HadithLib.Com

كلّياتى درباره ويژگى هاى دوستداران خدا

صفحه اختصاصي حديث و آيات رسول اللّه صلي الله عليه و آله ـ في دُعاءِ الجَوشَنِ الكَبيرِ ـ : يا مَن إلَيهِ يَلجَأُ المُتَحَيِّرونَ ، يا مَن بِهِ يَستَأنِسُ المُريدونَ ، يا مَن بِهِ يَفتَخِرُ المُحِبّونَ . حديث

رسول خدا صلي الله عليه و آله ـ در دعاى «جوشن كبير» ـ : اى آن كه سرگردانان به او پناه مى آورند ! اى آن كه خواستاران به او انس مى گيرند ! اى آن كه دوستداران به او افتخار مى كنند !

صفحه اختصاصي حديث و آيات إرشاد القلوب ـ في حديث المعراج ـ : [قالَ اللّه ُ تعالى :] يا أحمَدُ ، لَيسَ كُلُّ مَن قالَ : «اُحِبُّ اللّه َ» أحَبَّني ، حَتّى يَأخُذَ قوتا ، ويَلبَسَ دونا ، ويَنامَ سُجودا ، ويُطيلَ قِياما ، ويَلزَمَ صَمتا ، ويَتَوَكَّلَ عَلَيَّ ، ويَبكِيَ كَثيرا ، ويُقِلَّ ضِحكا ، ويُخالِفَ هَواهُ، ويَتَّخِذَ المَسجِدَ بَيتا، وَالعِلمَ صاحِبا، وَالزُّهدَ جَليسا، وَالعُلَماء
أحِبّاءَ ، وَالفُقَراءَ رُفَقاءَ ، ويَطلُبَ رِضايَ ، ويَفِرَّ مِنَ العاصينَ فِرارا ، ويَشغَلَ بِذِكرِي اشتِغالاً، ويُكثِرَ التَّسبيحَ دائِما، ويَكونَ بِالعَهدِ صادِقا، وبِالوَعدِ وافِيا، ويَكونَ قَلبُهُ طاهِرا، وفِي الصَّلاةِ ذاكِيا حديث ، وفِي الفَرائِضِ مُجتَهِدا ، وفيما عِندي مِنَ الثَّوابِ راغِبا، ومِن عَذابي راهِبا، ولِأَحِبّائيقَريبا وجَليسا حديث . حديث

إرشاد القلوب ـ در ضمن «حديث معراج» ـ : [خداوند متعال مى فرمايد :] اى احمد ! چنين نيست كه هركه بگويد خدا را دوست دارم ، مرا دوست داشته است؛ مگر آن كه به اندازه نيازش بخورد؛ لباس كم بها بپوشد ، [پهلو از بستر تهى كند و به دليل طولانى شدن سجده] در سجده به خواب رود، و قيامش [در نماز ]طولانى شود ؛ خاموشى پيشه كند ، بر من توكل
كند؛ بسيار بگريد؛ كم بخندد؛ با هواى نفسش مخالفت كند؛ مسجد را خانه خود ، دانش را دوست ، زهد را همنشين ، عالمان را دوستان ، و فقيران را همراهان خود سازد؛ خشنودى مرا بجويد؛ سخت از عاصيان بگريزد؛ نيك به ياد من مشغول باشد؛ همواره و بسيار تسبيح گويد ؛ پايبند عهد خود باشد؛ به وعده اش وفا كند؛ قلبش پاكيزه باشد؛ در نمازش پاك و در فريضه هايش كوشا باشد؛ خواستار پاداش من ، ترسان از عذاب من و نزديك و همنشين دوستانم باشد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عدّة الداعي عن كعب الأحبار : مَكتوبٌ فِي التَّوراةِ : يا موسى ، مَن أحَبَّني لَم يَنسَني ، ومَن رَجا مَعروفي ألَحَّ في مَسأَلَتي . حديث

عدّة الداعى ـ به نقل از كعب الأحبار ـ : در تورات نوشته شده است : «اى موسى! هركه مرا دوست داشته باشد ، فراموشم نمى كند و هركه اميدوار به نيكى ام باشد ، به اصرار از من درخواست مى كند» .

