HadithLib.Com

فصل يكم : بشارتها درباره دولت اهل بيت عليهم السلام

صفحه اختصاصي حديث و آيات «ولَقَد كَتَبنا فِي الزَّبورِ مِن بَعدِ الذِّكرِ أنَّ الأَرضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحونَ حديث »

«و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را، بندگان شايسته ما به ارث مى برند».
«ونُريدُ أن نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ استُضعِفوا فِي الأَرضِ ونَجعَلَهُم أئِمَّةً ونَجعَلَهُمُ الوارِثينَ حديث »
«و مى خواهيم بر كسانى كه در زمين فرودست نگه داشته شده اند، منّت نهيم و آنان را پيشوايان (مردم) قرار دهيم و ايشان را وارث (زمين) كنيم».
«هُوَ الَّذي أرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدى ودينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ وكَفى بِاللّه ِ شَهيدًا حديث »
«اوست كسى كه پيامبر خود را به (قصد) هدايت و با آيين حقّ فرستاد تا آن را بر همه دين ها پيروز گرداند و گواه بودن خدا كفايت مى كند».
«هُوَ الَّذي أرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدى ودينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ وَلَو كَرِهَ المُشرِكونَ حديث »
«اوست كسى كه پيامبر خود را به (قصد) هدايت و با آيين حقّ فرستاد تا آن را بر همه دينها پيروز گرداند، هرچند مشركان را ناخوش آيد».
«وَعَدَ اللّه ُ الَّذينَ آمَنوا مِنكُم وعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَستَخلِفَنَّهُم فِي الأَرضِ كَمَا استَخلَفَ الَّذينَ مِن قَبلِهِم ولَيُمَكِّنَنَّ لَهُم دينَهُمُ الَّذِي ارتَضى لَهُم ولَيُبَدِّلَنَّهُم مِن بَعدِ خَوفِهِم أمنًا يَعبُدونَني لا يُشرِكونَ بي شَيئًا ومَن كَفَرَ بَعدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الفاسِقونَ حديث »
«خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته كرده اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در زمين، جانشين قرار دهد، همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند، جانشين قرار داد و آن دينى را كه برايشان پسنديده است، به سودشان مستقر كند و ترسشان را به آرامش و امنيّت مبدّل گرداند تا مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند و هركس پس از آن به كفر گرايد، آنان همان نافرمانانند».
رسول اللّه صلي الله عليه و آله : لا تَقومُ السّاعَةُ حَتّى يَلِيَ رَجُلٌ مِن أهلِ بَيتي يُواطِئُ اسمُهُ اسمي حديث .

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : قيامت برپا نشود تا آن كه مردى از اهل بيتم كه همنام من است، حكومت يابد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه صلي الله عليه و آله : لا تَذهَبُ الدُّنيا حَتّى يَملِكَ العَرَبَ رَجُلٌ مِن أهلِ بَيتي يُواطِئُ اسمُهُ اسمي حديث .

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : دنيا به آخر نرسد تا آن كه مردى از اهل بيتم كه همنام من است، بر عربها فرمانروايى يابد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات أبو لَيلى : قالَ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله ـ لِعَلِيٍّ عليه السلامـ : أنتَ مَعي فِي الجَنَّةِ ، وأوَّلُ مَن يَدخُلُها أنَا وأنتَ وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ وفاطِمَةُ . . . ثُمَّ قالَ : يا عَلِيُّ ! اِتَّقِ الضَّغائِنَ الَّتي هِيَ في صُدورِ مَن لا يُظهِرُها إلاّ بَعدَ مَوتي ، اُولئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّه ُ ويَلعَنُهُمُ اللاّعِنونَ . ثُمَّ بَكى صلي الله عليه و آله وقالَ : أخبَرَني جَبرَئيلُ أنَّهُم يَظلِمونَهُ بَعدي ، وأنَّ ذلِكَ الظُّلمَ يَبقى حَتّى إذا قامَ قائِمُهُم وعَلَت كَلِمَتُهُم وَاجتَمَعَتِ الاُمَّةُ عَلى مَحَبَّتِهِم وكانَ الشّانِئُ لَهُم قَليلاً وَالكارِهُ لَهُم ذَليلاً وكَثُرَ المادِحُ لَهُم وذلِكَ حينَ تَغَيَّرَتِ البِلادُ وضَعُفَ العِبادُ وَاليَأسُ مِنَ الفَرَجِ ، فَعِندَ ذلِكَ يَظهَرُ القائِمُ المَهدِيُّ مِن وُلدي بِقَومٍ يُظهِرُ اللّه ُ الحَقَّ بِهِم ويُخمِدُ الباطِلَ بِأَسيافِهِم ويَتبَعُهُم النّاسُ راغِبًا إلَيهِم أو خائِفًا . ثُمَّ قالَ : مَعاشِرَ النّاسِ ، أبشِروا بِالفَرَجِ فَإِنَّ وَعدَ اللّه ِ حَقٌّ لا يُخلَفُ ، وقَضاؤهُ لا يُرَدُّ وهُوَ الحَكيمُ الخَبيرُ ، وإنَّ فَتحَ اللّه ِ قَريبٌ . اللّهُمَّ إنَّهُم أهلي فَأَذهِب عَنهُمُ الرِّجسَ وطَهِّرهُم تَطهيرًا ، اللّهُمَّ اكلَأهُم وَارعَهُم وكُن لَهُم وَانصُرهُم وأعِزَّهُم ولا تُذِلَّهُم وَاخلُفني فيهِم ، إنَّكَ عَلى ما تَشاءُ قَديرٌ حديث

