HadithLib.Com

الف ـ سراى آزمايش

صفحه اختصاصي حديث و آيات «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الاْءَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» . حديث

«ما آنچه را بر روى زمين است ، زيور آن قرار داديم تا ايشان را بيازماييم كه كدامينشان نيك كردارترند».
«الَّذِى خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيَوةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» . حديث
«آن خدايى كه مرگ و زندگى را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدامينتان بهتر عمل مى كنيد».
«وَ هُوَ الَّذِى خَلَقَ السَّمَـوَ تِ وَ الاْءَرْضَ فِى سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ كَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» . حديث
«و او كسى است كه آسمان ها و زمين را در شش روز بيافريد، و عرش او بر آب بود، تا شما را بيازمايد كه كدام يك از شما بهتر عمل مى كنيد».
«وَ لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَ جًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقَى» . حديث
«و زنهار ، به سوى آنچه اصنافى از ايشان را از آن برخوردار كرديم [و فقط] زيور زندگى دنياست تا ايشان را در آن بيازماييم، ديدگان خود مدوز، و [بدان كه] روزى پروردگار تو ، بهتر و پايدارتر است».
رسول اللّه صلي الله عليه و آله : الدُّنيا دارُ بَلاءٍ حديث ، ومَنزِلُ بُلغَةٍ حديث وعَناءٍ ، قَد نزَعَت حديث عَنها نُفوسُ السُّعَداءِ ، وَانتُزِعَت بِالكُرهِ مِن أيدِي الأَشقِياءِ . حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله : دنيا، سراى آزمايش است و منزلگاه روزىِ گذران زندگى و رنج . جان هاى نيك بختان از [علاقه به] آن كَنده شده و از دست شوربختان به زور گرفته مى شود.

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام عليّ عليه السلام : ألا إنَّ الدُّنيا دارٌ لايُسلَمُ مِنها إلاّ فيها حديث ، ولا يُنجى بِشَيءٍ كانَ لَهَا ، ابتُلِيَ النّاسُ بِها فِتنَةً ، فَما أخَذوهُ مِنها لَها اُخرِجوا مِنهُ وحوسِبوا عَلَيهِ ، وما أخَذوهُ مِنها لِغَيرِها قَدِموا عَلَيهِ وأقاموا فيهِ . حديث

امام على عليه السلام : هان! دنيا سرايى است كه از آن ، به سلامت نتوان رَست مگر [به زهد] حديث در آن، و با هرآنچه براى دنيا باشد ، نجات نمى توان يافت . مردم از بهر آزمايش ، گرفتار دنيا شده اند . پس آنچه را از دنيا براى دنيا برگيرند ، از كَفِشان بيرون مى رود و براى آن حسابرسى خواهند شد، و آنچه را از دنيا براى غير آن (آخرت) برگيرند ، به آن خواهند رسيد و با آن خواهند زيست.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام ـ في وَصفِ الدُّنيا ـ : دارٌ بِالبَلاءِ مَحفوفَةٌ وبِالغَدرِ مَعروفَةٌ ، لاتَدومُ أحوالُها ، ولايَسلَمُ نُزّالُها ، أحوالٌ مُختَلِفَةٌ ، وتاراتٌ حديث مُتَصَرِّفَةٌ ، العَيشُ فيها مَذمومٌ ، وَالأَمانُ مِنها مَعدومٌ ، وإنَّما أهلُها فيها أغراضٌ حديث مُستَهدَفَةٌ ، تَرميهِم
بِسِهامِها ، وتُفنيهِم بِحِمامِها حديث . حديث

امام على عليه السلام ـ در وصف دنيا ـ : سرايى است كه به رنج و بلا اندر است و به بى وفايى و عهدشكنى شُهره. حالاتش نمى پايد و ساكنانش را ايمنى نيست. احوالش ديگرگون است و هر دَم به رنگى در مى آيد. زندگى در آن ، نكوهيده است و آسودگى در آن ، ناياب ؛ بلكه مردم آن در دنيا هدف هايى نشانه رفته اند، و دنيا ، تيرهايش را به سوى آن ها پرتاب مى كند، و با خدنگ هاى مرگ ،
نابودشان مى گردانَد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام : اِعلَم أنَّ الدُّنيا دارُ بَلِيَّةٍ ، لَم يَفرُغ صاحِبُها فيها قَطُّ ساعَةً إلاّ كانَت فَرغَتُهُ عَلَيهِ حَسرَةً يَومَ القِيامَةِ . حديث

امام على عليه السلام : بدان كه دنيا ، بلا خانه اى است كه صاحبش هرگز دَمى در آن نياسود ، مگر اين كه آن آسودگى اش در روز قيامت ، مايه افسوس او شد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام ـ في وَصفِ الدُّنيا ـ : هِيَ دارُ عُقوبَةٍ وزَوالٍ ، وفَناءٍ وبَلاءٍ ، نُورُها ظُلمَةٌ ، وعَيشُها كَدِرٌ ، وغَنِيُّها فَقيرٌ ، وصَحيحُها سَقيمٌ ، وعَزيزُها ذَليلٌ ، فَكُلُّ مُنعَمٍ بِرَغدِها حديث شَقِيٌّ ، وكُلُّ مَغرورٍ بِزينَتِها مَفتونٌ ، وعِندَ كَشفِ الغِطاءِ يَعظُمُ النَّدَمُ ، ويُحمَدُ الصَّدرُ حديث أو يُذَمُّ . حديث

امام على عليه السلام ـ در وصف دنيا ـ : دنيا ، سراى كيفر و زوال، و نابودى و بلاست. روشنايى آن ، تاريكى است و عيش آن ، مكدّر . توانگرش نادار، تن درستش ناخوش و عزيزش خوار. هر برخوردار از نعمت هاى آن ، شوربخت است و هر سرمست از زر و زيورهاى آن ، فريفته. آن گاه كه پرده كنار برود ، پشيمانى بالا مى گيرد و آغاز [كار] ، ستايش يا نكوهش مى شود.

صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام ـ مِن وَصِيَّتِهِ لِوَلَدِهِ الحَسَنِ عليه السلام ـ: اِعلم... أنَّ الدُّنيا لَم تَكُن لِتَستَقِرَّ إلاّ عَلى ما جَعَلَهَا اللّه ُ عَلَيهِ مِنَ النَّعماءِ وَالاِبتِلاءِ وَالجَزاءِ فِي المَعادِ، أو ما شاءَ مِمّا لاتَعلَمُ. حديث

امام على عليه السلام : ـ در سفارش به فرزندش امام حسن عليه السلام ـ : بدان . . . بدرستى كه دنيا ، جز بر آن روال كه خداوند قرارش داده است بر برخوردارى و گرفتارى (يا: آزمايش) و سزادهى در معاد، و يا آنچه كه او خواسته است و تو نمى دانى ، قرار نمى گيرد.

صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام زين العابدين عليه السلام : اِعلَموا أنَّ اللّه َ لَم يُحِبَّ زَهرَةَ الدُّنيا وعاجِلَها لاِءَحَدٍ مِن أولِيائِهِ ، ولَم يُرَغِّبهُم فيها وفي عاجِلِ زَهرَتِها وظاهِرِ بَهجَتِها ، وإنَّما خَلَقَ الدُّنيا وخَلَقَ أهلَها لِيَبلُوَهُم فيها أيُّهُم أحسَنُ عَمَلاً لاِآخِرَتِهِ ، واَيمُ اللّه ِ لَقَد ضَرَبَ لَكُم فيهِ
الأَمثالَ ، وصَرَّفَ الآياتِ لِقَومٍ يَعقِلونَ ، ولا قُوَّةَ إلاّ بِاللّه ِ . حديث

امام زين العابدين عليه السلام : بدانيد كه خداوند زرق و برق زودگذر دنيا را براى هيچ يك از دوستانش نخواسته است و آنان را به دنيا و به زيور گذراى آن و زيبايى ظاهرى آن ، ترغيب نكرده است؛ بلكه دنيا را آفريد و اهل آن را خلق كرد تا آنان را در دنيا بيازمايد كه كدامينشان براى آخرتش بهتر عمل مى كنند. به خدا سوگند كه او در اين باره ، براى شما مثال ها آورده و براى مردمى كه خِرد ورزند دلايل
گوناگون آورده است ؛ و نيرويى نيست ، مگر به واسطه خداوند.

صفحه اختصاصي حديث و آيات الكافي عن الوَليد بن صَبيح عن الإمام الصادق عليه السلام ، قال : دَخَلتُ عَلَيهِ يَوما فَأَلقى إلَيَّ ثِيابا وقالَ : يا وَليدُ ، رُدَّها عَلى مَطاويها . فَقُمتُ بَينَ يَدَيهِ ، فَقالَ أبو عَبدِ اللّه ِ عليه السلام : رَحِمَ اللّه ُ المُعَلَّى بنَ خُنَيسٍ ، فَظَنَنتُ أنَّهُ شَبَّهَ قِيامي بَينَ يَدَيهِ بِقِيامِ المُعَلّى بَينَ يَدَيهِ ، ثُمَّ قالَ : اُفٍّ لِلدُّنيا اُفٍّ لِلدُّنيا ! إنَّمَا الدُّنيا دارُ بَلاءٍ يُسَلِّطُ اللّه ُ فيها عَدُوَّهُ عَلى وَلِيِّهِ ، وإنَّ بَعدَها دارا لَيسَت هكَذا . فَقُلتُ : جُعِلتُ فِداكَ ، وأينَ تِلكَ الدّارُ؟! فَقالَ : ها هُنا ، وأشارَ بِيَدِهِ إلَى الأَرضِ . حديث

الكافى ـ به نقل از وليد بن صبيح ـ وليد گفت: روزى بر امام صادق عليه السلام وارد شدم . ايشان ، جامه هايى به طرف من انداخت و فرمود: «اى وليد ! اينها را تا بِزَن».
من در برابر ايشان ايستادم. فرمود: «خدا ، معلّى بن خُنيس را رحمت كند!» . من گمان بردم كه امام عليه السلام ايستادن مرا در حضورش به ايستادن معلّى در برابرش تشبيه كرد. حديث سپس فرمود: «اُف بر دنيا ، اف بر دنيا! دنيا، در حقيقت، سراى آزمايش [و گرفتارى] است و خداوند ، در آن ، دشمنش را بر دوست خود مسلّط مى گردانَد ؛ امّا از پسِ دنيا سرايى است كه اين گونه نيست».
گفتم: فدايت شوم! آن خانه كجاست؟
امام عليه السلام با دست خود به زمين اشاره كرد و فرمود: «اين جا».