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام الصادق عليه السلام ـ فيما نُسِبَ إلَيهِ في مِصباحِ الشَّريعَة ـ : المُشتاقُ لا يَشتَهي طَعاما ، ولا يَلتَذُّ شَرابا ، ولا يَستَطيبُ رُقادا ، ولا يَأنَسُ حَميما ، ولا يَأوي دارا ، ولا يَسكُنُ عُمرانا ، ولا يَلبَسُ لَيِّنا ، ولا يَقِرُّ قَرارا ، ويَعبُدُ اللّه َ لَيلاً ونَهارا راجِيا بِأَن يَصِلَ إلى مَا اشتاقَ إلَيهِ ، ويُناجِيَهُ بِلِسانِ الشَّوقِ مُعَبِّرا عَمّا في سَريرَتِهِ ، كَما أخبَرَ اللّه ُ تَعالى عَن موسَى عليه السلام في ميعادِ رَبِّهِ بِقَولِهِ : «وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَى » حديث ، وفَسَّرَ النَّبِيُّ صلي الله عليه و آله عَن حالِهِ أنَّهُ ما أكَلَ وما شَرِبَ ولا نامَ ولاَ اشتَهى شَيئا مِن ذلِكَ في ذَهابِهِ ومَجيئِهِ أربَعينَ يَوما شَوقا إلى رَبِّهِ .
وإِذا دَخَلتَ مَيدانَ الشَّوقِ فَكَبِّر عَلى نَفسِكَ ومُرادِكَ مِنَ الدُّنيا ، ووَدِّعِ جَميعَ المَألوفاتِ ، وَأجزِم عَن سِوى مَعشوقِكَ ، ولَبِّ بَينَ حَياتِكَ ومَوتِكَ «لَبَّيكَ اللّهُمَّ لَبَّيكَ» ، وأعظَمَ اللّه ُ أجرَكَ . ومَثَلُ المُشتاقِ مَثَلُ الغَريقِ ؛ لَيسَ لَه
هِمَّةٌ إلاّ خَلاصُهُ ، وقَد نَسِيَ كُلَّ شَيءٍ دونَهُ . حديث

امام صادق عليه السلام ـ در آنچه به ايشان نسبت داده شده است ـ : مشتاق ، نه ميل به غذا دارد ، نه از نوشيدنى اى لذّت مى برد ، نه خوابى خوش دارد ، نه با دوستى انس مى گيرد ، نه به خانه اى روى مى آورد ، نه در جايى آبادان ، منزل مى كند ، نه لباسى نرم به تن مى كند و نه هيچ قرار و آرامى دارد . شب و روز ، خدا را عبادت مى كند و آرزومند رسيدن به چيزى است كه اشتياقش را دارد و با زبان شوقِ خود كه از نهانش خبر مى دهد ، با او راز مى گويد ؛ همان گونه كه خداوند ، از ميعاد موسى بن عمران عليه السلامبا پروردگارش ، چنين خبر مى دهد : «پروردگارا ! به سويت شتافتم تا خشنود گردى» . پيامبر صلي الله عليه و آله حال شوق موسى عليه السلامرا به پروردگارش چنين توضيح داده كه آن حضرت در مدت چهل روز كه رفت و آمدش به ميقات طول كشيد ، نه چيزى خورد ، و نه چيزى آشاميد ، و نه خوابيد ، و نه به چيزى از اين كارها ميل پيدا كرد .
پس هرگاه به ميدان شوق گام نهادى ، بر نفْست و خواسته دنيايى ات [به نشانه ترك آنها ]تكبير بزن و آنچه را بدان انس دارى ، واگذار و از هر چيزى جز معشوقت پرهيز نما و ميان زندگى و مرگت ، بانگ «لبيك ، اللهم لبيك!» سر ده كه خداوند متعال ، پاداشت را عظيم گرداند . حكايت
مشتاق ، حكايت غريق است كه انديشه اى جز رهايى خويش ندارد و هر چيزى جز آن را فراموش مى كند .

