HadithLib.Com

نخستين چيزى كه در روز قيامت از آن سؤال مى شود

صفحه اختصاصي حديث و آيات رسول اللّه صلي الله عليه و آله : أوَّلُ ما يُسأَلُ عَنهُ العَبدُ حُبُّنا أهلَ البَيتِ حديث .

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : نخستين چيزى كه درباره آن از بنده سؤال مى شود، محبّت به ما اهل بيت است.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه صلي الله عليه و آله : لا تَزولُ قَدَما عَبدٍ يَومَ القِيامَةِ حَتّى يُسأَلَ عَن أربَعٍ : عَن عُمُرِهِ فيما أفناهُ ، وعَن جَسَدِهِ فيما أبلاهُ ، وعَن مالِهِ فيما أنفَقَهُ ومِن أينَ كَسَبَهُ ، وعَن حُبِّنا أهلَ البَيتِ حديث .

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : در روز قيامت، هيچ بنده اى قدم از جاى خود برندارد، تا اين كه درباره چهار چيز از او سؤال شود: از عمرش كه در چه راه صرف كرده است، از بدنش كه در چه راه آن را فرسوده است، از مالش كه در چه راه خرج كرده و از كجا به دست آورده است و از محبّت به ما خاندان.

صفحه اختصاصي حديث و آيات أبو بَرزَةَ : قالَ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله : لا تَزولُ قَدَما عَبدٍ حَتّى يُسأَلَ عَن أربَعَةٍ : عَن جَسَدِهِ فيما أبلاهُ ، وعُمُرِهِ فيما أفناهُ ، ومالِهِ مِن أينَ اكتَسَبَهُ وفيما أنفَقَهُ ، وعَن حُبِّ أهلِ البَيتِ . فَقيلَ : يا رَسولَ اللّه ِ ، فَما عَلامَةُ حُبِّكُم ؟ فَضَرَبَ صلي الله عليه و آله بِيَدِهِ عَلى مَنكِبِ عَلِيٍّ حديث .

ابو برزه: رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: [در روز قيامت] هيچ بنده اى قدم از جاى خود بر ندارد تا اين كه درباره چهار چيز از او سؤال شود: از جسمش كه در چه راه آن را فرسوده است، از عمرش كه در چه راه صرف كرده است، از مالش كه از كجا آورده و در چه راه خرج كرده است و از محبّت نسبت به ما خاندان، عرض شد: اى رسول خدا! نشانه دوست داشتن شما چيست؟ حضرت دست خود را بر شانه على زد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات حَنانُ بنُ سَديرٍ : حَدَّثَني أبي قالَ : كُنتُ عِندَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عليهماالسلام فَقَدَّمَ إلَينا طَعامًا ما أكَلتُ طَعامًا مِثلَهُ قَطُّ ، فَقالَ لي : يا سَديرُ ، كَيفَ رَأَيتَ طَعامَنا هذا ؟
قُلتُ : بِأَبي أنتَ واُمّي يَابنَ رَسولِ اللّه ِ ، ماأكَلتُ مِثلَهُ قَطُّ ، ولا أظُنُّ آكُلُ
أبَدًا مِثلَهُ . ثُمَّ إنَّ عَيني تَغَرغَرَت فَبَكَيتُ ، فَقالَ : يا سَديرُ ، ما يُبكيكَ ؟ قُلتُ : يَابنَ رَسولِ اللّه ِ ، ذَكَرتُ آيَةً في كِتابِ اللّه ِ تَعالى . قالَ : وما هِيَ ؟ قُلتُ : قَولُ اللّه ِ في كِتابِهِ : «ثُمَّ لَتُسأَلُنَّ يَومَئِذٍ عَنِ النَّعيمِ حديث » ، فَخِفتُ أن يَكونَ هذَا الطَّعامُ (مِن النَّعيمِ) الَّذي يَسأَلُنَا اللّه ُ عَنهُ . فَضَحِكَ حَتّى بَدَت نَواجِذُهُ ، ثُمَّ قالَ : يا سَديرُ ، لا تُسأَلُ عَن طَعامٍ طَيِّبٍ ، ولا ثَوبٍ لَيِّنٍ ، ولا رائِحَةٍ طَيِّبَةٍ ، بل لَنا خُلِقَ ولَهُ خُلِقنا ، ولنَعمَلَ فيهِ بِالطّاعَةِ . قُلتُ لَهُ : بِأَبي أنتَ واُمّي يَابنَ رَسولِ اللّه ِ ، فَمَا النَّعيمُ ؟ قالَ : حُبُّ عَلِيٍّ وعِترَتِهِ ، يَسأَلُهُمُ اللّه ُ يَومَ القِيامَةِ : كَيفَ كانَ شُكرُكُم لي حينَ أنعَمتُ عَلَيكُم بِحُبِّ عَلِيٍّ وعِترَتِهِ ؟ حديث

حنان بن سدير: پدرم به من گفت: نزد جعفر بن محمّد عليهماالسلامبودم. آن حضرت غذايى در برابرم نهاد كه هرگز غذايى مانند آن نخورده بودم. پس به من فرمود: اى سدير! غذاى ما را چگونه يافتى؟ عرض كردم: پدر و مادرم فدايت اى پسر پيامبر خدا، تاكنون چنين غذايى نخورده ام و گمان هم نمى كنم كه ديگر غذايى مانند آن بخورم. آن گاه چشمانم پر از اشك شد و گريستم. فرمود: اى سدير! چرا گريه مى كنى؟ عرض كردم: يابن رسول اللّه ، آيه اى از كتاب خدا را به ياد آوردم. فرمود: كدام آيه؟ عرض كردم: اين آيه «سپس در آن روز از نعمت بازخواست مى شويد». مى ترسم اين غذا جزو همان نعمتى باشد كه خداوند درباره آن بازخواست مى كند. حضرت خنده اى كرد به طورى كه دندانهاى عقلش نمايان شد، سپس فرمود: اى سدير، از تو، نه درباره خوراك لذيذ سؤال خواهد شد و نه درباره جامه نرم و نه درباره بوى خوش، بلكه اينها براى ما آفريده شده و ما براى استفاده از آنها خلق شده ايم و ما بايد در آنها به طاعت خدا عمل كنيم. عرض كردم: پدر و مادرم فدايت اى پسر پيامبر خدا، پس آن نعمت كدام است؟ فرمود: دوستى على و عترت او؛ در روز قيامت خداوند مى پرسد: در برابر نعمت دوستى على و عترت او كه آن را به شما عطا كردم چگونه شكر مرا به جا آورديد.