152. الگوى انبياء

صفحه اختصاصي حديث و آيات قرآن كريم:

وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاّ كافَّةً لِلنّاسِ بَشيرا وَ نَذيرا وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النّاسِ لا يَعْلَمونَ؛ حديث

ما تو را به پيامبرى نفرستاديم، مگر براى همه مردم، مژده دهنده و بيم دهنده، ولى بيشتر مردم نمى دانند.

صفحه اختصاصي حديث و آيات امام حسن مجتبى عليه السلام: كانَ رَسولُ اللّه صلي الله عليه و آلهفَخْما مُفَخَّما... يَتَـكَلَّمُ بِجَوامِعِ الكَلِمِ فَصْلاً لا فُضولَ فيهِ و لا تَقصيرَ. دمثا، لَيْسَ بِالجافى و لا بِالْمَهينِ تَعظُمُ عِنْدَهُ النِّعْمَةُ و اِنْ دَقَّت لا يَذُمُّ مِنها شَيئا غَيْرَ اَ نَّهُ كانَ لا يَذُمُّ ذَواقا و لا يَمدَحُهُ و لا تُغضِبُهُ الدُّنْيا و ما كانَ لَها، فَاِذا تُعوطىَ الحَقّ لَم يَعْرِفهُ اَحَدٌ، و لَم يَقُمْ لِغَضَبِهِ شَى ءٌ حَتّى يَنتَصِرَ لَهُ... ؛ حديث

رسول اكرم صلي الله عليه و آله با شكوه و بزرگوار بودند... سخنانى كوتاه، جامع و بى چون و چرا مى گفتند؛ بدون كم و زياد. نرم خو و مهربان بودند، در حق كسى ظلم نمى كردند، كسى را خوار نمى شمردند، نعمت را اگر چه كم بود، بزرگ مى دانستند و چيزى از آن را نكوهش نمى كردند، از مزه غذا نه بد مى گفتند و نه تعريف مى كردند، دنيا و آنچه به آن مرتبط است ايشان را خشمگين نمى ساخت و هرگاه حقى ضايع مى شد، احدى را ملاحظه نمى كردند و چيزى باعث رفع خشمشان نمى شد، تا آن كه حق را حاكم سازند.

صفحه اختصاصي حديث و آيات پيامبر صلي الله عليه و آله: اَمَرَنى رَبّى بِسَبْعِ خِصالٍ: حُبِّ المَساكينِ وَ الدُّنُوِّ مِنْهُم و اَنْ أكثِرَ مِن «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه » وَ اَنْ اَصِلَ بِرَحِمى و اِن قَطَعَنى و اَن اَنظُرَ الى مَن هُوَ اَسفَلُ مِنّى و لا اَنْظُرَ اِلى مَنْ هُوَ فَوقى و اَن لا يَأخُذَنى فِى اللّه ِ لَومَةُ لائِمٍ و اَنْ اَقولَ الحَقَّ وَ اِنْ كانَ مُرّا و اَن لا اَسْاَلَ اَحَدا شَيئا؛ حديث

پروردگارم مرا به هفت خصلت امر نموده است: دوست داشتن بينوايان و نزديك شدن به آنها، ذكر لا حول و لا قوة الا باللّه را بسيار گفتن، با خويشاوندان رابطه برقرار كردن؛ هر چند آنان قطع رابطه كنند، [و در مسائل مادى]، به پايين تر از خود نگاه كنم نه به بالاتر، در راه خدا سرزنش ملامتگران را به خود نگيرم، حق را بگويم اگر چه تلخ باشد و از كسى چيزى نخواهم.

صفحه اختصاصي حديث و آيات پيامبر صلي الله عليه و آله : اِنْ قَدَرتَ اَن تُصْبِحَ و تُمسى و لَيْسَ فى قَلبِكَ غَشٌّ لاَِحَدٍ فَافعَل و ذلِكَ مِن سُنَّتى و مَنْ أحيى سُنَّتى فَقَد اَحيانى و مَن اَحيانى كانَ مَعى فِى الجَنَّةِ؛ حديث

تا مى توانى بكوش كه صبح و شب در قلبت قصد نيرنگ كسى نباشد؛ چرا كه اين از سنّت هاى من است و كسى كه سنّتم را زنده كند، مرا زنده كرده است و كسى كه مرا زنده كند، در بهشت با من خواهد بود.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عايشه: ما كانَ خُلْقٌ اَبْغَضَ اِلى رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله مِنَ الْكَذِبِ وَ مَا اطَّـلَعَ مِنْهُ عَلى شَىْ ءٍ عِنْدَ اَحَدٍ مِنْ اَصْحابِهِ فَيَبْخَلُ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ حَتّى يَعْلَمَ اَنْ اَحْدَثَ تَوْبَةً؛ حديث

هيچ صفتى نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله منفورتر از دروغ نبود و هر گاه مطلع مى شدند يكى از اصحابشان دروغى گفته است، به او بى اعتنايى مى كردند تا آن كه مى فهميدند توبه كرده است.