HadithLib.Com

فصل دوم : فروتنى اهل بيت عليهم السلام

صفحه اختصاصي حديث و آيات رسول اللّه صلي الله عليه و آله : لَقَد هَبَطَ عَلَيَّ مَلَكٌ مِنَ السَّماءِ ما هَبَطَ عَلى نَبِيٍّ قَبلي ، ولا يَهبِطُ عَلى أحَدٍ مِن بَعدي ، وهُوَ إسرافيلُ وعِندَهُ جِبريلُ ، فَقالَ : السَّلامُ عَلَيكَ يا مُحَمَّدُ ، ثُمَّ قالَ : أنَا رَسولُ رَبِّكَ إلَيكَ ، أمَرَني أن اُخبِرَكَ حديث إن شِئتَ نَبِيًّا عَبدًا ، وإن شِئتَ نَبِيًّا مَلِكًا ؟ فَنَظَرتُ إلى جِبريلَ ، فَأَومَأَ جِبريلُ إلَيَّ أن تَواضَع ، فَقُلتُ : نَبِيًّا عَبدًا حديث .

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : فرشته اى از آسمان بر من نازل شد كه نه پيش از من بر پيامبرى نازل شده است و نه پس از من بر كسى نازل خواهد شد. او، اسرافيل بود كه جبرئيل را همراه خود داشت. او گفت: درود بر تو اى محمّد! و سپس ادامه داد: من فرستاده پروردگارت هستم به سوى تو، او به من دستور داده كه تو را اگر مى خواهى به عنوان پيامبرى بنده و اگر مايلى به عنوان پيامبرى پادشاه، برگزينم. من به جبرئيل نگريستم جبرئيل به من اشاره كرد كه فروتنى كن و من گفتم: ترجيح مى دهم پيامبرى بنده باشم.

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام الباقر عليه السلام : ولَقد أتاهُ جَبرَئيلُ عليه السلامبِمَفاتيحِ خَزائِنِ الأَرضِ ثَلاثَ مَرّاتٍ يُخَيِّرُهُ ، مِن غَيرِ أن يَنقُصَهُ اللّه ُ تَبارَكَ وتَعالى مِمّا أعَدَّ اللّه ُ لَهُ يَومَ القِيامَةِ شَيئًا، فَيَختارُ التَّواضُعَ لِرَبِّهِ جَلَّ وعَزَّ حديث .

امام باقر عليه السلام: جبرئيل سه بار كليدهاى خزانه هاى زمين را براى پيامبر صلي الله عليه و آله آورد، بى آن كه خداوند تبارك و تعالى از آن چه براى او در روز رستاخيز آماده كرده است، چيزى بكاهد و پيامبر، در برابر خداوند عزّوجل، فروتنى را برگزيد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ جَبرَئيلَ عليه السلامأتى رَسولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آله فَخَيَّرَهُ ، وأشارَ عَلَيهِ بِالتَّواضُعِ ، وكانَ لَهُ ناصِحًا ، فَكانَ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله يأكُلُ إكلَةَ العَبدِ ، ويَجلِسُ جِلسَةَ العَبدِ، تَواضُعًا للّه ِِ تَبارَكَ وتَعالى حديث .

امام صادق عليه السلام: جبرئيل نزد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله آمد و او را مخيّر ساخت و به او اشاره كرد تا فروتنى را برگزيند، جبرئيل، خيرخواه پيامبر بود. پيامبر صلي الله عليه و آله براى فروتنى در برابر خداوند متعال، همچون بندگان، غذا مى خورد و همچون بندگان، مى نشست.

صفحه اختصاصي حديث و آيات حَمزَةُ بنُ عَبدِاللّه ِ بنِ عُتبَةَ : كانَت فِي النَّبِيِّ صلي الله عليه و آله خِصالٌ لَيسَت فِي الجَبّارينَ ، كانَ لا يَدعوهُ أحمَرُ ولا أسوَدُ مِنَ النّاسِ إلاّ أجابَهُ ، وكانَ رُبَّما وَجَدَ تَمرَةً مُلقاةً فَيَأخُذُها فَيُهوي بِها إلى فيهِ ، وإنَّهُ لَيَخشى أن تَكونَ مِنَ الصَّدَقَةِ ، وكانَ يَركَبُ الحِمارَ عُريًا لَيسَ عَلَيهِ شَيءٌ حديث .

