى حَديـثٍ...: ـ فَوَاللّه ِ ـ ما اَغْضَبْتُها وَ لا اَكْرَهْتُها عَلى اَمْرٍ حَتى قَبَضَهَا اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ اِلَيْهِ وَ لا اَغْضَبَتْنى وَلا عَصَتْ لى اَمْرا. وَلَقَدْ كُنْتُ اَنْظُرُ اِلَيْها فَتَنْكَشِفُ عَنِّى الْهُمُومُ وَ الأَحْزانُ. حديث

حضرت على عليه السلام ـ در ضمن حديثى ـ فرمود: به خدا سوگند هيچگاه فاطمه عليهاالسلام را به خشم نياوردم و او را بر كارى ـ كه ميل نداشت ـ وادار نكردم تا روزى كه خداوند او را برد و او نيز هيچگاه مرا به خشم نياورد و از فرمان من سرپيچى نكرد و هرگاه كه به او مى نگريستم نگرانيها و غمها از من زدوده مى شد. آنچه در زندگى مشترك، صفابخش خانه و خانواده است، محبّت دو جانبه و تفاهم است. زن و شوهر بايد «شريك» غم و شادى و سختى و راحتى يكديگر باشند و با توقّعات بى جا، مايه رنجش و زحمت هم نشوند و هر كدام مايه انس و شادى ديگرى باشند.


صفحه اختصاصي حديث و آيات قـالَ عَلِـىٌّ عليه السلام: اِنَّها اسْتَقَتْ بِالْقِرْبَةِ حَتّى اَثَّرَ فى صَدْرِها وَطَحِنَتْ بِالرَّحى حَتّى مَجِلَتْ يَداها وَكَسَحَتِ الْبَيْتَ حَتّى اغْبَرَّتْ ثِيابُها وَ اَوْقَدَتِ النّارَ تَحْتَ الْقِـدْرِ حَتّى دَكَنَتْ ثِيابُـها حديث

حضرت على عليه السلام فرمود: فاطمه آن قدر با كوزه آب كشيد تا در سينه اش اثر گذاشت و آن قدر با آسياب آرد كرد كه دستانش تاول زد و آن قدر خانه را جاروب كرد كه لباسش غبارآلود شد و آن قدر آتش بر زير ديگ افروخت كه بر لباسش دود خاكستر نشست. دوران صدر اسلام، براى همه مسلمانان سخت بود. به ويژه كسانى همچون پيامبر و على و فاطمه عليهم السلامكه الگوى ديگران بودند، دشوارى هاى بيشترى را تحمّل مى كردند. اينكه اولين بانوى خلقت و كوثر رسالت، چنين زندگى مى كرد، مايه الهام براى رهروانِ خط اهل بيت است.


صفحه اختصاصي حديث و آيات قـالَ عَلِـىٌّ عليه السلام: اِنَّ فاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله لَمْ تَزَلْ مَظْلومَةً مِنْ حَقِّها مَمْنُوعَةً وَ عَنْ ميراثِها مَدْفُوعَةً لَمْ تُحْفَظْ فيها وَصيَّةُ رَسُولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله وَ لا رُوعِىَ فيها حَقُّـهُ وَ لاحَـقُ اللّه ِ عَـزَّوَجَلَّ وَ كَفى بِاللّه ِ حاكِما وَ مِنَ الظّالِمينَ مُنْتَقِما. حديث

حضرت على عليه السلام فرمود: فاطمه دختر پيامبر همواره مظلوم بود و از حق خود و ارث پدر محروم گرديد و درباره او به توصيه پيامبر عمل نشد و حق پيامبر و خداى بزرگ نسبت به فاطمه مراعات نشد و خدا به عنوان داور و انتقام گيرنده از ستمگران كافى است. از نشانه هاى مظلوميّت آن بانوى بزرگ، هجوم مخالفان به خانه او، سِقط كردن فرزندش كه در شكم داشت، كتك زدن او در كوچه، غصب فدك كه حق حضرت فاطمه عليهاالسلام بود و جسارت هاى ديگرى بود كه از سوى غاصبان خلافت انجام گرفت.


صفحه اختصاصي حديث و آيات

امام سجاد عليه السلام فرمود:
أَلا وَ اِنَّ أَبْغَـضَ النـّاسِ اِلَـى اللّه ِ
مَن يَقْتَدى بِسُنَّةِ اِمامٍ وَ لايَقتَدى بِأَعمالِهِ .
هشدار كه منفورترين مردم نزد پروردگار، كسى است كه شيوه
امامى را پيروى كند ولى از سيره عملى او پيروى ننمايد.

