HadithLib.Com

ل ـ دعا در غياب دوست

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام زين العابدين عليه السلام : إنَّ المَلائِكَةَ إذا سَمِعُوا المُؤمِنَ يَدعو لِأَخيهِ المُؤمِنِ بِظَهرِ الغَيبِ أو يَذكُرُهُ بِخَيرٍ قالوا : نِعمَ الأَخُ أنتَ لِأَخيكَ ، تَدعو لَهُ بِالخَيرِ وهُوَ غائِبٌ عَنكَ ، وتَذكُرُهُ بِخَيرٍ ، قَد أعطاكَ اللّه ُ عز و جل مِثلَي ما سَأَلتَ لَهُ ، وأثنى عَلَيكَ مِثلَي ما أثنَيتَ عَلَيهِ ، ولَكَ الفَضلُ عَلَيهِ . وإذا سَمِعوهُ يَذكُرُ أخاهُ بِسوءٍ ويَدعو عَلَيهِ قالوا لَهُ : بِئسَ الأَخُ أنتَ لِأَخيكَ ، كُفَّ أيُّهَا المَسَتَّرُ عَلى ذُنوبِهِ وعَورَتِهِ ، وَاربَع عَلى نَفسِكَ ، وَاحمَدِ اللّه َ الَّذي سَتَرَ عَلَيكَ ، وَاعلَم أنَّ اللّه َ عز و جلأعلَمُ بِعَبدِهِ مِنكَ . حديث

امام سجاد عليه السلام : هرگاه ملائكه بشنوند كه مؤمنى در غياب برادر مؤمنش براى او دعا مى نمايد و يا به نيكى از او ياد مى كند ، مى گويند : «تو براى برادرت ، نيك برادرى هستى . در حالى كه غايب است ، برايش دعا مى نمايى و از او به نيكى ياد مى كنى . خداوند عز و جل ، به تو دو برابر آنچه را براى او درخواست كرده اى ، عطا كرد و دو برابر آنچه او را ستوده اى ، تو را ستود و تو را بر او برترى است» .
امّا هرگاه بشنوند كه مؤمنى از برادرش به بدى ياد مى كند و يا او را نفرين مى نمايد ، به او مى گويند : «تو براى برادرت ، بد برادرى هستى . اى آن كه گناهانش و زشتى اش را پوشانده اند ! باز ايست و به خودت رحم كن و خدا را كه [گناهانت را ]برايت پوشانده است ، سپاس گوى و بدان كه خداوند عز و جل ، از تو به بنده اش آگاه تر است» .

صفحه اختصاصي حديث و آيات الكافي عن إبراهيم بن هاشم : رَأَيتُ عَبدَاللّه ِ بنَ جُندَبٍ فِي المَوقِفِ ، فَلَم أرَ مَوقِفا كانَ أحسَنَ مِن مَوقِفِهِ؛ ما زالَ مادّا يَدَيهِ إلَى السَّماءِ ودُموعُهُ تَسيلُ عَلى خَدَّيهِ حَتّى تَبلُغَ الأَرضَ، فَلَمّا صَدَرَ النّاسُ قُلتُ لَهُ: يا أبا مُحَمَّدٍ، ما رَأَيتُ مَوقِفا قَطُّ أحسَنَ مِن مَوقِفِكَ . قالَ : وَاللّه ِ ما دَعَوتُ إلاّ لاِءِخواني ؛ وذلِكَ أنَّ أبَا الحَسَنِ موسى عليه السلامأخبَرَني أنَّ مَن دَعا لِأَخيهِ بِظَهرِ الغَيبِ نودِيَ مِنَ العَرشِ: «ولَكَ مِائَةُ ألفِ ضِعفٍ»، فَكَرِهتُ أن أدَعَ مِائَةَ ألفٍ مَضمونَةً لِواحِدَةٍ لا أدري تُستَجابُ أم لا . حديث

الكافى ـ به نقل از ابراهيم بن هاشم ـ : عبداللّه بن جُندَب را [در روز عَرَفه] در «توقّفگاه [عرفات]» ديدم . ايستادنى به اين زيبايى نديده بودم : يكسره دستانش را به سوى آسمان بركشيده بود و اشك هايش بر گونه هايش سرازير مى شد و به زمين مى رسيد . چون مردم به راه افتادند ، به او گفتم : «اى ابامحمّد! ايستادنى به زيبايى ايستادن تو نديده بودم» .
پاسخ داد : «به خدا سوگند ، جز براى برادرانم دعا نمى كردم ؛ چون امام كاظم عليه السلاممرا آگاه ساخت كه هر كه در غيابِ برادرش براى او دعا كند ، از عرش ، او را ندا مى دهند : براى تو صد هزار برابر آن است . لذا ناخوش داشتم كه صد هزار دعاى مستجاب را براى يك دعا كه نمى دانم مستجاب مى شود يا نه ، واگذارم» .