1696 ـ صالح عليه السلام

صفحه اختصاصي حديث و آيات قرآن:
(وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّه َ مَا لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللّه ِ لَكُمْ آيَةٌ) .
حديث

«و به سوى قوم ثمود، برادرشان صالح را فرستاديم [و او ]گفت : اى قوم من! خدا را بپرستيد [كه ]شما را معبودى جز او نيست. از جانب خدا براى شما نشانه اى آشكار آمد. اين ماده شترِ خدا براى شما نشانه اى است».
الإمامُ عليٌّ عليه السلام : أيُّها النّاسُ، إنّما يَجمَعُ النّاسَ الرِّضى والسُّخطُ ، وإنّما عَقَرَ ناقَةَ ثَمودَ رجُلٌ واحِدٌ فعَمَّهُمُ اللّه ُ بالعَذابِ لَمّا عَمُّوهُ بالرِّضا ، فقالَ سبحانَهُ : «فعَقَرُوها فأصْبَحُوا نادِمينَ» حديث فما كانَ إلّا أن خارَت أرضُهُم بالخَسفَةِ خُوارَ السِّكَّةِ المُحْماةِ في الأرضِ الخَوَّارَةِ . حديث

امام على عليه السلام : اى مردم! جز اين نيست كه راضى بودن و راضى نبودن [به يك عمل ]است كه مردم را گرد هم مى آورد. ناقه ثمود را فقط يك مرد پى كرد، امّا خداوند همه آنان را عذاب كرد؛ چون همه آنان به اين كار او راضى بودند. خداى سبحان مى فرمايد : «آن را پى كردند، پس پشيمان گشتند». عذاب آنها اين بود كه سرزمينشان صدايى همچون صداى فرو رفتن ميخ گداخته در زمين نرم و هموار، برآورد و فرو رفت.

بحار الأنوار ـ به نقل از ابو مطر ـ : چون ابن ملجم فاسق و ملعون بر اميرمؤمنان عليه السلام ضربت زد، حسن عليه السلام به حضرت عرض كرد : او را بكشم؟ فرمود: نه، زندانيش كن. اگر مُردم، او را بكشيد و هرگاه مُردم مرا در اين پشت؛ در جاى قبر برادرانم هود و صالح، به خاك بسپاريد.