عضویت نظرات درباره پايگاه تماس با ما

گواهى دادن پيامبران عليهم السلام

الطبقات الكبرى : خداوند به يعقوب وحى كرد كه من از نسل تو شاهان و پيامبرانى برخواهم انگيخت تا آنگاه كه پيامبر مكّى را مبعوث كنم كه امّت او معبد بيت المقدس را مى سازند و او خاتم پيامبران و نامش احمد است.

پرینت احادیث

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ به سؤال از آغاز كار ايشان [و اينكه از چه زمان پيامبر بوده است؟] ـ فرمود : [من همان ]دعاى ابراهيم و بشارت عيسى [هستم] و مادرم [هنگام تولّد من ]ديد نورى از او بيرون مى آيد و بر اثر آن كاخ هاى شام نمايان شد.

پرینت احادیث

الدرّ المنثور : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از يهود سؤال كرد و فرمود : شما را به آن كتابى كه مى خوانيد سوگند، آيا در آن آمده است كه عيسى به آمدن من بشارت داده و گفته كه پيامبرى به نام احمد سوى شما مى آيد؟ يهوديان گفتند : آرى، ما در كتابمان نام تو را مى يابيم، اما از تو خوشمان نمى آيد؛ زيرا كه تو اموال را حلال مى كنى و خون ها را مى ريزى. پس، خداوند اين آيه را فرو فرستاد : «كسى كه دشمن خدا و فرشتگان او و فرستادگانش باشد پس به تحقيق خدا نيز دشمن كافران است».

پرینت احادیث

الطبقات الكبرى ـ به نقل از عبد الحميد بن جعفر ـ : زبير بن باطا، كه عالمترين فرد يهود بود، مى گفت : من به كتابى دسترسى پيدا كردم كه پدرم آن را از من پنهان نگه مى داشت. در آن كتاب از پيامبرى به نام «احمد» ياد شده بود كه در سرزمين قرظ [بنى قريظه ]ظهور مى كند و خصوصيّاتش چنين و چنان است. زبير بعد از مرگ پدرش و زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله هنوز مبعوث نشده بود، اين مطلب را بارها بازگو مى كرد. امّا همين كه شنيد پيامبر صلى الله عليه و آله در مكّه ظهور كرده است، مطالب آن كتاب را پاك كرد و موضوعِ پيامبر را كتمان نمود و گفت : اين شخص آن پيامبر نيست.

پرینت احادیث

امام على عليه السلام ـ در حديثى ـ : ··· تا آنكه خداوند سبحان محمّد رسول اللّه صلى الله عليه و آله را برانگيخت··· در حالى كه از پيامبران [گذشته ]براى [بشارت دادن به آمدن] او پيمان گرفته شده بود و نشانه هايش شهرت داشت.