حمزة بن عبداللّه بن عتبه: پيامبر صلي الله عليه و آله صفاتى داشت كه در سلاطين نبود. اگر سرخ و سياهى او را دعوت مى كرد، مى پذيرفت و گاه خرماى به كنار افتاده اى مى يافت، آن را در دهان مى نهاد و تنها از اين مى ترسيد كه صدقه باشد. او بر الاغ كاملاً برهنه، سوار مى شد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات يَزيدُ بنُ عَبدِاللّه ِ بنِ قَسيطٍ : كانَ أهلُ الصُّفَّةِ ناسًا مِن أصحابِ رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله لا مَنازِلَ لَهُم ، فَكانوا يَنامونَ عَلى عَهدِ رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله فِيالمَسجِدِ ويَظَلّونَ فيهِ ما لَهُم مَأوًى غَيرُهُ ، فَكانَ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله يَدعوهُم إلَيهِ بِاللَّيلِ إذا تَعَشّى فَيُفَرِّقُهُم عَلى أصحابِهِ ، وتَتَعَشّى طائِفَةٌ مِنهُم مَعَ رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله ، حَتّى جاءَ اللّه ُ تَعالى بِالغِنى حديث .

يزيد بن عبداللّه بن قسيط: اهل صفّه [سكّونشينان]، جماعتى از اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله بودند كه خانه اى نداشتند و در زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله در مسجد مى خوابيدند و چون مأوايى نداشتند، در آن جا به سر مى بردند. پيامبر اكرم هنگام شام آنها را فرا مى خواند و در ميان اصحابش تقسيمشان مى كرد و گروهى از آنها نيز با پيامبر صلي الله عليه و آله شام مى خوردند تا وقتى كه خداوند، توانگرى را به ارمغان آورد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات أبو ذَرٍّ : كانَ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله يَجلِسُ بَينَ ظَهرانَي أصحابِهِ ، فَيَجيءُ الغَريبُ فَلا يَدري أيُّهُم هُوَ حَتّى يَسأَلَ . فَطَلَبنا إلى رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله أن نَجعَلَ لَهُ مَجلِسًا يَعرِفُهُ الغَريبُ إذا أتاهُ ، فَبَنَينا لَهُ دُكّانًا مِن طينٍ ، كانَ يَجلِسُ عَلَيهِ حديث .

ابوذر: پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در ميان يارانش مى نشست و هرگاه بيگانه اى مى آمد، نمى فهميد كدام پيامبر است تا اينكه مى پرسيد، لذا از پيامبر خواستيم كه جايگاهى برايش درست كنيم تا اگر بيگانه اى بيايد، او را بشناسد. بدين ترتيب سكّويى از گِل براى او ساختيم كه بر آن مى نشست.

صفحه اختصاصي حديث و آيات أبو مَسعودٍ : أتَى النَّبِيَّ صلي الله عليه و آله رَجُلٌ فَكَلَّمَهُ ، فَجَعَلَ تَرعَدُ فَرائِصُهُ ، فَقالَ لَهُ : هَوِّن عَلَيكَ فَإِنّي لَستُ بِمَلِكٍ ، إنَّما أنَا ابنُ امرَأَةٍ تَأكُلُ القَديدَ حديث حديث .

ابو مسعود: مردى نزد پيامبر صلي الله عليه و آله آمد و هنگام صحبت با حضرت صلي الله عليه و آله بدنش مى لرزيد. پيامبر صلي الله عليه و آله به او فرمود: آرام باش، من كه پادشاه نيستم، بلكه پسر زنى هستم كه گوشت نمكسود مى خورد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات مُطَرِّفٌ : قالَ أبي : اِنطَلَقتُ في وَفدِ بَني عامِرٍ إلى رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله ، فَقُلنا : أنتَ سَيِّدُنا ، فَقالَ : السَّيِّدُ اللّه ُ تَبارَكَ وتَعالى . قُلنا : وأفضَلُنا فَضلاً ، وأعظَمُنا طَولاً ، فَقالَ: قولوا بِقَولِكُم أو بَعضِ قَولِكُم ولا يَستَجرِيَنَّكُمُ الشَّيطانُ حديث .

مطرّف: پدرم گفت: با هيأت نمايندگى بنى عامر، خدمت رسول اللّه صلي الله عليه و آله رسيديم. عرض كرديم: تو سرور مايى. فرمود: سرور، خداوند تبارك و تعالى است. عرض كرديم: تو كاملاً از ما برترى و از ما بخشنده تر، فرمود: هرچه مى خواهيد بگوييد، ولى مواظب باشيد شيطان شما را نماينده خود قرار ندهد [در مدح و ستايش مبالغه نكنيد].

