HadithLib.Com

فصل دوم : حرمت بهشت بر ستمكار به اهل بيت عليهم السلام

صفحه اختصاصي حديث و آيات رسول اللّه صلي الله عليه و آله : إنَّ اللّه َ حَرَّمَ الجَنَّةَ عَلى مَن ظَلَمَ أهلَ بَيتي أو قاتَلَهم أو أغارَ عَلَيهِم أو سَبَّهُم حديث .

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : خداوند بهشت را بر كسى كه به اهل بيت من ستم كند يا با آنان بجنگد، يا ايشان را مورد تاخت و تاز قرار دهد، يا ناسزايشان گويد، حرام كرده است.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه صلي الله عليه و آله : حُرِّمَتِ الجَنَّةُ عَلى مَن ظَلَمَ أهلَ بَيتي وآذاني في عِترَتي حديث .

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : بهشت بر كسى كه به اهل بيت من ستم كند و با آزردن عترتم مرا بيازارد، حرام گرديده است.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه صلي الله عليه و آله : حُرِّمَتِ الجَنَّةُ عَلى مَن ظَلَمَ أهلَ بَيتي ، وعَلى مَن قاتَلَهُم ، وعَلَى المُعينِ عَلَيهِم ، وعَلى مَن سَبَّهُم «اُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُم فِي الآخِرَةِ ولا يُكَلِّمُهُمُ اللّه ُ ولا يَنظُرُ إلَيهِم يَومَ القِيامَةِ ولا يُزَكّيهِم ولَهُم عَذابٌ أليمٌ حديث » حديث .

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : بهشت بر كسى كه به اهل بيت من ستم كند و بر كسى كه با آنان بجنگد و بر كسى كه عليه آنان يارى و كمك رساند و بر كسى كه ناسزايشان گويد، حرام شده است «اينان را در آخرت بهره اى نيست و خدا روز قيامت با آنان سخن نمى گويد و به ايشان نمى نگرد و پاكشان نمى گرداند و عذابى دردناك خواهند داشت» .

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام عليّ عليه السلام : وَاللّه ِ ، لَأَذودَنَّ بِيَدَيَّ هاتَينِ القَصيرَتَينِ عَن حَوضِ رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله أعداءَنا ، ولاَُورِدَنَّهُ أحِبّاءَنا حديث .

امام على عليه السلام: به خدا قسم كه من با همين دو دست كوتاه خود، دشمنانمان را از رسيدن به حوض (كوثر) رسول خدا صلي الله عليه و آله دور مى كنم و دوستدارانمان را به كنار آن مى آورم.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام : أنَا مَعَ رَسولِ اللّه ِ صَلَواتُ اللّه ِ عَلَيهِ ومَعي عِترَتي عَلَى الحَوضِ ، وإنّا لَنَذودُ عَنهُ أعداءَنا ونَسقي مِنهُ أولِياءَنا ، فَمَن شَرِبَ مِنهُ شَربَةً لَم
يَظمَأ بَعدَها أبَدًا حديث .

امام على عليه السلام: من با رسول خدا صلوات اللّه عليه و عترم در كنار حوض [كوثر] هستيم ، وما دشمنان خود را از آن دور مى كنيم و دوستانمان را از آن آب مى دهيم ، هر كه شربتى آب از آن بنوشد، ديگر هرگز تشنه نمى شود.

صفحه اختصاصي حديث و آيات أنَسُ بنُ مالِكٍ : دَخَلتُ عَلى رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله فَقالَ : قَد اُعطيتُ الكَوثَرَ ، قُلتُ : يا رَسولَ اللّه ِ ، ومَا الكَوثَرُ ؟ قالَ : نَهرٌ فِي الجَنَّةِ عَرضُهُ وطولُهُ ما بَينَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ ، ولا يَشرَبُ مِنهُ أحَدٌ فَيَظمَأَ ، ولا يَتَوَضَّأُ مِنهُ أحَدٌ فَيَشعَثَ ، لا يَشرَبُهُ إنسانٌ خَفَرَ ذِمَّتي ولا قَتَلَ أهلَ بَيتي حديث .