پرینت احادیث

صفحه اختصاصي حديث و آيات الاحتجاج : في مُناظَرَةِ الرِّضا عليه السلام أصحابَ المِلَلِ و المَقالاتِ : قالَ رأسُ الجالُوتِ : مِن أينَ تُثبِتُ نُبُوَّةَ محمّدٍ صلى الله عليه و آله ؟
قالَ الرِّضا عليه السلام : شَهِدَ بِنُبوَّتِهِ موسَى بنُ عِمرانَ ، و عيسَى بنُ مَريمَ، و داوودُ خَليفَةُ اللّه ِ في الأرضِ عليهم السلام
فقالَ لَهُ : أثبِتْ قَولَ موسَى بنِ عِمرانَ!
قالَ الرِّضا عليه السلام : تَعلَمُ يا يَهوديُّ أنّ موسى أوصى بَني إسرائيلَ فقالَ لَهُم : إنّهُ سَيأتِيكُم نَبيٌّ مِن إخوانِكُم ، فيهِ فصَدِّقوا ، و مِنهُ فاسمَعوا ، فهَل تَعلَمُ أنّ لبَني إسرائيلَ إخوَةً غيرَ وُلدِ إسماعيلَ ، إن كُنتَ تَعرِفُ قَرابَةَ إسرائيلَ مِن إسماعيلَ و النَّسَبَ الّذي بَينَهُما مِن قِبَلِ إبراهيمَ عليه السلام ؟
فقالَ رأسُ الجالُوتِ : هذا قَولُ موسى لا نَدفَعُهُ
فقالَ لَهُ الرِّضا عليه السلام : هَل جاءكُم مِن إخوَةِ بَني إسرائيلَ نَبيٌّ غَيرُ محمّدٍ صلى الله عليه و آله ؟
قالَ : لا . فقالَ الرِّضا عليه السلام : أ فلَيسَ قَد صَحَّ هذا عِندَكُم ؟
قالَ : نَعَم . و لكنّي اُحِبُّ أن تُصَحِّحَهُ لي مِن التَّوراةِ
فقالَ لَهُ الرِّضا عليه السلام : هَل تُنكِرُ أنّ التَّوراةَ تَقولُ لَكُم : جاءَ النُّورُ مِن قِبَلِ طُورِ سَيناءَ ، و أضاءَ لِلنّاسِ مِن جَبَلِ ساعِيرَ ، و استَعلَنَ علَينا مِن جَبَلِ فارانَ ؟
قالَ رأسُ الجالُوتِ : أعرِفُ هذهِ الكَلِماتِ و ما أعرِفُ تَفسيرَها
قالَ الرِّضا عليه السلام : أنا اُخبِرُكَ بهِ ، أمّا قَولُهُ : جاءَ النُّور مِن قِبَلِ طُورِ سَيناءَ : فذلكَ وَحيُ اللّه ِ تباركَ و تعالى الّذي أنزَلَهُ على موسى على جَبَلِ طُورِ سَيناءَ ، و أمّا قولُهُ : و أضاءَ للنّاسِ في جَبَلِ ساعِيرَ : فهُو الجَبَلُ الّذي أوحَى اللّه ُ عَزَّ و جلَّ إلى عيسَى بنِ مَريمَ عليه السلام و هُو علَيهِ ، و أمّا قولُهُ : و استَعلَنَ علَينا مِن جَبَلِ فارانَ : فذاكَ جَبَلٌ مِن جِبالِ مَكّةَ ، و بَينَهُ و بَينَها يَومانِ أو يَومٌ
قالَ شَعيا النَّبيُّ ـ فيما تَقولُ أنتَ و أصحابُكَ في التَّوراةِ ـ : رَأيتُ راكِبَين أضاءَ لَهُما الأرضُ ، أحَدُهُما على حِمارٍ ، و الآخَرُ على جَمَلٍ ، فمَن راكِبُ الحِمارِ و مَن راكِبُ الجَمَلِ ؟
قالَ رأسُ الجالُوتِ : لا أعرِفُهُما ، فخَبِّرْني بِهما !
قالَ عليه السلام : أمّا راكِبُ الحِمارِ فعيسى ، و أمّا راكِبُ الجَمَلِ فمحمّدٌ صلى الله عليه و آله ، أ تُنكِرُ هذا مِن التَّوراةِ ؟
قالَ : لا ما اُنكِرُهُ
ثُمّ قالَ الرِّضا عليه السلام : هَل تَعرِفُ حَيقوقَ النَّبيَّ عليه السلام ؟
قالَ : نَعَم ، إنّي بهِ لَعارِفٌ!
قالَ : فإنّهُ قالَ ـ و كِتابُكُم يَنطِقُ بهِ ـ : جاءَ اللّه ُ تعالى بالبَيانِ مِن جَبَلِ فارانَ ، و امتَلأتِ السَّماواتُ مِن تَسبيحِ أحمَدَ و اُمّتِهِ ، يَحمِلُ خَيلَهُ في البَحرِ كما يَحمِلُ في البَرِّ ، يأتِينا بكِتابٍ جَديدٍ بَعدَ خَرابِ بَيتِ المَقدِسِ ـ يَعني بالكتابِ : القرآنَ ـ أ تَعرِفُ هذا و تُؤمِنُ بهِ ؟
قالَ رأسُ الجالُوتِ : قَد قالَ ذلكَ حَيقوقُ النَّبيُّ عليه السلام و لا نُنكِرُ قولَهُ . قالَ الرِّضا عليه السلام : فقد قالَ داوودُ عليه السلام في زَبورِهِ ـ و أنتَ تَقرَؤهُ ـ : اللّهُمّ ابعَثْ مُقيمَ السُّنَّةِ بَعدَ الفَترَةِ ، فهَل تَعرِفُ نَبيّا أقامَ السُّنَّةَ بَعدَ الفَترَةِ غيرَ محمّدٍ صلى الله عليه و آله ؟
قالَ رأسُ الجالُوتِ : هذا قَولُ داوودَ نَعرِفُهُ و لا نُنكِرُهُ ، و لكنْ عَنى بذلكَ عيسى عليه السلام ، و أيّامُهُ هي الفَترَةُ
قالَ الرِّضا عليه السلام : جَهِلتَ ، إنَّ عيسى لَم يُخالِفِ السُّنَّةَ ، و كانَ مُوافِقا لسُنَّةِ التَّوراةِ حتّى رَفَعَهُ اللّه ُ إلَيهِ ، و في الإنجيلِ مَكتوبٌ : إنّ ابنَ البَرَّةِ ذاهِبٌ و(الفارقليطا) جائي مِن بَعدِهِ ، و هُو يُخَفِّفُ الآصارَ ، و يُفَسِّرُ لَكُم كُلَّ شيءٍ ، و يَشهَدُ لي كما شَهِدتُ لَهُ ، أنا جِئتُكُم بالأمثالِ و هُو يأتِيكُم بالتّأويلِ ، أ تُؤمِنُ بهذا في الإنجيلِ ؟
قالَ : نَعَم ، لا اُنكِرُهُ .
حديث