ابو ليلى: رسول خدا صلي الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: تو با من در بهشت خواهى بود و نخستين كسانى كه وارد بهشت مى شوند، من هستم و تو و حسن و حسين و فاطمه... سپس فرمود: اى على، هشدار از كينه هايى كه (نسبت به تو) در سينه هاى برخى، نهفته است و بعد از مرگ من، آنها را آشكار مى كنند. اينان را خدا و لعنت گران، لعنت مى كنند. پيامبر صلي الله عليه و آله سپس گريست و فرمود: جبرئيل به من خبر داد كه پس از من، اين عده به او (على) ستم مى كنند و اين ستم همچنان ادامه مى يابد تا آن كه قائم آنان (اهل بيت) قيام كند و كارشان بالا گيرد و امّت بر محبّت و دوستى ايشان همداستان شوند و دشمنانشان اندك شود و كسانى كه آنان را ناخوش دارند، به ذلّت افتند و ستايندگانشان زياد شوند و اين زمانى است كه شهرها، ديگرگون شود و بندگان، ناتوان گردند و اميدى به فرج و گشايش باقى نماند. در اين زمان، مهدى قائم از نسل من، به همراه عده اى ظهور كند كه خداوند به واسطه آنان حقّ را رو مى آورد و با شمشيرهاى ايشان، باطل را درهم مى شكند و مردم، داوطلبانه يا از ترس، پيروى مى كنند. سپس فرمود: اى مردم! بشارت بادا شما را به فرج و گشايش؛ زيرا كه وعده خدا راست و تخلّف ناپذير است و حكم و قضاى او برگشت ندارد و اوست حكيم و آگاه. فتح خدا نزديك است. بار خدايا، آنان خانواده من هستند، پس پليدى را از آنان بزداى و كاملاً پاك و مطهّرشان گردان. بارخدايا، آنان را حفظ و نگهدارى كن و با آنان باش و ياريشان ده و عزّتشان بخش و خوارشان مگردان و به جاى من براى آنان باش، همانا تو بر آن چه بخواهى، توانايى.

صفحه اختصاصي حديث و آيات رسول اللّه صلي الله عليه و آله : أبشِروا ثُمَّ أبشِروا ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ إنَّما مَثَلُ اُمَّتي كَمَثَلِ غَيثٍ لا يُدرى أوَّلُهُ خَيرٌ أم آخِرُهُ . إنَّما مَثَلُ اُمَّتي كَمَثَلِ حَديقَةٍ اُطعِمَ مِنها فَوجٌ عامًا ، ثُمَّ اُطِعمَ مِنها فَوجٌ عامًا ، لَعَلَّ آخِرَها فَوجٌ يَكونُ أعرَضَها بَحرًا وأعمَقَها طولاً وفَرعًا وأحسَنَها حُبًّا (جَناءً ـ خ ل) . وكَيفَ تَهلِكُ اُمَّةٌ أنَا أوَّلُها وَاثنا عَشَرَ مِن بَعدي مِنَ السُّعَداءِ واُولُو الأَلبابِ وَالمَسيحُ عيسَى بنُ مَريَمَ آخِرُها ؟! ولكِن يَهلِكُ مَن بَينَ ذلِكَ نَتجَ الهَرجِ ، لَيسوا مِنّي ولَستُ مِنهُم حديث .

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : بشارت، بشارت ـ سه بار فرمود ـ حكايت امّت من، در حقيقت، حكايت بارانى است كه معلوم نيست آغازش بهتر است يا فرجامش. حكايت امّت من، در حقيقت، حكايت باغى است كه يك سال گروهى را ميوه مى دهد و سال بعد گروهى ديگر را. و شايد در آخر آن باغ، عدّه اى باشند كه آن جا داراى نهرى گسترده تر وطول وعرضى پهناورتر وميوه هايى [دوستى] نيكوترباشد. چگونه هلاك شود امّتى كه آغازش من هستم و بعد از من، دوازده نفر انسان سعادتمند و خردمند هستند و مسيح، عيسى بن مريم در آخر آن قرار دارد؟! اما از بين اين امّت كسانى كه دست به فتنه و كشتار زنند، نابود مى شوند. اينان از من نيستند و من از آنان نمى باشم.