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام الصادق عليه السلام : ما أكَلَ نَبِيُّ اللّه ِ صلي الله عليه و آله وهُوَ مُتَّكِئٌ مُنذُ بَعَثَهُ اللّه ُ عَزَّوجَلَّ ، وكانَ يَكرَهُ أن يَتَشَبَّهَ بِالمُلوكِ ، ونَحنُ لا نَستَطيعُ أن نَفعَلَ حديث .

امام صادق عليه السلام: پيامبر خدا صلي الله عليه و آله از هنگامى كه خداوند عزّوجل او را به پيامبرى برانگيخت، هرگز تكيه كرده خوراكى نخورد و كراهت داشت به سلاطين، مانند شود و ما توان چنين كارى نداريم.

صفحه اختصاصي حديث و آيات زاذانُ : رَأَيتُ عَلِيَّ بنَ أبي طالِبٍ يُمسِكُ الشُّسوعَ بِيَدِهِ ، يَمُرُّ فِي الأَسواقِ
فَيُناوِلُ الرَّجُلَ الشِّسعَ ويُرشِدُ الضّالَّ ويُعينُ الحَمّالَ عَلَى الحُمولَةِ ، وهُوَ يَقرَأُ هذِهِ الآيَةَ: «تِلكَ الدّارُ الآخِرَةُ نَجعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدونَ عُلُوًّا فِي الأَرضِ ولا فَسادًا والعاقِبَةُ لِلمُتَّقينَ حديث » . ثُمَّ يَقولُ : هذِهِ الآيَةُ اُنزِلَت فِي الوُلاةِ وذَوِي القُدرَةِ مِنَ النّاسِ حديث .

زاذان: على بن ابى طالب را ديدم كه بند كفشى جامانده را با دست خود مى گرفت و از بازار مى گذشت تا بند كفش را به دست صاحبش مى داد و ره گم كرده را ره مى نمود و در برداشتن بار، به حمّال كمك مى كرد و اين آيه را تلاوت مى فرمود: «اين سراى آخرت را از آن كسانى ساخته ايم كه در اين جهان نه خواهان برترى جويى هستند و نه خواهان فساد و فرجام نيك، از آن پرهيزگاران است» . سپس مى فرمود: اين آيه در حقّ واليان و مردم قدرتمند نازل شده است.

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام الصادق عليه السلام : خَرَجَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلاموهُوَ راكِبٌ، فَمَشَوا مَعَهُ فَقالَ : ألَكُم حاجَةٌ ؟ قالوا : لا ، ولكِنّا نُحِبُّ أن نَمشِيَ مَعَكَ ، فَقالَ لَهُم : اِنصَرِفوا ؛ فَإِنَّ مَشيَ الماشي مَعَ الرّاكِبِ مَفسَدَةٌ لِلرّاكِبِ ومَذَلَّةٌ لِلماشي حديث .

امام صادق عليه السلام : اميرالمؤمنين، سواره از خانه خارج شد و گروهى، پياده همراه او راه افتادند. حضرت عليه السلام فرمود: آيا شما كارى داريد؟ گفتند: نه، ليكن دوست داريم با شما همراهى كنيم. حضرت عليه السلامبه آنها فرمود: باز گرديد، پياده رفتن به همراه سواره، موجب تباهى سواره و خوارى پياده است.

صفحه اختصاصي حديث و آيات رُوِيَ أنَّ الحَسَنَ بنَ عَلِيٍّ عليهماالسلام كانَ يَجلِسُ إلَى المَساكينِ، ثُمَّ يَقولُ: «إنَّهُ لا يُحِبُّ المُستَكبِرينَ حديث » حديث .

امام صادق عليه السلام : روايت شده است كه حسن بن على عليه السلام در كنار مساكين مى نشست و سپس اين آيه را تلاوت مى كرد: «خداوند مستكبران را دوست ندارد».