الاحتجاج : در مناظره امام رضا عليه السلام با پيروان اديان و عقايد مختلف آمده است :
رأس الجالوت گفت: چگونه نبوّت محمّد صلى الله عليه و آله را ثابت مى كنى؟
امام رضا عليه السلام فرمود : موسى بن عمران و عيسى بن مريم و داوود، اين جانشين خدا در روى زمين، به نبوّت او شهادت داده اند
رأس الجالوت گفت : ثابت كن كه موسى بن عمران چنين چيزى گفته است!
حضرت رضا عليه السلام فرمود:اى يهودى!مى دانى كه موسى به بنى اسرائيل سفارش كرد و فرمود: در آينده پيامبرى از برادران شما خواهد آمد. او را تصديق كنيد و به سخنانش گوش دهيد. اگر از خويشاوندى اسرائيل با اسماعيل و نسبى كه از جانب ابراهيم عليه السلام با يكديگر دارند اطلاع دارى، آيا فرزندان اسرائيل برادرانى غير از فرزندان اسماعيل داشته اند؟
رأس الجالوت گفت : اين سخن موسى است و ما آن را ردّ نمى كنيم. حضرت رضا عليه السلام فرمود : آيا از برادران بنى اسرائيل پيامبرى غير از محمّد صلى الله عليه و آله براى شما آمده است؟
گفت : نه. حضرت رضا عليه السلام فرمود : آيا نه اينكه چنين مطلبى در ميان شما حقيقت دارد؟
گفت : چرا، اما دوست دارم آن را از تورات براى من بيان كنى
حضرت رضا عليه السلام فرمود : آيا انكار مى كنى كه تورات به شما مى گويد : نور از جانب طور سينا آمد و از كوه ساعير براى مردم پرتو افكند و از كوه فاران براى ما آشكار شد؟
رأس الجالوت گفت : اين جملات را مى دانم، اما تفسير آنها را نمى دانم
حضرت رضا عليه السلام فرمود : من به تو مى گويم. اما اينكه مى گويد : نور از جانب طور سينا آمد، مقصود از آن نور، وحى خداى تبارك و تعالى است كه خداوند در كوه طور سينا بر موسى نازل فرمود و اينكه مى گويد : و در كوه ساعير براى مردم پرتو افكند، مقصود همان كوهى است كه وقتى عيسى بن مريم عليه السلام روى آن بود خداوند عزّ و جلّ به او وحى فرستاد و اينكه مى گويد : و از كوه فاران براى ما آشكار شد، مقصود كوهى است از كوه هاى مكّه كه ميان آن كوه و مكّه يكى دو روز راه است
به گفته خود تو و يارانت، شعياى نبى در تورات گفته است : دو سواره ديدم كه زمين براى آنها درخشيد : يكى سوار بر الاغى بود و ديگرى سوار بر اشترى. آن الاغ سوار كيست و آن اشتر سوار چه كسى؟
رأس الجالوت گفت : نمى دانم. شما مرا از آن دو آگاه كن!
حضرت فرمود : آن الاغ سوار، عيسى است و آن اشتر سوار محمّد صلى الله عليه و آله است. آيا منكر چنين چيزى در توارت هستى؟
گفت : نه، انكارش نمى كنم. حضرت رضا عليه السلام سپس فرمود : آيا حيقوق نبى را مى شناسى؟
گفت : آرى، كاملاً مى شناسمش!
فرمود : او گفته ـ و كتاب شما نيز گوياى آن است ـ كه خداى متعال از كوه فاران بيان را آورد و آسمان ها از ذِكر تسبيح احمد و امّت او پُر شد. او سواران خود را در دريا به حركت در مى آورد همچنان كه در خشكى نيز. بعد از ويرانى بيت المقدس كتاب جديدى ـ مقصودش قرآن است ـ مى آورد. آيا اين را مى پذيرى و به آن ايمان دارى؟
رأس الجالوت گفت : البته اين را حيقوق نبى گفته است و ما گفته او را انكار نمى كنيم
حضرت رضا عليه السلام فرمود : داوود عليه السلام نيز در زبور خود، كه تو آن را مى خوانى، گفته است : خدايا! بعد از دوره فترت، آن برپا دارنده سنّت را بفرست. آيا غير از محمّد صلى الله عليه و آله پيامبرى مى شناسى كه بعد از دوره فترت، سنّت را برپا داشته باشد؟
رأس الجالوت گفت : اين گفته داوود است و ما آن را قبول داريم و انكارش نمى كنيم، ليكن مقصود از او، عيسى عليه السلام است و روزگار او همان دوره فترت است
حضرت رضا عليه السلام فرمود : پس خبر ندارى كه عيسى با سنّت مخالفت نكرد، بلكه تا زمانى كه خداوند او را به سوى خود بالا برد، با سنّت تورات موافق بود. در انجيل نوشته شده است : پسر آن زن پاكدامن مى رود و پس از او «فارقليطا» مى آيد و او بارهاى گران را سبك مى كند و هر چيزى را براى شما روشن مى سازد و به حقانيت من گواهى مى دهد، همچنان كه من به آمدن او گواهى دادم. من براى شما اَمثال [نمودها] آوردم و او براى شما تأويل [حقيقت] مى آورد. آيا به اينكه در انجيل آمده ايمان دارى؟
رأس الجالوت گفت: آرى، انكارش نمى كنم.