صفحه اختصاصي حديث و آيات حُذَيفَةُ : سَمِعتُ رَسولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آله يَقولُ : وَيحَ هذِهِ الاُمَّةِ مِن مُلوكٍ جَبابِرَةٍ ، كَيفَ يَقتُلونَ ويُخيفونَ المُطيعينَ إلاّ مَن أظهَرَ طاعَتَهُم ، فَالمُؤمِنُ التَّقِيُّ يُصانِعُهُم بِلِسانِهِ ويَفِرُّ مِنهُم بِقَلبِهِ . فَإِذا أرادَ اللّه ُ عَزَّوجَلَّ أن يُعيدَ الإِسلامَ عَزيزًا قَصَمَ كُلَّ جَبّارٍ ، وهُوَ القادِرُ عَلى ما يَشاءُ أن يُصلِحَ اُمَّةً بَعدَ فَسادِها .
ثُمَّ قالَ : يا حُذَيفَةُ ، لَو لَم يَبقَ مِنَ الدُّنيا إلاّ يَومٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللّه ُ ذلِكَ اليَومَ حَتّى يَملِكَ رَجُلٌ مِن أهلِ بَيتي ، تَجرِي المَلاحِمُ عَلى يَدَيهِ ، ويُظهِرُ الإِسلامَ ، لا يُخلِفُ وَعدَهُ ، وهُوَ سَريعُ الحِسابِ حديث .

حذيفه: شنيدم رسول خدا صلي الله عليه و آله مى فرمايد: دردا و دريغا بر اين امّت از دست فرمان روايانى جبّار و ستمگر، كه اطاعت كنندگان [از خدا] را مى كشند و دچار رعب و وحشت مى سازند، مگر كسانى را كه در برابر آنان اظهار اطاعت كنند. مؤمن پرهيزگار، به زبان با ايشان سازش مى كند و به دل از آنان مى گريزد. پس، هرگاه خداوند عز و جل بخواهد عزّت را به اسلام بازگرداند، هر ستمگر جبّارى را در هم شكند و او بر هر چه بخواهد قادر است و مى تواند امتى را كه تباه شده است، اصلاح گرداند.
سپس فرمود: اى حذيفه، اگر از عمر دنيا تنها يك روز باقى مانده باشد، خداوند آن روز را چندان طولانى مى سازد تا اين كه مردى از اهل بيت من حكومت را به دست گيرد، حماسه ها به دست او صورت مى پذيرد و اسلام پيروز مى شود. خداوند، خُلف وعده نمى كند و او حساب رسى سريع است.

صفحه اختصاصي حديث و آيات رسول اللّه صلي الله عليه و آله : لا تَقومُ السّاعَةُ حَتّى يَقومَ قائِمٌ لِلَحقِّ مِنّا ، وذلِكَ حينَ يَأذَنُ اللّه ُ عَزَّوجَلَّ لَهُ ، ومَن تَبِعَهُ نَجا ومَن تَخَلَّفَ عَنهُ هَلَكَ . اللّه َ اللّه َ عِبادَ اللّه ِ ، فَأتوهُ ولَو عَلَى الثَّلجِ ، فَإِنَّهُ خَليفَةُ اللّه ِ عَزَّوجَلَّ وخَليفَتي حديث .

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : قيامت برپا نشود تا اين كه قائم بر حقّ ما، قيام كند و اين قيام زمانى رخ دهد كه خداوند عز و جل به او اجازه دهد. هركه از او پيروى كند، نجات يابد و هركه از وى تخلّف نمايد، نابود شود. خدا را، خدا را، اى بندگان خدا، نزد او رويد، اگر چه ناچار شويد از روى يخ عبور كنيد؛ زيرا كه او، جانشين خداى عز و جل و جانشين من است.

صفحه اختصاصي حديث و آيات سَلمانُ : لَمّا ثَقُلَ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله دَخَلنا عَلَيهِ ، فَقالَ لِلنّاسِ : أخلوا (لي عَن) أهلِ البَيتِ . فَقامَ النّاسُ وقُمتُ مَعَهُم فَقالَ : اُقعُد (يا سَلمانُ) إنَّكَ مِنّا أهلَ البَيتِ ، فَحَمِدَ اللّه َ وأثنى عَلَيهِ ثُمَّ قالَ : . . . فَاتَّقُوا اللّه َ في عِترَتي أهلِ بَيتي ، فَإِنَّ الدُّنيا لَم تَدُم لِأَحَدٍ قَبلَنا ولا تَبقى لَنا ولا تَدومُ لِأَحَدٍ بَعدَنا .
ثُمَّ قالَ لِعَليٍّ : دَولَةُ الحَقِّ أبَرُّ الدُّوَلِ ، أما إنَّكُم سَتَملِكونَ بَعدَهُم بِاليَومِ يَومَينِ وبِالشَّهرِ شَهرَينِ وبالسَّنَةِ سَنَتَينِ حديث .

سلمان: چون بيمارى رسول خدا صلي الله عليه و آله سخت شد، خدمت آن حضرت رسيديم. پيامبر صلي الله عليه و آله به مردم [عيادت كنندگان] فرمود: مرا با اهل بيت تنها گذاريد. مردم برخاستند و من هم به همراه آنان برخاستم. پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: بنشين (اى سلمان) تو از ما اهل بيت هستى. پس حمد و ثناى الهى را به جا آورد و آن گاه فرمود:... درباره عترت و اهل بيتم از خدا بترسيد؛ زيرا دنيا براى احدى پيش از ما دوام نياورد و براى ما نيز باقى نمى ماند و براى هيچ كس پس از ما هم نمى پايد.
سپس به على فرمود: دولت حقّ پر خير و بركت ترينِ دولتهاست. بدانيد كه شما بعد از آنان به ازاى هر روز (كه آنان حكومت كرده اند) دو روز و به ازاى هر ماه دو ماه و به ازاى هر سال دو سال حكومت خواهيد كرد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات رسول اللّه صلي الله عليه و آله : قالَ اللّه ُ تَعالى : «أنَّ الأَرضَ حديث يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحونَ حديث »فَنَحنُ الصّالِحونَ حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : خداى متعال فرمود: «همانا زمين را بندگان شايسته من به ارث مى برند». آن شايستگان، ما هستيم.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه صلي الله عليه و آله : إنَّ اللّه َ زَوى لِيَ حديث الأَرضَ ، فَرَأَيتُ مَشارِقَها ومَغارِبَها وإنَّ اُمَّتي سَيَبلُغُ مُلكُها ما زُوِيَ لي مِنها حديث .

