HadithLib.Com

حديث و آيات

(وَ قَالَ نِسْوَةٌ فِى الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَ وِدُ فَتَـاهَا عَن نَّفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا إِنَّا لَنَرَاهَا فِى ضَلَـلٍ مُّبِينٍ * فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَـئا وَ ءَاتَتْ كُلَّ وَ حِدَةٍ مِّنْهُنَّ سِكِّينًا وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُو أَكْبَرْنَهُو وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَ قُلْنَ حَـشَ لِلَّهِ مَا هَـذَا بَشَرًا إِنْ هَـذَآ إِلاَّ مَلَكٌ كَرِيمٌ ) . حديث

(زنانى در شهر گفتند : «زن عزيز ، از غلام خود ، كام خواسته و شيفته او شده است . ما او را در گم راهى آشكارى مى بينيم» . پس چون مكرشان را شنيد ، سراغشان فرستاد و محفلى برايشان ترتيب داد و به هريك ، كاردى داد و [به يوسف ]گفت : «بر آنان در آى» . پس چون او را ديدند ، بزرگش شمردند و دست خويش ببريدند و گفتند : «منزّه است خدا ! اين بشر نيست . اين ، جز فرشته اى بزرگوار نيست») .
الإمام الباقر عليه السلام ـ في قَولِهِ: «قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا» ـ : قَد حَجَبَها حُبُّهُ عَنِ النّاسِ فَلا تَعقِلُ غَيرَهُ . حديث

امام باقر عليه السلام ـ در تفسير «شيفته او شده است» ـ : عشق به يوسف ، آن زن را از مردم ، محجوب ساخت و در نتيجه ، جز به او (يوسف) نمى انديشيد .