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام عليّ عليه السلام ـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ :

لا تُخدَعَنَّ فَلِلمُحِبِّ دَلائِلُ ولَدَيهِ مِن نَجوَى الحَبيبِ رَسائِلُ

مِنها تَنَعُّمُهُ بِما يُبلى بِهِ وسُرورُهُ في كُلِّ ما هُوَ فاعِلُ

فَالمَنعُ مِنهُ عَطِيَّةٌ مَعروفَةٌ وَالفَقرُ إكرامٌ ولُطفٌ عاجِلٌ

ومِنَ الدَّلائِلِ أن يُرى مُتَحَفِّظا مُتَقَشِّفا في كُلِّ ما هُوَ نازِلُ

ومِنَ الدَّلائِلِ أن تَراهُ مُشَمِّرا في خِرقَتَينِ عَلى شُطوطِ السّاحِلِ

ومِنَ الدَّلائِلِ زُهدُهُ فيما تَرى مِن دارِ ذُلٍّ وَالنَّعيمِ الزّائِلِ

ومِنَ الدَّلائِلِ أن يُرى في عَزمِهِ طَوعَ الحَبيبِ وإن ألَحَّ العاذِلُ

ومِنَ الدَّلائِلِ أن يُرى مِن شَوقِهِ مِثلَ السَّقيمِ وفِي الفُؤادِ غَلائِلُ

ومِنَ الدَّلائِلِ أن يُرى مِن اُنسِهِ مُستَوحِشا مِن كُلِّ ما هُوَ شاغِلٌ

ومِنَ الدَّلائِلِ ضِحكُهُ بَينَ الوَرى وَالقَلبُ مَحزونٌ كَقَلبِ الثّاكِلِ

ومِنَ الدَّلائِلِ حُزنُهُ ونَحيبُهُ جَوفَ الظلامِ حديث فَما لَهُ مِن عاقِلِ
ومِنَ الدَّلائِلِ أن يُرى مُتَهَنِّكا بِسُؤالِ مَن يَحظى لَدَيهِ السّائِلُ

ومِنَ الدَّلائِلِ أن تَراهُ باكِيا أن قَد رَآهُ عَلى قَبيحٍ عاقِلُ

ومِنَ الدَّلائِلِ أن تَراهُ مُسافِرا نَحوَ الجِهادِ وكُلِّ فِعلٍ فاضِلِ

ومِنَ الدَّلائِلِ أن تَراهُ مِسَلِّما كُلَّ الاُمورِ إلَى المَليكِ العادِلِ حديث

امام على عليه السلام ـ در ديوان منسوب به ايشان ـ :

فريفته مشو ، كه دوستدار را نشانه هايى است /
و از نجواى محبوب ، نزدش نامه هايى .

از جمله آن دلايل ، خُرّمى اوست ، به هر آن بلايى كه دچارش مى شود/
و شادمانى اوست ، به هر آنچه محبوب مى كند .

لذا منع از سوى محبوب ، خود ، بخششى نيك است/
و فقر ، گراميداشت و لطفى بى درنگ .

نشانه ديگرِ آن دوستدار ، اين كه هر چه بر سرش فرود مى آيد/
خود را نگاه مى دارد و ساده زندگى مى نمايد .

نشانه ديگر ، آن كه او را جامه به كمر بسته/
بر كناره آب و آماده هر كار مى بينى.

نشانه ديگر ، بى رغبتى اوست /
به آنچه از سراى ذلّت و نعمتِ گذرا مى بينى .

نشانه ديگر ، آن است كه عزمش /
بر فرمانبرى محبوبْ استوار است؛ گرچه سرزنشگر ، پافشارى كند .

نشانه ديگر ، آن است كه بر اثر شوقش/
همچون بيمارى به چشم مى آيد كه قلبش [از شدّت تشنگى ]مى سوزد .

نشانه ديگر ، آن است كه به سبب اُنس با محبوب/
از هر چيزى كه او را از محبوب بازدارد ، مى رمد .

نشانه ديگر ، آن است كه در ميان مردم ، مى خندد/
امّا قلبش چون عزيزْ از دست دادگان ، غمگين است .

نشانه ديگر ، اندوه و مويه اوست در پناهِ/
تاريكى هاى شب ، كه هيچ چيزْ او را از آن ، باز نمى دارد .

نشانه ديگر ، آن است كه شيفته برآوردنِ/
درخواست كسى است كه از آن بهره مند مى شود .

نشانه ديگر ، آن است كه چون عاقلى /
او را در كار زشتى ببيند ، گريانش مى يابى .

نشانه ديگر ، آن است كه او را پويا/
در راه جهاد و هر كار با فضيلتى مى بينى.

نشانه ديگر ، آن است كه او را مى بينى/
كه همه كارها را به فرمان رواى عادلى سپرده است .