براى «چگونه بودن» نياز به الگو داريم و نقش الگو در تربيت چنان روشن است كه نيازى به بيان و توضيح نيست.
آنچه در اين الگو گيرى و اسوه يابى و تأسى به اخلاق اولياء الهى كارساز است، آشنايى با جزئيّات صفات و رفتار آن حضرات است، نه كلّيات. خوشبختانه در كتب حديث و سيره، نمونه هاى رفتارى پيامبر و امامان بصورت ريز و جزئى آمده است كه آشنايى با آنها بسيار سودمند است و گامى جهت خودسازى و تعالى بخشيدن به جامعه است.
انسان در ديد ژرف نگر اسلام، بيابانگردى سرگردان و گمگشته اى در تاريكزار زندگى نيست. او كشتى شكسته اى شوربخت و نا اميد و اسير موجهاى بيم زا و هراس آفرين نمى باشد.
بلكه موجودى مسؤول است كه با مقصد و مقصودى مشخص، با زاد و توشه اى كامل و راهنمايانى درونى و برونى به سفرى پرداخته كه از صحراى عدم آغاز مى شود و تا بار يافتن به لقاء الهى ادامه دارد.
تمامى نيروهاى خلقت، انسان را در اين سفر صادقانه يارى مى كنند و خدا با لطف بيكران خويش به هدايت او از راههاى گوناگون پرداخته است و بهترين جايگاه جاودانه را در سراى آخرت براى او مهيا كرده است.
انسان براى به دست آوردن نيك بختى خويش و سعادتمندى جامعه و رضايت خداوند بايد در طول اين سفر چگونه زيستن را بياموزد و اين آموزه ها را در زندگى خويش بكار گمارد.
اسلام عزيز براى پاسخ گويى بدين سؤال بسيار اساسى دو شيوه را دنبال نموده است:
الف: بيـان احـكام و دستـورهاى زنـدگى از آغاز تـا فـرجام
ب: ارائه الگوهاى تربيتى و نمونه هاى عينى كمال
بر اساس همين شيوه دوم در قرآن مجيد بارها از پيامبران و ديگر انسانهاى والا سخن به ميان آمده است، و از جنبه هاى الگويى آنان ستايش شده تا ديگران نيز به آنان تأسى بجويند.
در مكتب حياتبخش تشيع(اسلام راستين) معرفى اين الگوهاى الهى گسترده تر است و پيشوايان معصوم كه بهترين اسوه ها و الگوهاى زندگى هستند فرا روى چشمان باز و دلهاى آگاه قرار دارند تا آنانكه مسئوليت الهى و رسالت انسانى خويش را درك كرده اند و تصميم براى رسيدن به چكادهاى فرازمند فضيلت و كمال دارند با درس گرفتن از آنان زيستنى شرافتمندانه كه سعادت دنيا و آخرت را تأمين مى كند در پيش گيرند.
در راستاى اين هدف و براى معرفى سيره عملى پيامبر صلي الله عليه و آله و اهل بيت معصوم عليهم السلام گروهى از فضلا و شيفتگان اهل بيت در حوزه علميه قم گرد هم آمده و در گستره كتابهاى بسيارى دست به تحقيقى وسيع زده اند كه بخواست خداوند مجموعه اى ارزشمند را به زودى تقديم امّت اسلامى خواهند نمود. آشكار است كه در اين مجموعه تنها احاديثى كه بيانگر يك شيوه مستمر و عملى مداوم در زندگى معصومين عليهم السلام باشد آورده مى شود.
ويژگى سيره معصومين در اين است كه مورد پسند و قبول پروردگار است و با اطمينان مى توان از آن پيروى كرد.
اكنون به عنوان نمونه اى از درياى مواج و گرانقدر روايات، چهل حديث از سيره هريك از معصومين عليهم السلام به پيشگاه امّت اسلامى عرضه مى شود. اميد كه همه ما را چراغ راه و ره توشه سفرى باشد براى رسيدن به سعادت دنيا و نيك بختى آخرت.

* * *

در اين چهل حديث، با گوشه اى از اخلاقيات و سيره سازنده و الهام بخش دومين امام و پيشواى شيعيان، حضرت امام حسن عليه السلامآشنا مى شويم. به اين اميد كه آشنايى با سيره حسنى، امّت ما بويژه جوانان جامعه را با گوهر تقوا و سرمايه هاى كمال و معنويت و اخلاق اسلامى مأنوس سازد و راهِ پيروى از آن «اسوه فضايل» را هموارتر كند.

