HadithLib.Com

حديث و آيات

عنه عليه السلام : إنَّ نَفَرا مِنَ المُسلِمينَ خَرَجوا إلى سَفَرٍ لَهُم فَضَلُّوا الطَّريقَ ، فَأَصابَهُم عَطَشٌ شَديدٌ ، فَتَكَفَّنوا ولَزِموا اُصولَ الشَّجَرِ ، فَجاءَهُم شَيخٌ و عَلَيهِ ثِيابٌ بيضٌ ، فَقالَ : قوموا فَلا بَأسَ عَلَيكُم فَهذَا الماءُ . فَقاموا و شَرِبوا وَ ارتَوَوا ، فَقالوا : مَن أنتَ يَرحَمُكَ اللّه ُ ؟ فَقالَ : أنَا مِنَ الجِنِّ الَّذينَ بايَعوا رَسولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آله، إنّي سَمِعتُ رَسولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آلهيَقولُ : «المُؤمِنُ أخُو المُؤمِنِ ، عَينُهُ و دَليلُهُ» ، فَلَم تَكونوا تَضَيَّعوا بِحَضرَتي . حديث

امام باقر عليه السلام : گروهى از مسلمانان براى سفرى ، راهى شدند ؛ ليكن راه را گم كردند و دچار تشنگى شديدى گشتند . پس [تن به مرگ دادند و ]كفن پوشيدند و كنار تنه هاى درختان ، ماندگار شدند . آن گاه پيرى با جامه هاى سفيد ، نزدشان آمد و گفت : «برخيزيد كه مشكلى برايتان پيش نمى آيد و اين آب است» . آنان برخاستند و نوشيدند و سيراب گشتند .
پس از آن گفتند : خداوند ، رحمتش را شامل حالت كند . كيستى ؟
پاسخ داد : «من از جنّيانى هستم كه با پيامبر خدا بيعت كردند . شنيدم پيامبر خدا مى فرمود : مؤمن ، برادر مؤمن است ؛ ديده بان و راهنماى اوست . ``پس نمى شد كه با حضور من تباه شويد» .