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : خداوند، زمين را براى من فشرد و درهم پيچاند و من شرق و غرب آن را ديدم وبه زودى حاكميت امّت من، به سراسر جهان خواهد رسيد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه صلي الله عليه و آله : لَمّا عُرِجَ بي إلَى السَّماءِ السّابِعَةِ ومِنها إلى سِدَرةِ المُنتَهى ومِنَ السِّدرَةِ إلى حُجُبِ النّورِ ناداني رَبّي جَلَّ جَلالُهُ : يا مُحَمَّدُ بِالقائِمِ مِنكُم . . . اُطَهِّرُ الأَرضَ مِن أعدائي واُورِثُها أولِيائي حديث .

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : هنگامى كه به آسمان هفتم و از آن جا به سدرة المنتهى و از سدره به حجابهاى نور برده شدم، پروردگارم عز و جل مرا ندا فرمود كه: اى محمّد، به وسيله قائم شما... زمين را از دشمنان خود پاك مى كنم و دوستانم را وارث آن مى گردانم.

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام الباقر عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى : «ولَقَد كَتَبنا فِي الزَّبورِ مِن بَعدِ الذِّكرِ أنَّ الأَرضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحونَ» ـ : نَحنُ هُم حديث .

امام باقر عليه السلام ـ درباره آيه شريفه «و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد» ـ : آن بندگان شايسته ما هستيم.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام ـ في تَفسيرِ الآيَةِ ـ : هُم آلُ مُحَمَّدٍ صَلَواتُ اللّه ِ عَلَيهِم حديث .

امام باقر عليه السلام ـ در تفسير همين آيه ـ : آن بندگان شايسته، خاندان محمّد صلوات اللّه عليهم هستند.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام ـ أيضًا ـ : هُم أصحابُ المَهدِيِّ عليه السلامفي آخِرِ الزَّمانِ حديث .

امام باقر عليه السلام ـ نيز در تفسير همين آيه ـ : آنان، ياران مهدى عليه السلامدر آخر الزمان هستند.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام ـ أيضًا ـ : إنَّ ذلِكَ وَعدٌ لِلمُؤمِنينَ بِأَنَّهُم يَرِثونَ جَميعَ الأَرضِ حديث .

امام باقر عليه السلام ـ نيز در تفسير همين آيه ـ : اين وعده اى است به مؤمنان كه وارث سراسر زمين خواهند شد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام عليّ عليه السلام ـ في خُطبَةٍ لَهُ يَذكُرُ فيهاآلَ مُحَمَّدٍ صلي الله عليه و آله ـ : بِهِم عادَ الحَقُّ إلى نِصابِهِ ، وَانزاحَ الباطِلُ عَن مَقامِهِ حديث .

امام على عليه السلام ـ در خطبه اى كه طى آن از آل محمّد صلي الله عليه و آله ياد مى كند ـ : به واسطه (پايمردى) ايشان حقّ به محلّ خود بازگشت و باطل از جايگاهش رانده شد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام الصادق عليه السلام : قالَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام : لَتَعطِفَنَّ عَلَينَا الدُّنيا بَعدَ شِماسِها عَطفَ الضَّروسِ حديث عَلى وَلَدِها ، ثُمَّ قَرَأَ : «ونُريدُ أن نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ استُضعِفوا فِي الأَرضِ ونَجعَلَهُم أَئِمَّةً ونَجعَلَهُمُ الوارِثينَ حديث » .

امام صادق عليه السلام: اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: دنيا پس از چموشيهايش، دوباره به ما روى خواهد كرد و مهربان خواهد شد، آن گونه كه ماده شتر بدخوى، با بچه خود مهربان مى شود. سپس اين آيه را قرائت كرد: «و مى خواهيم بر كسانى كه در زمين فرودست نگه داشته شده اند، منّت نهيم و آنان را پيشوايان (مردم) قرار دهيم و ايشان را وارث (زمين) كنيم» .

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام عليّ عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى : «ونُريدُ أن نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ استُضعِفوا فِي
الأَرضِ ونَجعَلَهُم أَئِمَّةً ونَجعَلَهُمُ الوارِثينَ»
ـ : هُم آلُ مُحَمَّدٍ ، يَبعَثُ اللّه ُ مَهدِيَّهُم بَعدَ جَهدِهِم ، فَيُعِزُّهُم ويُذِلُّ عَدُوَّهُم حديث .

