HadithLib.Com

حديث و آيات

اِبنُ عَبّاسٍ : إنَّ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ عليه السلامأجَّرَ نَفسَهُ لِيَستَقِيَ نَخلاً بِشَيءٍ مِن شَعيرٍ لَيلَةً حَتّى أصبَحَ . فَلَمّا أصبَحَ وقَبَضَ الشَّعيرَ طَحَنَ ثُلُثَهُ فَجَعَلوا مِنهُ شَيئًا لِيَأكُلوهُ يُقالُ لَهُ الحَريرَةُ حديث ، فَلَمّا تَمَّ إنضاجُهُ أتى مِسكينٌ فَأَخرَجوا إلَيهِ الطَّعامَ ، ثُمَّ عَمِلَ الثُّلُثَ الثّانِيَ ، فَلَمّا تَمَّ إنضاجُهُ أتى يَتيمٌ فَسَأَلَ فَأَطعَموهُ ، ثُمَّ عَمِلَ الثُّلُثَ الثّالِثَ ، فَلَمّا تَمَّ إنضاجُهُ أتى أسيرٌ مِنَ المُشرِكينَ فَسَأَلَ فَأَطعَموهُ وطَوَوا يَومَهُم ذلِكَ حديث .

ابن عبّاس: على بن ابى طالب عليه السلام، كار آب دادن شب تا صبح نخلستانى را پذيرفت تا در برابر آن، قدرى جو بگيرد. چون صبح شد و جو را گرفت، يك سوم آن را آرد كرد و از آن حريره اى فراهم آوردند تا بخورند. چون پختن آن تمام شد، مسكينى آمد و آنها، طعام را به او دادند و يك سوم دوم را پختند و چون پختن آن تمام شد، يتيمى آمد و غذا خواست و اين بار، او را اطعام كردند و سپس يك سوم آخر را پختند و چون پختن آن تمام شد، اسيرى از مشركان آمد و غذا خواست و اين بار او را اطعام كردند و روزشان را به گرسنگى سپرى نمودند.