صفحه اختصاصي حديث و آيات رُوِيَ أنَّهُ مَرَّ الحَسَنُ بنُ عَلِيٍّ عليهماالسلام عَلى فُقَراءَ وقَد وَضَعوا كُسَيراتٍ عَلَى الأَرضِ وهُم قُعودٌ يَلتَقِطونَها ويَأكُلونَها ، فَقالوا لَهُ : هَلُمَّ يَا بنَ بِنتِ رَسولِ اللّه ِ إلَى الغَداءِ . قالَ : فَنَزَلَ وقالَ : إنَّ اللّه َ لا يُحِبُّ المُستَكبِرينَ ، وجَعَلَ يَأكُلُ مَعَهُم حَتَّى اكتَفَوا وَالزّادُ عَلى حالِهِ بِبَرَكَتِهِ ، ثُمَّ دَعاهُم إلى ضِيافَتِهِ وأطعَمَهُم وكَساهُم حديث .

روايت شده كه حسن بن على بر گروهى از فقرا گذشت كه تكّه نانهايى بر زمين نهاده و گرد يكديگر نشسته بودند و از آن بر مى داشتند و مى خوردند. اين جماعت به امام عليه السلام گفتند: اى پسر دختر رسول خدا! بفرماييد. راوى مى گويد: حضرت عليه السلام فرود آمد و فرمود: خداوند مستكبران را دوست ندارد و همراه آنان به خوردن نشست تا از خوردن دست كشيدند و اين در حالى بود كه به بركت وجود امام عليه السلام، چيزى از نانها كم نشده بود. امام عليه السلام سپس آنها را به مهمانى دعوت كرد و اطعامشان نمود و جامه شان بخشيد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات مُحَمَّدُ بنُ عَمرِو بنِ حَزمٍ : مَرَّ الحُسَينُ بِمَساكينَ يَأكُلونَ فِي الصُّفَّةِ حديث فَقالوا : الغَداءَ ، فَنَزَلَ وقالَ : إنَّ اللّه َ لا يُحِبُّ المُتَكَبِّرينَ ، فَتَغَدّى مَعَهُم ثُمَّ قالَ لَهُم : قَد أجَبتُكُم فَأَجيبوني . قالوا : نَعَم . فَمَضى بِهِم إلى مَنزِلِهِ ، فَقالَ لِلرَّبابِ : أخرِجي ما كُنتِ تَدَّخِرينَ حديث .

محمّد بن عمروبن حزم: امام حسين عليه السلام بر گروهى از مساكين گذشت كه در صفّه، غذا مى خوردند. آنها به حضرت، غذا تعارف كردند. حضرت فرود آمد و گفت: خداوند، متكبّران را دوست ندارد و با آنها غذا خورد و سپس به آنها فرمود: من دعوت شما را پذيرفتم، شما هم دعوت مرا بپذيريد. گفتند: باشد. امام عليه السلام آنها را با خود به منزلش برد و به رباب فرمود: آن چه را ذخيره كرده اى بيرون بياور.

صفحه اختصاصي حديث و آيات أبو بَصيرٍ : دَخَلَ أبو عَبدِاللّه ِ عليه السلامالحَمّامَ ، فَقالَ لَهُ صاحِبُ الحَمّامِ : اُخليهِ لَكَ ؟ فَقالَ : لا حاجَةَ لي في ذلِكَ ، المُؤمِنُ أخَفُّ مِن ذلِكَ حديث .

ابوبصير: امام صادق عليه السلام به حمّام رفت. صاحب حمّام به ايشان عرض كرد: آيا حمّام را قُرق كنم؟ امام عليه السلام فرمود: نيازى به اين كار نيست، كار مؤمن ساده تر از اين امور است.

صفحه اختصاصي حديث و آيات اِبنُ شَهرآشوبَ في المناقِبِ : دَخَلَ [الرِّضا عليه السلام] الحَمّامَ فَقالَ لَهُ بَعضُ النّاسِ : دَلِّكني يا رَجُلُ ، فَجَعَلَ يُدَلِّكُهُ ، فَعَرَّفوهُ، فَجَعَلَ الرَّجُلُ يَستَعذِرُ مِنهُ وهُوَ يُطَيِّبُ قَلبَهُ ويُدَلِّكُهُ حديث .

ابن شهر آشوب در مناقب: روايت شده است كه امام رضا عليه السلامبه حمّام رفت. فردى به ايشان گفت: اى مرد! مرا كيسه بكش. حضرت عليه السلامهم او را كيسه كشيد. مردم، حضرت عليه السلامرا به آن مرد معرفى كردند، او از امام پوزش طلبيد و حضرت عليه السلام دل آن مرد را آرام مى كرد و همچنان كيسه اش مى كشيد.