امام على عليه السلام ـ درباره آيه «و مى خواهيم بر كسانى كه در زمين فرودست نگه داشته شده اند منّت نهيم و آنان را پيشوايان گردانيم و وارثان قرارشان دهيم» ـ : آنان (مستضعفان) آل محمّد هستند. خداوند، پس از آن كه رنجها و سختيها كشيدند، مهدى آنان را مى فرستد و ايشان را عزّت مى بخشد و دشمنشان را، ذليل و خوار مى گرداند.

صفحه اختصاصي حديث و آيات مُحَمَّدُ بنُ سيرينَ : سَمِعتُ غَيرَ واحِدٍ مِن مَشيَخَةِ أهلِ البَصرَةِ يَقولونَ : لَمّا فَرَغَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام مِنَ الجَمَلِ ، عَرَضَ لَهُ مَرَضٌ ، وحَضَرَتِ الجُمُعَةُ فَتَأَخَّرَ عَنها ، وقالَ لاِبنِهِ الحَسَنِ عليه السلام : اِنطَلِق يا بُنَيَّ فَجَمِّع بِالنّاسِ . فَأَقبَلَ الحَسَنُ عليه السلام إلَى المَسجِدِ ، فَلَمَّا استَقَلَّ عَلَى المِنبَرِ حَمِدَ اللّه َ وأثنى عَلَيهِ وتَشَهَّدَ وصَلّى عَلى رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله وقالَ : أيُّهَا النّاسُ ، إنَّ اللّه َ اختارَنا بِالنُّبُوَّةِ ، وَاصطَفانا عَلى خَلقِهِ ، وأنزَلَ عَلَينا كِتابَهُ ووَحيَهُ ، وَايمُ اللّه ِ لايَنتَقِصُنا أحَدٌ مِن حَقِّنا شَيئًا إلاّ تَنَقَّصَهُ اللّه ُ في عاجِلِ دُنياهُ وآجِلِ آخِرَتِهِ ، ولا يَكونُ عَلَينا دَولَةٌ إلاّ كانَت لَنَا العاقِبَةُ «ولَتَعلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعدَ حينٍ حديث » .
ثُمَّ جَمَّعَ بِالنّاسِ ، وبَلَغَ أباهُ كَلامُهُ ، فَلَمَّا انصَرَفَ إلى أبيهِ عليه السلام نَظَرَ إلَيهِ وما مَلَكَ عَبرَتَهُ أن سالَت عَلى خَدَّيهِ ، ثُمَّ استَدناهُ إلَيهِ فَقَبَّلَ بَينَ عَينَيهِ ، وقالَ : بِأَبي أنتَ واُمّي «ذُرِّيَّةً بَعضُها مِن بَعضٍ واللّه ُ سَميعٌ عَليمٌ حديث » حديث .

محمّدبن سيرين: از چندين نفر از مشايخ بصره شنيدم كه گفتند: على بن ابى طالب عليه السلام پس از جنگ جمل ناخوش گرديد و در نماز جمعه نتوانست شركت كند. لذا به فرزندش حسن عليه السلام فرمود: فرزندم، تو برو و نماز جمعه را با مردم بخوان. حسن عليه السلامبه مسجد آمد و منبر رفت و حمد و ثناى الهى را به جاى آورد و شهادتين گفت و بر رسول خدا صلي الله عليه و آله درود و صلوات فرستاد و فرمود: اى مردم، خداوند، نبوّت را در ميان ما قرار داد و ما را بر خلق خويش برگزيد و مقدم داشت و كتاب و وحى خود را بر ما فرو فرستاد. به خدا قسم كه هركس چيزى از حقّ ما را كم گزارد، خداوند در دنيا و آخرت از حقّ او بكاهد و هيچ دولتى ضد ما نباشد، مگر اينكه عاقبت از آنِ ما باشد «و قطعاً پس از چندى خبر آن را خواهيد دانست» .
سپس نماز جمعه را با مردم خواند. سخنان او به گوش پدرش رسيد. چون نزد پدر خود برگشت على به او نگاهى كرد و بى اختيار اشكهايش بر گونه هاى او جارى شد و از حسن خواست كه به او نزديك شود و ميان چشمانش را بوسيد و فرمود: پدر و مادرم فدايت «فرزندانى كه بعضى از آنان از نسل برخى ديگرند و خداوند شنوا و داناست» .

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام الحسن عليه السلام ـ لسُفيانَ بنِ أبي لَيلى ـ : أبشِر يا سُفيانُ ، فَإِنَّ الدُّنيا تَسَعُ البَرَّ وَالفاجِرَ حَتّى يَبعَثَ اللّه ُ إمامَ الحَقِّ مِن آلِ مُحَمِّدٍ صلي الله عليه و آله حديث .

امام حسن عليه السلام ـ در سخنى با سفيان بن ابى ليلى ـ : بشارتت باد اى سفيان؛ زيرا دنيا، نيكوكار و بدكار را در خود جاى مى دهد تا اين كه خداوند، پيشواى حقّ را از آل محمّد صلي الله عليه و آله بفرستد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام ـ في خُطبَتِةِ يَومَ الجُمُعَةِ ـ : إنَّ اللّه َ لَم يَبعَث نَبِيًّا إلاَّ اختارَ لَهُ نَقيبًا ورَهطًا وبَيتًا ، فَوَالَّذي بَعَثَ مُحَمَّدًا بِالحَقِّ نَبِيًّا ، لا يَنتَقِصُ مِن حَقِّنا أهلَ البَيتِ أحَدٌ إلاّ نَقَّصَهُ اللّه ُ مِن عَمَلِهِ مِثلَهُ ، ولا تَكونُ عَلَينا دَولَةٌ إلاّ وتَكونُ لَنَا العاقِبَةُ ، «ولَتَعلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعدَ حينٍ حديث » .

