HadithLib.Com

حديث و آيات

مسند ابن حنبل عن مطرف بن عبداللّه بن الشّخّير : بَلَغَني عَن أبي ذَرٍّ حَديثٌ ، فَكُنتُ اُحِبُّ أن ألقاهُ ، فَلَقيتُهُ ، فَقُلتُ لَهُ : يا أبا ذَرٍّ ، بَلَغَني عَنكَ حَديثٌ ، فَكُنتُ اُحِبُّ أن ألقاكَ فَأَسأَلَكَ عَنهُ .
فَقالَ : قَد لَقيتَ فَاسأَل .
قُلتُ : بَلَغَني أنَّكَ تَقولُ : سَمِعتُ رَسولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آلهيَقولُ : «ثَلاثَةٌ يُحِبُّهُمُ اللّه ُ عز و جل ، وثَلاثَةٌ يُبغِضُهُمُ اللّه ُ عز و جل»؟
قالَ : نَعَم ، فَما أخالُني أكذِبُ عَلى خَليلي مُحَمَّدٍ صلي الله عليه و آله ـ ثَلاثا يَقولُها ـ .
قُلتُ : مَنِ الثَّلاثَةُ الَّذينَ يُحِبُّهُمُ اللّه ُ عز و جل ؟
قالَ : رَجُلٌ غَزا في سَبيلِ اللّه ِ ، فَلَقِيَ العَدوَّ مُجاهِدا مُحتَسِبا فَقاتَلَ حَتّى قُتِلَ ؛ وأنتُم تَجِدونَ في كِتابِ اللّه ِ عز و جل : «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَـتِلُونَ فِى سَبِيلِهِ صَفًّا» . حديث ورَجُلٌ لَهُ جارٌ يُؤذيهِ فَيَصبِرُ عَلى أذاهُ ويَحتَسِبُهُ حَتّى يَكفِيَهُ اللّه ُ إيّاهُ ؛ بِمَوتٍ أو حَياةٍ . ورَجُلٌ يَكونُ مَعَ قَومٍ فَيَسيرونَ حَتّى يَشُقَّ عَلَيهِمُ الكَرى أوِ النُّعاسُ ، فَيَنزِلونَ في آخِرِ اللَّيلِ فَيَقومُ إلى وُضوئِهِ وصَلاتِهِ . حديث

مسند ابن حنبل ـ به نقل از مطرف بن عبداللّه بن شخّير ـ : حديثى از ابوذر برايم نقل كرده بودند و من دوست داشتم او را ببينم . پس چون او را ديدم ، به او گفتم : اى ابوذر ! از تو حديثى برايم نقل كرده اند كه دوست داشتم تو را ببينم و درباره آن از تو بپرسم .
ابوذر گفت : «اينك ديدى . پس بپرس» .
گفتم : شنيده ام كه مى گويى : پيامبر خدا فرمود : خداوند عز و جل ، سه تن را دوست دارد و سه تن را دشمن مى دارد ؟
گفت : «آرى ، گمان ندارم كه به دوستم محمد صلي الله عليه و آلهدروغ مى بندم» ، و اين جمله را سه بار تكرار كرد .
گفتم : آن سه تن كه خداوند دوستشان دارد ، كيان اند ؟
گفت : «مردى كه در راه خدا مى جنگد . پس براى جهاد و به انتظار پاداشِ خدا ، با دشمن روياروى مى شود و پيكار مى كند تا كشته شود . شما نيز در كتاب خداوند عز و جل در اين باب مى خوانيد : «خداوند ، كسانى را كه در راهش چون صفى مى جنگند ، دوست دارد» ؛ و مردى كه همسايه اش او را مى آزارد و او بر آزارش شكيبايى مى ورزد و انتظار پاداش از خدا دارد . پس خداوند او را با مرگ يا زندگى از اين آزار ، ايمن مى گرداند ؛ و مردى كه همراه مردمى است . پس در حركت هستند تا آن كه خواب يا چرت بر آنان چيره مى شود و آنان ، آخر شب [براى خواب ]فرود مى آيند ، امّا او به وضو و نمازش مى پردازد» .