HadithLib.Com

حديث و آيات

الدرّ المنثور عن عمّار بن ياسر : إنَّ موسى عليه السلام قالَ : يا رَبِّ حَدِّثني بِأَحَبِّ النّاسِ إلَيكَ .
قالَ : ولِمَ ؟
قالَ : لاُِحِبُّهُ لِحُبِّكَ إيّاهُ .
فَقالَ : عَبدٌ في أقصَى الأَرضِ سَمِعَ بِهِ عَبدٌ آخَرُ في أقصَى الأَرضِ لا يَعرِفُهُ فَإِن أصابَتهُ مُصيبَةٌ فَكَأَنَّما أصابَتهُ ، وإن شاكَتهُ شَوكَةٌ فَكَأَنَّما شاكَتهُ ، ما ذاكَ إلاّ لي ، فَذلِكَ أَحَبُّ خَلقي إلَيَّ . حديث

الدرّ المنثور ـ به نقل از عمّار بن ياسر ـ : موسى عليه السلامگفت : پروردگارا! با من از محبوب ترينِ مردم در نزدت سخن بگو .
فرمود : «چرا؟».
گفت : تا به خاطر دوستى ات با او ، دوستش بدارم .
فرمود : «بنده اى است در اين سوى زمين كه بنده ديگرى در آن سوى زمين ، بى آن كه او را بشناسد ، از او باخبر مى شود . پس چون به او مصيبتى رسد ، گويى به اين يك مصيبت رسيده است و چون خارى در تن او بخَلَد ، گويى در تن اين يك خليده است و اين همدردى ، تنها به خاطر من است . اين چنين كسى ، محبوب ترينِ خلق در نزد من است» .