HadithLib.Com

حديث و آيات

حُذَيفَةُ بنُ اُسَيدٍ الغِفارِيُّ : لَمّا صَدَرَ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله مِن حَجَّةِ الوَداعِ نَهى أصحابَهُ عَن شَجَراتٍ بِالبَطحاءِ مُتَقارِباتٍ أن يَنزِلوا تَحتَهُنَّ ، ثُمَّ بَعَثَ إلَيهِنَّ فَقُمَّ ما تَحتَهُنَّ مِنَ الشَّوكِ ، وعَمَدَ إلَيهِنَّ فَصَلّى تَحتَهُنَّ ، ثُمَّ قامَ فَقالَ : يا أيُّهَا النّاسُ ، إنّي قَد نَبَّأَنِيَ اللَّطيفُ الخَبيرُ أنَّهُ لَم يُعَمَّر نَبِيٌّ إلاّ نِصفَ عُمُرِ الَّذي يَليهِ مِن قَبلِهِ، وإنّي لَأَظُنُّ أنّي يوشَكُ أن اُدعى فَاُجيبَ، وإنّي مَسؤولٌ، وإنَّكُم مَسؤولونَ ، فَماذا أنتُم قائِلونَ ؟ قالوا : نَشهَدُ أنَّكَ قَد بَلَّغتَ وجَهَدتَ ونَصَحتَ ، فَجَزاكَ اللّه ُ خَيرًا ، فَقالَ : ألَيسَ تَشهَدونَ أن لا إلهَ إلاَّ اللّه ُ وأنَّ مُحَمَّدًا عَبدُهُ ورَسولُهُ ؟ وأنَّ جَنَّتَهُ حَقٌّ ونارَهُ حَقٌّ ؟ وأنَّ المَوتَ حَقٌّ ؟ وأنَّ البَعثَ بَعدَ المَوتِ حَقٌّ ؟ وأنَّ السّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيبَ فيها ؟ وأنَّ اللّه َ يَبعَثُ مَن فِي القُبورِ؟ قالوا : بَلى نَشهَدُ بِذلِكَ ، قالَ : اللّهُمَّ اشهَد .
ثُمَّ قالَ : أيُّهَا النّاسُ ، إنَّ اللّه َ مَولايَ وأنَا مَولَى المُؤمِنينَ ، وأنَا أولى بِهِم مِن أنفُسِهِم ، فَمَن كُنتُ مَولاهُ فَهذا مَولاهُ ـ يَعني عَلِيًّا ـ اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وعادِ مَن عاداهُ .
ثُمَّ قالَ : يا أيُّها النّاسُ ، إنّي فَرَطُكُم ، وإنَّكَم وارِدونَ عَلَيَّ الحَوضَ ، حَوضٌ أعرَضُ ما بَينَ بُصرى وصَنعاءَ ، فيهِ عَدَدُ النُّجومِ قِدحانٌ مِن فِضَّةٍ ، وإنّي سائِلُكُم حينَ تَرِدونَ عَلَيَّ عَنِ الثَّقَلَينِ، فَانظُروا كَيفَ تخلُفونّي فيهِما، الثَّقَلُ الأَكبَرُ كِتابُ اللّه ِ عَزَّوجَلَّ ، سَبَبٌ طَرَفُهُ بِيَدِ اللّه ِ وطَرَفُهُ بِأَيدِيكُم ، فَاستَمسِكوا بِهِ لا تَضِلّوا ولا تَبَدَّلوا، وعِترَتي أهلُ بَيتي ، فَإِنَّهُ نَبَّأَنِيَ اللَّطيفُ الخَبيرُ أنَّهُما لَن يَنقَضِيا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ حديث .

حذيفه بن اسيد غفارى: هنگامى كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله از حجّة الوداع بازگشت اصحاب خود را از رفتن به زير درختان در هم و انبوه بطحاء باز داشت و سپس كسانى را فرستاد تا خارهاى زير اين درختان را بروبند. سپس بدان جا رفت و زير اين درختان نماز گزارد و پس از آن برخاست و فرمود: اى مردم! خداوند دانا و كاردان مرا آگاهانيده است كه عمر هيچ پيامبر نبوده مگر نصف عمرى كه پيامبر گذشته داشته است و من گمان مى كنم كه به زودى خوانده مى شوم و من هم پاسخ مى گويم. من مسؤولم و شما هم مسؤول هستيد. پس در آن هنگام چه خواهيد گفت؟ آنها گفتند: ما گواهى خواهيم داد كه تو [پيام را ]رساندى و كوشيدى و خير خواستى، خداوند به تو پاداش خير دهاد. پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: آيا گواهى نمى دهيد كه خدايى جز اللّه نيست و محمّد بنده و فرستاده اوست و اينكه فردوس و دوزخ او بر حقّ و مرگ حقّ و برانگيختن پس از مرگ، حقّ است و ترديدى در آمدن رستاخيز نيست و خداوند هر كه را در گور آرميده بر مى انگيزد؟ گفتند: آرى، به اين همه گواهى مى دهيم. حضرت صلي الله عليه و آله فرمود: خدايا گواه باش.
سپس فرمود: اى مردم! خداوند سرور وسالار من است و من سرور و سالار مؤمنان و من نسبت به ايشان از خودِ آنها سزاوارترم. پس هر كه من سرور و سالار اويم اين ـ يعنى على ـ سرور و سالار اوست، خدايا! هر كه او را دوست داشت دوست بدار و هر كه دشمنش داشت دشمن بدار.
سپس فرمود: اى مردم! من جلودار شما هستم و شما كنار حوض كوثر بر من وارد خواهيد شد؛ حوضى كه از فاصله ميان بُصرى وصنعاء گسترده تر است وجامهاى سيمين آن به شمار ستارگان است. هنگامى كه كنار اين حوض بر من واردشويد از شما درباره ثقلين پرسش خواهم كرد، پس بنگريد در نبودن من حقّم را درباره اين دو چگونه ادا مى كنيد. ثقل اكبر كتاب خداوند عزّوجّل است؛ ريسمانى كه يك سوى آن به دست خدا و سوى ديگر آن به دست شماست، پس بدان چنگ در زنيد تا گمراه نشويد و دگرگونى نيابيد و عترتم كه همان اهل بيت من است. خداوند داناى كاردان مرا آگاهانيده است كه اين دو از يكديگر جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد آيند.