HadithLib.Com

حديث و آيات

الأمالي للطوسي عن صفوان الجمّال : دَخَلَ المُعَلَّى بنُ خُنَيسٍ عَلى أبي عَبدِاللّه ِ عليه السلاميُوَدِّعُهُ ـ وقَد أرادَ سَفَرا ـ . فَلَمّا وَدَّعَهُ قالَ : يا مُعَلّى ، اِعزِز بِاللّه ِ يُعزِزكَ .
قالَ : بِماذا يَابنَ رَسولِ اللّه ِ؟
قالَ : يا مُعَلّى ، خَفِ اللّه َ تَعالى يَخَف مِنكَ كُلُّ شَيءٍ . يا مُعَلّى ، تَحَبَّب إلى إخوانِكَ بِصِلَتِهِم ؛ فَإِنَّ اللّه َ جَعَلَ العَطاءَ مَحَبَّةً وَالمَنعَ مَبغَضَةً ، فَأَنتُم وَاللّه ِ إن تَسأَلوني واُعطِيَكُم فَتُحِبّوني أحَبُّ إلَيَّ مِن ألاّ تَسأَلوني فَلا اُعطِيَكُم فَتُبغِضوني . ومَهما أجرَى اللّه ُ عز و جل لَكُم مِن شَيءٍ عَلى يَدي فَالمَحمودُ اللّه ُ تَعالى ، ولا تَبعُدونَ مِن شُكرِ ما أجرَى اللّه ُ لَكُم عَلى يَدي . حديث

الأمالى طوسى ـ به نقل از صفوان جمّال ـ : مُعَلّى بن خُنَيس مى خواست به سفرى برود . براى خداحافظى نزد امام صادق عليه السلامآمد . حضرت ، هنگام خداحافظى به او فرمود : «اى مُعلّى ! به خدا عزّت جو ، تا خداوند به تو عزّت بخشد» .
گفت : اى پسر پيامبر خدا ! چگونه ؟
فرمود : «اى مُعلّى ! از خداوند متعال بترس ، تا همه چيز از تو بترسد . اى مُعلّى ! با صله دادن به برادرانت ، با آنان دوستى بورز ؛ زيرا خداوند ، بخشش را [وسيله ]دوستى ، و نبخشيدن و منع را [مايه ]دشمنى قرار داده است . به خدا سوگند ، اگر از من بخواهيد و من به شما عطا كنم و مرا دوست بداريد ، برايم بهتر است از اين كه از من چيزى نخواهيد و من نيز به شما نبخشم و در نتيجه ، مرا دشمن بداريد . هرچه خداوند بر دست من به شما برساند ، [در حقيقتْ] باز هم همان خداوند است كه ستوده است و شما از سپاسگزارى آنچه خداوند بر دست من به شما رسانده است ، دور نمى شويد» .