شناخت اجمالى امـام عليه السلام
حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام دومين امام شيعيان و يكى از سـروران بهشت مى باشد كه از دو نـور الهى مولاى متقيان اميرمؤمنان عليه السلام و حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا عليهاالسلامدر نيمه رمضان سال دوم يا سوم هجرى متولد شد.
مدت عمر وى 48 يا 49 سال بود كه 8 سال در محضر رسول گرامى اسلام صلي الله عليه و آله بود و 38 سال از محضر پدر گرامى اش حضرت على عليه السلام را درك كرد و در جنگهاى آن حضرت، حضور داشته است و بعد از پدر 10 سال امامت امّت و هدايت مردم را بر عهده داشت. در اين مدت امامت با معاويه به مبارزه و جنگ برخاست ولى عاقبت بخاطر سستى و خيانت يارانش براى حفظ تشيع آتش بس را قبول كرد.
سرانجام در 28 صفر سال 50 هجرى سالروز شهادت جدّ بزرگوارش به سبب سمّى كه همسرش [جعده] داده بود به شهادت رسيد.


صفحه اختصاصي حديث و آيات عَـن عَـلِيٍ عليه السلام أَنَّهُ قـالَ: كانَ الْحَسَنُ فِيحَياةِ رَسُولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله يَدْعُوني أَبَاالْحُسَيْنِ وَكانَ الْحُسَيْنُ يَدْعُوني أَبَا الْحَسَنِ، وَيَدْعُوانِ رَسُولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آله أَباهُما، فَلَمّا تُوُفِّىَ رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله دَعَواني بِأبيهِما. حديث

على عليه السلام مى فرمود: در طول زندگانى پيامبر صلي الله عليه و آله، حسن مرا ابوالحسين مى خواند و حسين مرا ابوالحسن. و هردو، پيامبر صلي الله عليه و آلهرا پدر مى خواندند، وقتى پيامبر صلي الله عليه و آلهرحلت فرمود، آنان مرا پدر خواندند. وقتى كسى را با كُنيه صدا كنند نه با اسم خاصّ خودش، نشانه احترام نهادن به اوست. امام على عليه السلامهم پدر حسن بود، هم پدر حسين. از اين جهت به آن حضرت «ابوالحَسَنين» هم گفته شده است. تا وقتى پيامبر خدا صلي الله عليه و آله زنده بود، اين دو عزيز به آن حضرت «پدر» خطاب مى كردند. امّا صدا كردن امام على عليه السلام به اباالحسن يا اباالحسين پس از رحلت پيامبر اتفاق افتاد. اين شيوه، نوعى فرهنگ سازى هم بود، تا مردم امام حسن و امام حسين عليهماالسلام را كه فرزند دختر پيامبر بودند، فرزند پيامبر خدا صلي الله عليه و آلهبشناسند.


صفحه اختصاصي حديث و آيات عَلِىُّ بْنُ جَعْفَرٍ قالَ: خـَرَجْنا مَعَ أَخى مُـوسَى بْنِ جـَعْفـَرٍ عليهماالسلام فى أَرْبَعِ عُمُرٍ يَمْشى فيها إِلى مَكَّةَ بِعِيالهِ وَ أَهْلِهِ… حديث

على بن جعفر مى گويد: با برادرم موسى بن جعفر عليهماالسلام در چهار[سفر] عمره همراه شديم، كه با خانواده خويش پياده بسوى مكّه حركت مى نمود.


پرینت احادیث

کلید واژه : احادیث امیرالمؤمنین علی علیه السلام امیرالمؤمنین علی علیه السلام


تعداد : 17430 حدیث
صفحه 712 از 1743
| 708 | 709 | 710 | 711 | 712 | 713 | 714 | 715 | 716 |
 

حضرت عیسی علیه السلام :

اِعلَموا أنَّ أصلَ كُلِّ خَطيئَةٍ حُبُّ الدُّنيا؛
بدانيد كه ريشه هر خطايى، دنيادوستى است.

تنبيه الخواطر: ج1، ص129

تعداد كتابها : 111

تعداد احاديث : 45456

تعداد تصاویر : 685

تعداد حدیث روز : 646

تعداد کلید واژه ها : 608

تعداد اعضاء : 3395