HadithLib.Com

حديث و آيات

الكافي عن الوَليد بن صَبيح عن الإمام الصادق عليه السلام ، قال : دَخَلتُ عَلَيهِ يَوما فَأَلقى إلَيَّ ثِيابا وقالَ : يا وَليدُ ، رُدَّها عَلى مَطاويها . فَقُمتُ بَينَ يَدَيهِ ، فَقالَ أبو عَبدِ اللّه ِ عليه السلام : رَحِمَ اللّه ُ المُعَلَّى بنَ خُنَيسٍ ، فَظَنَنتُ أنَّهُ شَبَّهَ قِيامي بَينَ يَدَيهِ بِقِيامِ المُعَلّى بَينَ يَدَيهِ ، ثُمَّ قالَ : اُفٍّ لِلدُّنيا اُفٍّ لِلدُّنيا ! إنَّمَا الدُّنيا دارُ بَلاءٍ يُسَلِّطُ اللّه ُ فيها عَدُوَّهُ عَلى وَلِيِّهِ ، وإنَّ بَعدَها دارا لَيسَت هكَذا . فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ، وأينَ تِلكَ الدّارُ؟! فَقالَ : ها هُنا ، وأشارَ بِيَدِهِ إلَى الأَرضِ . حديث

الكافى ـ به نقل از وليد بن صبيح ـ وليد گفت: روزى بر امام صادق عليه السلام وارد شدم . ايشان ، جامه هايى به طرف من انداخت و فرمود: «اى وليد ! اينها را تا بِزَن».
من در برابر ايشان ايستادم. فرمود: «خدا ، معلّى بن خُنيس را رحمت كند!» . من گمان بردم كه امام عليه السلام ايستادن مرا در حضورش به ايستادن معلّى در برابرش تشبيه كرد. حديث سپس فرمود: «اُف بر دنيا ، اف بر دنيا! دنيا، در حقيقت، سراى آزمايش [و گرفتارى] است و خداوند ، در آن ، دشمنش را بر دوست خود مسلّط مى گردانَد ؛ امّا از پسِ دنيا سرايى است كه اين گونه نيست».
گفتم: فدايت شوم! آن خانه كجاست؟
امام عليه السلام با دست خود به زمين اشاره كرد و فرمود: «اين جا».