امام حسن عليه السلام ـ در خطبه روز جمعه ـ : خداوند هيچ پيامبرى نفرستاد، مگر اين كه براى او نقيبى و قومى و خانواده اى برگزيد. سوگند به آن كه محمّد را به حقّ پيامبر كرد ، هيچ كس نيست كه حقّ ما اهل بيت را كم گزارد مگر اين كه خداوند به همان مقدار از عمل او بكاهد و هيچ دولتى بر ضد ما نباشد، مگر اين كه عاقبت از آنِ ما باشد «وقطعاً پس از چندى خبر آن را خواهيد دانست» .

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام الباقر عليه السلام : وَجَدنا في كِتابِ عَلِيٍّ عليه السلام : «إنَّ الأَرضَ للّه ِِ يورِثُها مَن يَشاءُ مِن عِبادِهِ والعاقِبَةُ لِلمُتَّقينَ حديث » أنَا وأهلُ بَيتي الَّذين أورَثَنَا اللّه ُ الأَرضَ ونَحنُ المُتَّقونَ وَالأَرضُ كُلُّها لَنا ، فَمَن أحيا أرضًا مِنَ المُسلِمينَ فَليُعَمِّرها وَليُؤَدِّ خَراجَها إلَى الإِمامِ مِن أهلِ بَيتي ولَهُ ما أكَلَ مِنها ، فَإِن تَرَكَها أو أخرَبَها وأخَذَها رَجُلٌ مِنَ المُسلِمينَ مِن بَعدِهِ فَعَمَّرَها وأحياها فَهُوَ أحَقُّ بِها مِنَ الَّذي تَرَكَها ، يُؤَدّي خَراجَها إلَى الإِمامِ مِن أهلِ بَيتي ولَهُ ما أكَلَ مِنها ، حَتّى يَظهَرَ القائِمُ مِن أهلِ بَيتي بِالسَّيفِ فَيَحوِيَها ويَمنَعَها ويُخرِجَهُم مِنها كَما حَواها رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله ومَنَعَها ، إلاّ ما كانَ في أيدي شيعَتِنا فَإِنَّهُ يُقاطِعُهُم عَلى ما في أيديهِم ويَترُكُ الأَرضَ في أيديهِم حديث .

امام باقر عليه السلام: در كتاب على (كه به املاى رسول خدا صلي الله عليه و آله و خط على عليه السلاماست) آمده است: «همانا زمين از آنِ خداست و آن را به هركس از بندگانش كه بخواهد، به ارث مى دهد و عاقبت، از آنِ پرهيزگاران است» . من و اهل بيتم همان كسانى هستيم كه خداوند زمين را به ما به ارث مى دهد و ماييم، پرهيزگاران و زمين، تماماً از آنِ ماست. پس هريك از مسلمانان زمينى را احيا كند، بايد آبادش سازد و ماليات آن را به امام از اهل بيت من بپردازد و هرچه از آن زمين استفاده كند و بخورد، حقّ اوست و اگر زمين را رها سازد يا خرابش كند و بعد از او، مرد ديگرى از مسلمانان آن را بگيرد و آباد و احيايش كند، او نسبت به آن زمين از كسى كه آن را رها كرده سزاوارتر است و بايد مالياتش را به امام از خاندان من بپردازد و هرچه از آن زمين استفاده كند، حقّ اوست، تا زمانى كه قائم از خاندان من، با شمشير ظهور كند. در اين زمان، او آن اراضى را تصرف كند و جلو آنها را بگيرد و تصرف كنندگانشان را از آنها اخراج كند ـ همان گونه كه رسول خدا صلي الله عليه و آله زمينها را تصرف كرد و آنها را حفظ كرد ـ مگر زمينهايى كه در دست شيعيان ما باشد كه حضرت قائم نسبت به آن اراضى با آنان مقاطعه مى بندد و زمين را در دست ايشان باقى مى گذارد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات أبو بَكرٍ الحَضرَمِيُّ : لَمّا حُمِلَ أبو جَعفَرٍ عليه السلامإلَى الشّامِ إلى هِشامِ بنِ عَبدِ المَلِكِ وصارَ بِبابِهِ ، قالَ لِأَصحابِهِ ومَن كانَ بِحَضرَتِهِ مِن بَني اُمَيَّةَ : إذا رَأَيتُموني قَد وَبَّختُ مُحَمَّدَ بنَ عَلِيٍّ ثُمَّ رَأَيتُموني قَد سَكَتُّ فَليُقبِل عَلَيهِ كُلُّ رَجُلٍ مِنكُم فَليُوَبِّخهُ . ثُمَّ أمَرَ أن يُؤذَنَ لَهُ ، فَلَمّا دَخَلَ عَلَيهِ أبو جَعفَرٍ عليه السلامقالَ بِيَدِهِ : السَّلامُ عَلَيكُم ، فَعَمَّهُم جَميعًا بِالسَّلامِ ، ثُمَّ جَلَسَ ، فَازدادَ هِشامٌ عَلَيهِ حَنَقًا بِتَركِهِ السَّلامَ عَلَيهِ بِالخِلافَةِ وجُلوسِهِ بِغَيرِ إذنٍ ، فَأَقبَلَ يُوَبِّخُهُ ويَقولُ فيما يَقولُ لَهُ : يا مُحَمَّدَ بنَ عَلِيٍّ ، لا يَزالُ الرَّجُلُ مِنكُم قَد شَقَّ عَصَا المُسلِمينَ ودَعا إلى نَفسِهِ وزَعَمَ أنَّهُ الإِمامُ سَفَهًا وقِلَّةَ عِلمٍ ، ووَبَّخَهُ بِما أرادَ أن يُوَبِّخَهُ ، فَلَمّا سَكَتَ أقبَلَ عَلَيهِ القَومُ رَجُلٌ بَعدَ رَجُلٍ يُوَبِّخُهُ حَتّى انقَضى آخِرُهُم .
فَلَمّا سَكَتَ القَومُ نَهَضَ عليه السلامقائِمًا ، ثُمَّ قالَ : أيُّهَا النّاسُ ، أينَ تَذهَبونَ ؟! وأينَ يُرادُ بِكُم ؟! بِنا هَدَى اللّه ُ أوَّلَكُم ، وبِنا يَختِمُ آخِرَكُم ، فَإِن يَكُن لَكُم مُلكٌ مُعجَّلٌ فَإِنّ لَنا مُلكًا مُؤَجَّلاً ، ولَيسَ بَعدَ مُلكِنا مُلكٌ ؛ لِأَنّا أهلُ العاقِبَةِ ،
يَقولُ اللّه ُ عَزَّوجَلَّ : «والعاقِبَةُ لِلمُتَّقينَ حديث » حديث .