أنس بن مالك: بر رسول خدا صلي الله عليه و آله وارد شدم، آن حضرت فرمود: كوثر به من داده شد. عرض كردم: اى رسول خدا! كوثر چيست؟ فرمود: نهرى است در بهشت كه طول و عرض آن از مشرق تا مغرب است. هركس از آن بياشامد، ديگر هرگز تشنه نمى شود و هركس با آب آن، خود را بشويد ديگر هرگز خاك آلود نمى شود؛ هر انسانى كه پيمان مرا بشكند و يا اهل بيت مرا به قتل رساند، از آن نخواهد آشاميد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عَلِيُّ بنُ أبي طَلحَةَ مَولى بَني اُمَيَّةَ : حَجَّ مُعاوِيَةُ بنُ أبي سُفيانَ وحَجَّ مَعَهُ مُعاوِيَةُ بنُ حُدَيجٍ ـ وكانَ مِن أسَبِّ النّاسِ لِعَلِيٍّ ـ فَمَرَّ فِي المَدينَةِ في مَسجِدِ الرَّسولِ صلي الله عليه و آله وَالحَسَنُ بنُ عَلِيٍّ جالِسٌ في نَفَرٍ مِن أصحابِهِ ، فَقيلَ لَهُ : هذا مُعاوِيَةُ بن حُدَيجٍ السّابُّ لِعَلِيٍّ عليه السلام . فَقالَ : عَلَيَّ بِالرَّجُلِ ، فَأَتاهُ الرَّسولُ ، فَقالَ : أجِب ، قالَ : مَن ؟ قالَ : الحَسَنُ بنُ عَلِيٍّ يَدعوكَ . فَأَتاهُ فَسَلَّمَ عَلَيهِ ، فَقالَ لَهُ الحَسَنُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام : أنتَ مُعاوِيَةُ بنُ حُدَيجٍ ؟ قالَ : نَعَم ، فَرَدَّ عَلَيهِ ثَلاثًا ، فَقالَ لَهُ الحَسَنُ : السّابُّ لِعَلِيٍّ ؟ فَكَأَنَّهُ استَحيى ، فَقالَ لَهُ الحَسَنُ عليه السلام : أمَ وَاللّه ِ ، لَئِن وَرَدتَ عَلَيهِ الحَوضَ ـ وما أراكَ أن تَرِدَهُ ـ لَتَجِدَنَّهُ مُشَمِّرَ الإِزارِ عَلى ساقٍ يَذودُ المُنافِقينَ ذَودَ غَريبَةِ الإِبلِ ، قَولُ الصّادِقِ المَصدوقِ «وقَد خابَ مَنِ افتَرى حديث » .

على بن ابى طلحه وابسته بنى اميّه: معاويه بن ابى سفيان با معاويه بن حديج به حج رفتند. اين معاويه يكى از ناسزاگوترين مردمان به على بود. وى در مدينه از ميان مسجد پيامبر صلي الله عليه و آله گذشت. حسن بن على در ميان جمعى از يارانش نشسته بودند. به آن حضرت عرض شد: اين معاويه بن حديج است كه پيوسته به على عليه السلامناسزا مى گويد: حضرت فرمود: اين مرد را نزد من آوريد. يك نفر نزد معاويه رفت و گفت: تو را خواسته است. معاويه پرسيد: چه كسى؟ گفت: حسن بن على. معاويه بن حديج نزد ايشان آمد و سلام كرد. حسن بن على عليه السلامگفت: تو معاويه بن حديج هستى؟ او سه بار گفت: آرى. حسن عليه السلام به او گفت: همان كه به على ناسزا مى گويد؟ گويى معاويه خجالت كشيد. حسن به او گفت: هان! به خدا قسم اگر در كنار حوض [كوثر ]بر او در آيى ـ كه البته گمان نمى كنم به كنار آن وارد شوى ـ خواهى ديدش كه دامن به كمر زده است و منافقان را همچون شترى بيگانه دور مى سازد؛ اين فرموده آن راستگوى راستين است كه: «و ناكام گشت هركه دروغ بست».