HadithLib.Com

تحقيقى پيرامون احاديث مربوط به شمار امامان

صفحه اختصاصي حديث و آيات

مضمون احاديث شماره 77 تا 84 با اختلاف در لفظ در بسيارى از منابع اهل سنّت حديث تكرار شده است و همين مضمون در برخى از منابع روايى شيعه نيز ديده مى شود حديث . اختلاف متن اين روايات حاكى از ملاحظات جدّى سياسى در نقل آنهاست. لذا در برخى كلمه «بعدى» حذف و واژه «خليفه» تبديل به «امير» حديث شده است و در پاره اى «خليفه» تبديل به «قيّم» حديث يا «ملك» حديث گرديده است. در برخى، جان جان مايه اسلام تا رستاخيز با خلافت خلفاى دوازده گانه حديث پيامبر صلي الله عليه و آله پيوند خورده و در بعضى اين ارتباط ديده نمى شود. در پاره اى، مصالح جامعه اسلامى به ولايت آنها حديث گره خورده و در بعضى نه در برخى نيز جريان طبيعى امور در جامعه اسلامى به ولايت آنها حديث مرتبط شده و در برخى نشده است. مسأله مهم و شايان توجّه اين است كه اين احاديث با همه ناهمسانى ها در دو نكته اساسى اشتراك دارند:
1 ـ پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله بهترين كسانى را كه مى توانسته اند پس از او تا سالهاى متمادى جامعه اسلامى را رهبرى كنند به مردم معرفى كرده است.
2 ـ تعداد پيشوايانى كه رهبرى آنان مورد تأييد پيامبر گرامى قرار گرفته دوازده نفر است.
اين حقيقت وقتى روشن تر مى شود كه به روايات پيروان اهل بيت مراجعه كنيم، در اين صورت خواهيم ديد كه اين روايات ضمن تأييد مضمون ياد شده توضيحات دقيقترى حديث درباره نام و مشخّصات خلفاء پيامبر اسلام ارائه كرده اند. اين توضيحات در روايات 92 تا 95 و روايات فصل ششم آمده است، نيز معلوم مى شود آن جا كه راوى حديث صداى پيامبر صلي الله عليه و آله حديث را نشنيده حديث ، آن حضرت صلي الله عليه و آله يا فرموده «كلُّهم من بنى هاشم» چنان كه در برخى روايات آمده، يا چيزى فرموده كه اين مفهوم از آن به دست مى آيد، همان گونه كه از على صلي الله عليه و آله روايت شده كه فرموده است: «محقّقاً امامان و پيشوايان دينى از قريش هستند كه از هاشم به وجود آمده اند (و از نسل فاطمه عليهاالسلامظاهر گشته اند)، امامت و خلافت بر غير ايشان سزاوار نيست حديث و خلفاى غير آنان صلاحيت ندارند».
بدون ترديد ملاحظات سياسى موجب حذف مشخّصات دقيق خلفاى دوازده گانه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله گشته است، ولى همين مقدارِ آمده براى روشن شدن حقيقت كافى است، زيرا عدد مذكور جز بر برخى محققان گفته اند: احاديثى كه دلالت دارند شمار خلفا پس از پيامبر صلي الله عليه و آله دوازده تن است از طرق بسيارى شهرت يافته است و با توضيح زمان و تعريف وضع موجود و شرايط جغرافيايى دانسته مى شود كه مقصود پيامبر خدا صلي الله عليه و آله از اين حديث، امامان دوازده گانه از اهل بيت و عترت اوست و نمى توان اين حديث را به خلفايى كه از صحابه بوده اند، تطبيق كرد، چه شمار آنها از دوازده كمتر است و امامان اهل بيت قابل انطباق نيست و اگر اين احاديث در كنار حديث متواتر ثقلين و ساير احاديثى كه در اين كتاب درباره معرفى اهل بيت و وجوب تمسّك به آنها آمده ملاحظه گردند معلوم مى شود كه پيامبر اسلام بيش از هر چيز در مقوله رهبرى آينده جهان اسلام و پيشوايان پس از خود، دقيق و روشن سخن گفته است «قُلْ لا اَسْأَلُكم عَلَيْه اَجْراً اِلاَّ الْمَودّةَ فِى القُربى» وحديث كساء نداشتند، پس ناگزير بايد اين حديث بر امامان دوازده گانه اهل بيت و عترت حمل گردد، زيرا آنها در ميان مردم زمان خود داناترين، والاترين، پاكترين، پرهيزگارترين، والاتبارترين افراد بودند و از شريفترين حسب برخوردار و گرامى ترين بندگان نزد خدا و علوم آنها از پدرانشان با علم ارثى ولدنّى به جدّشان صلي الله عليه و آله مى پيوست. اهل علم و تحقيق و اهل كشف و تدقيق، ايشان را چنين مى شناسانند. حديث ثقلين و احاديث فراوانِ آمده در اين كتاب و جز آن بر همين مفهوم ـ دوازده تن بودن امامان از اهل بيت ـ گواهى و آن را ترجيح مى دهند. (ينابيع المودّة: 2 / 292 ونفحات الازهار فى خلاصة عبقات الانوار: 2 / 328).
ملاّصدرا مى گويد: همه اين روايات از طرق عامّه، اسانيد صحيح كه صحت آن در همه صحاح و اصول به اثبات رسيده است. وجه مشترك دو طريق ، مسانيد صحاح و طرق مستفيض آن است كه پيامبر صلي الله عليه و آله فرموده است: امامان پس از من از عترتم به شمار جلوداران بنى اسرائيل هستند، نُه تن از پشت حسين كه خداوند علم و فهم را بديشان ارمغان كرده است و نهمين ايشان مهدىّ آنهاست. در صحاح ستّه و جامع اصول آنها آمده است كه پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: مهدى از عترت من واز فرزندان فاطمه است كه زمين را همان گونه كه از ستم و جور آكنده شد از عدل و داد بياكند و اين كه پيامبر صلي الله عليه و آله فرموده است: دنيا از ميان نمى رود تا آن كه مردى از اهل بيت من بر عرب حاكميت يابد، نام او منطبق با نام من است و اين كه پيامبر صلي الله عليه و آله فرموده است: اگر حتّى جز يك روز از دنيا باقى نمانده باشد خداوند اين روز را چنان طولانى گرداند تا مردى از من يا اهل بيت مرا برگزيند كه نام با نام من يكى است و او زمين را همچنان كه از ظلم و ستم آكنده است از عدل و داد بياكند.
شارح مشكاة مى گويد: اين احاديث و نظاير آن دليل آشكارى است در اين كه خلافت به قريش اختصاص دارد و نبايد آن را براى ديگران سامان داد و پيامبر صلي الله عليه و آله روشن فرمود كه اين حكم تا پايان روزگاران كه تنها دو تن بزيند خواهد بود. اينك مى گوييم: هر كه به خردش آفت و آسيبى نرسيده باشد و بر بينشش پوششى قرار نگرفته باشد مى داند كه اين نصوص صحيح و فراوان دلالت دارد بر آن كه خلفاى پس از پيامبر صلي الله عليه و آله دوازده امام هستند و بس و همه آنها از قريش اند و در پرتو وجود آنها دين برپا مى شود و اسلام سامان مى يابد تا رستاخيز رسد. اين شمار و اين توصيف تنها درباره امامان شيعه اماميه وجود دارد و اينها هستند همان جانشن يان وخلفا. پس ثابت شد كه حجّتى الهى، همچنان در زمين خواهد بود. (شرح اصول كافى : 2 / 481). " href="#" onclick = "return false;" >حديث
.