ابوبكر حضرمى: هنگامى كه ابوجعفر (امام باقر) عليه السلام را به شام نزد هشام بن عبدالمك بردند و به دربارش رسيد، هشام به ياران خود و امويان حاضر در مجلس گفت: وقتى ديديد من محمّد بن على را توبيخ كردم و سپس خاموش شدم، هريك از شما نيز رو به او كنيد و توبيخ و سرزنشش نماييد. سپس دستور داد كه به حضرت اجازه ورود دهند. چون ابو جعفر عليه السلام وارد شد با دست به همگان اشاره كرد كه: سلام بر شما. و بدين ترتيب به همه سلام كرد. سپس نشست. از آن جا كه به هشام به عنوان خليفه سلام نكرد و بى اجازه نشست، هشام شروع به توبيخ و سرزنش حضرت كرد و از جمله گفت: اى محمّد بن على، هميشه يك نفر از شما خاندان، ميان مسلمانان اختلاف انداخته و آنها را به سوى خود دعوت كرده و از روى بى خردى و نادانى، خود را امام دانسته است. هشام تا جايى كه توانست آن حضرت را توبيخ و نكوهش كرد و چون خاموش شد، حاضران يكى پس از ديگرى، تا آخرين نفر به توبيخ و نكوهش امام پرداختند.
وقتى همه آنها ساكت شدند، حضرت برخاست و فرمود: اى مردم، به كجا مى رويد؟! و مى خواهند شما را به كجا برند؟! به وسيله ما (خانواده) بود كه خداوند پيشينيان شما را هدايت كرد و (كار هدايت) آيندگان شما نيز به وسيله ما انجام مى پذيرد. اگر شما را سلطنتى زودگذر است، ما را سلطنتى درآينده خواهد بود و بعد از حكومت ما، حكومتى نباشد؛ زيرا عاقبت كار از آنِ ماست و خداى عز و جلمى فرمايد: «و عاقبت از آنِ پرهيزگاران است» .

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام الباقر عليه السلام : اِعلَم أنَّ لِبَني اُمَيَّةَ مُلكًا لا يَستَطيعُ النّاسُ أن تَردَعَهُ ، وأنَّ لِأَهلِ الحَقِّ دَولَةً إذا جاءَت وَلاّهَا اللّه ُ لِمَن يَشاءُ مِنّا أهلَ البَيتِ ، فَمَن أدرَكَها مِنكُم كانَ عِندَنا فِيالسَّنامِ الأَعلى ، وإن قَبَضَهُ اللّه ُ قَبلَ ذلِكَ خارَ لَهُ حديث .

امام باقر عليه السلام: بدان كه براى بنى اميّه سلطنتى است كه مردم نمى توانند مانع آن شوند و براى اهل حقّ دولتى است كه چون (زمانش) فرا رسد، خداوند آن را به هريك از ما اهل بيت كه بخواهد مى سپارد. پس هريك از شما آن دولت را درك كند، نزد ما مقامى بالا و رفيع داشته باشد و هر كه پيش از آن، خداوند جانش را بستاند، اجرش با خدا باشد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام ـ في قَولِهِ عَزَّوجَلَّ : «وقُل جاءَ الحَقُّ وزَهَقَ الباطِلُ حديث » ـ : إذا قامَ القائِمُ عليه السلامذَهَبَت دَولَةُ الباطِلِ حديث .

