خدا دادگر است

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمامُ عليٌّ عليه السلام : و أشهَدُ أنَّهُ عَدلٌ عَدَلَ ، و حَكَمٌ فَصَلَ .حديث

امام على عليه السلام : گواهى مى دهم كه خداوند دادگرى است كه به عدل رفتار كرده و داورى است كه حق و باطل را از هم جدا ساخته است.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام : الّذي صَدَقَ في مِيعادِهِ ، و ارتَفَعَ عَن ظُلمِ عِبادِهِ ، و قامَ بِالقِسطِ في خَلقِهِ ، و عَدَلَ عَلَيهِم في حُكمِهِ .حديث

امام على عليه السلام : خدايى است كه در وعده خويش راست گوست و بالاتر از آن است كه به بندگانش ستم كند و در ميان آفريدگانش به عدل رفتار كرد و در حكم خويش با آنها دادگرى نمود.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام : الّذي عَظُمَ حِلمُهُ فعَفا ، و عَدَلَ في كُلِّ ما قَضى .حديث

امام على عليه السلام : خدايى كه بردباريش زياد است و مى بخشد و در آنچه حكم كرده، عدالت ورزيده است.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام : ما كانَ قَومٌ قَطُّ في غَضِّ نِعمَةٍ مِن عَيشٍ فزالَ عَنهُم إلاّ بِذُنوبٍ اجتَرَحوها ؛ لأنَّ اللّه َ لَيسَ بِظلاّمٍ لِلعَبيدِ .حديث

امام على عليه السلام : هرگز نعمت و رفاه زندگى از مردمى گرفته نشد، مگر به سبب گناهانى كه مرتكب شدند؛ چرا كه خداوند به بندگانش ستم نمى كند.

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمامُ زينَ العابدينُ عليه السلام ـ في الدُّعاءِ ـ : فكُلُّ البَرِيَّةِ مُعتَرِفَةٌ بِأنَّكَ غَيرُ ظالِمٍ لِمَن عاقَبتَ ، و شاهِدَةٌ بأنَّكَ مُتَفَضِّلٌ عَلى مَن عافَيتَ .حديث

امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعا ـ گفت : آفريدگان همه معترفند كه تو هر كس را كيفر دهى ستمكار نيستى و گواهند بر اين كه هر كس را ببخشى، از روى فضل و كرم توست.

صفحه اختصاصي حديث و آيات قصص الأنبياء : قالَ عُزَيرٌ عليه السلام : يا رَبِّ ، إنّي نَظَرتُ في جَميعِ اُمورِكَ و إحكامِها فعَرَفتُ عَدلَكَ بِعَقلي ، و بَقِيَ بابٌ لَم أعرِفْهُ : إنَّكَ تَسخَطُ عَلى أهلِ البَلِيَّةِ فتَعُمُّهُم بِعَذابِكَ و فيهِمِ الأطفالُ ! ··· فقيلَ لَهُ : يا عُزَيرُ ، إنَّ القَومَ إذا استَحَقُّوا عَذابي قَدَّرتُ نُزولَهُ عِندَ انقِضاءِ آجالِ الأطفالِ ، فماتَ اُولئكَ بِآجالِهِم و هَلَكَ هؤلاءِ بِعَذابي .حديث

قصص الأنبياء : عُزَير عليه السلام عرض كرد : پروردگارا! من در تمام كارهاى تو و استوارىِ آنها انديشيدم و با خِردم به عدالت تو پى بردم، اما يك موضوع هست كه نمى توانم آن را بفهمم و آن اين است كه تو بر سزامندانِ بلا خشم مى گيرى ولى عذاب خود را شامل همگان از جمله كودكان آنها نيز مى گردانى [چرا]؟··· گفته شد: اى عزير! هرگاه مردمى سزاوار عذاب من شوند، فرود آمدن آن را در زمانى مقدّر مى كنم كه عمر كودكان نيز به سر آمده باشد. در نتيجه، كودكان بر اثر سر آمدن عمرشان مى ميرند و گنهكاران بر اثر عذاب من .حديث