پرینت احادیث

الطبقات الكبرى ـ به نقل از شعبى ـ : در كتاب ابراهيم عليه السلام آمده است : از فرزندان تو قوم ها و قوم ها پديد خواهند آمد، تا آنگاه كه پيامبر امّى، كه خاتم پيامبران است، برانگيخته شود.

پرینت احادیث

الطبقات الكبرى ـ به نقل از كعب ـ : صفات پيامبر صلى الله عليه و آله در تورات چنين است : محمّد بنده برگزيده من است، نه تند خوست و نه خشن و نه در كوچه و بازار هياهو به راه مى اندازد. بدى را با بدى پاسخ نمى دهد، بلكه مى بخشد و گذشت مى كند، زادگاهش مكّه ، هجرتگاهش مدينه و فرمانروايى اش در شام است.

پرینت احادیث

الطبقات الكبرى ـ به نقل از ابو نمله ـ : يهود بنى قريظه نام رسول خدا صلى الله عليه و آله را در كتاب هاى خود مى خواندند و به كودكان خود آموزش مى دادند كه نام و نشان او چيست و به نزد ما هجرت مى كند. اما چون رسول خدا صلى الله عليه و آله ظهور كرد، حسادت ورزيدند و حق كشى كردند و گفتند : اين شخص آن پيامبر نيست.

پرینت احادیث

الطبقات الكبرى : هنگامى كه نمايندگان نجران به حضور پيامبر آمدند، ابو الحارث بن علقمة بن ربيعه نيز در ميان آنان بود. او عالم دينى و رئيس و اسقف و پيشوا و صاحب مدارس آنان بود و در ميان ايشان قدر و منزلتى داشت. اتفاقا استر ابو حارث او را به زمين زد. برادرش گفت : سرنگون باد آن مرد و مقصودش رسول خدا صلى الله عليه و آله بود. ابو حارث گفت : خودت سرنگون شى! مردى را كه از پيامبران است دشنام مى دهى؟! او كسى است كه عيسى بشارت آمدنش را داده و نامش در تورات آمده است! برادرش گفت : پس، چه چيز مانع تو از پذيرفتن دين او مى شود؟ گفت : اين قوم ، ما را مهترى داده اند و گرامى داشته اند و ما را بر خود سالار ساخته اند و از هر چيزى جز مخالفت با او سرباز مى زنند .

پرینت احادیث



 

امام حسین علیه السلام :

إنَّ النّاسَ عَبيدُ الدُّنيا، وَ الدّينُ لَعقٌ عَلى ألسِنَتِهِم يَحوطونَهُ ما دَرَّت مَعايِشُهُم، فَإِذا مُحِّصوا بِالبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانونَ؛
مردم، بنده دنيايند و به ظاهر، دم از دين مى‏ زنند و تا زمانى كه زندگی‏شان تأمين شود، از آن دفاع می‌كنند؛ امّا چون در بوته آزمايش قرار گيرند، ديندارانْ اندك‏ اند.

تحف العقول، ص245

تعداد كتابها : 111

تعداد احاديث : 45456

تعداد تصاویر : 685

تعداد حدیث روز : 646

تعداد کلید واژه ها : 608

تعداد اعضاء : 3390