امام باقر عليه السلام: درباره آيه «و بگو: حقّ آمد و باطل نابود شد» ـ : هرگاه قائم عليه السلامقيام كند، دولت باطل از بين برود.

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام الصادق عليه السلام : إنَّ لَنا أيّامًا ودَولَةً يَأتي بِهَا اللّه ُ إذا شاءَ حديث .

امام صادق عليه السلام: ما را ايّام و دولتى است كه هر زمان خداوند بخواهد، آن را خواهد آورد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام : بِنا يَبدَأُ البَلاءُ ثُمَّ بِكُم ، وبِنا يَبدَأُ الرَّخاءُ ثُمَّ بِكُم ، وَالَّذي يُحلَفُ بِهِ لَيَنتَصِرَنَّ اللّه ُ بِكُم كَمَا انتَصَرَ بِالحِجارَةِ حديث .

امام صادق عليه السلام: بلا و گرفتاريها از ما آغاز مى شود و سپس به شما مى رسد و آسايش و رفاه نيز از ما آغاز مى گردد و آن گاه به شما مى رسد. سوگند به آن كس كه بدو سوگند ياد مى شود، بى گمان خداوند به دست شما پيروزى حاصل مى كند، همان گونه كه با سنگريزه (در واقعه اصحاب فيل) پيروزى به بار آورد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام : سُئِلَ أبي عَن قَولِ اللّه ِ : «قاتِلُوا المُشرِكينَ كافَّةً كَما يُقاتِلونَكُم كافَّةً حديث » «حَتّى لا تَكونَ فِتنَةٌ ويَكونَ الدّينُ كُلُّهُ للّه ِِ حديث » فَقالَ : إنَّهُ لَم يَجِئ تَأويلُ هذِهِ الآيَةِ ، ولَو قَد قامَ قائِمُنا بَعدَهُ سَيَرى مَن يُدرِكُهُ ما يَكونُ مِن تَأويلِ هذِهِ الآيَةِ، ولَيَبلُغَنَّ دينُ مُحَمَّدٍ صلي الله عليه و آله ما بَلَغَ اللَّيلُ حَتّى لا يَكونَ شِركٌ (مُشرِكٌ ـ خ ل) عَلى ظَهرِ الأَرضِ ، كَما قالَ اللّه ُ حديث .

امام صادق عليه السلام: از پدرم درباره آيه «و همگى با مشركان بجنگيد، همان گونه كه آنان همگى با شما مى جنگند» و آيه «تا فتنه اى بر جاى نماند و دين، يكسره از آنِ خدا گردد» سؤال شد؛ فرمود: زمان تأويل (و تحقق) اين آيه هنوز نرسيده است. بعد از قيام قائم ما، كسانى كه او را درك مى كنند خواهند ديد كه تأويل (و تحقق) اين آيه چگونه است. و دين محمّد تا به هرجا كه شب مى رسد گسترش مى يابد تا اين كه ـ همچنان كه خداوند مى گويد ـ اثرى از شرك [مشرك]، بر روى زمين باقى نماند.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام ـ في مَعنى قَولِهِ عَزَّوجَلَّ : «وَعَدَ اللّه ُ الَّذينَ آمَنوا مِنكُم وعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَستَخلِفَنَّهُم فِي الأَرضِ كَمَا استَخلَفَ الَّذينَ مِن قَبلِهِم ولَيُمَكِّنَنَّ لَهُم دينَهُمُ الَّذِي ارتَضى لَهُم ولَيُبَدِّلَنَّهُم مِن بَعدِ خَوفِهِم أمنًا يَعبُدونَني لا يُشرِكونَ بي شَيئًا حديث » ـ : نَزَلَت فِي القائِمِ وأصحابِهِ حديث .

امام صادق عليه السلام: درباره معناى آيه «خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در زمين جانشين قرار دهد، همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند، جانشين قرار داد و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند و بيمشان را به ايمنى مبدّل گرداند تا مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نسازند» ـ فرمود: اين آيه، درباره قائم و ياران او نازل شده است

صفحه اختصاصي حديث و آيات في دُعاءِ النُّدبَةِ : جَرَى القَضاءُ لَهُم بِما يُرجى لَهُ حُسنُ المَثوبَةِ ، وكانَتِ الأَرضُ للّه ِِ يورِثُها مَن يَشاءُ مِن عِبادِهِ ، وَالعاقِبَةُ لِلمُتَّقينَ ، وسُبحانَ رَبِّنا إن كانَ وَعدُ رَبِّنا لَمَفعولاً ، ولَن يُخلِفَ اللّه ُ وَعدَهُ وهُوَ العَزيزُ الحَكيم حديث .

در دعاى ندبه: قضاى الهى براى آنان درباره آن چه از پاداش نيك اميد مى رود، جارى گشت و زمين از آنِ خداست و آن را به هركس از بندگانش كه بخواهد، به ارث مى دهد و عاقبت، از آن پرهيزگاران است. پاك و منزّه است پروردگار ما، همانا وعده پروردگار ما بى گمان تحقق مى پذيرد و خداوند، خُلف وعده نمى كند و او عزيز و حكيم است.