کتابخانه احادیث شیعه
پرینت احادیث

احادیث امیرالمؤمنین علی علیه السلام17430 حدیث

امام على عليه السلام : ـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ : هرگاه جوان را سرزنش مى كنى ، از برخى گناهان درگذر تا سرزنش ، او را به سرسختى (مقابله) وادار نكند .
امام على عليه السلام : زياده روى در سرزنش ، آتش لجبازى را شعله ور مى گردانَد .
امام على عليه السلام : هرگاه سرزنش كردى ، جايى [براى بازگشت] باقى بگذار .
امام على عليه السلام ـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ : هرگاه به مشورت نيازمند شدى ، نخست ، از مشورت با جوانان آغاز كن؛ زيرا ذهن آنان ، تيزتر و حدس آنان ، سريع تر است . پس مسئله را به ميان سالان و پيرمردان ، واگذار تا در آن نقّادى كرده ، بهترين را برگزينند؛ چرا كه تجربه آنان ، بيشتر است .
صفحه اختصاصي حديث و آيات قرآن:
«فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّـلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّى لِمَآ أَنزَلْتَ إِلَىَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ » .
حديث
«پس [موسى] براى آن دو (دختران شعيب) ، [ گوسفندان را] آب داده ، آن گاه به سوى سايه برگشت و گفت: پروردگارا! من به هر خيرى كه به سويم بفرستى، سخت نيازمندم»
. الإمام عليّ عليه السلام : إن شِئتَ ثَنَّيتُ بِموسىع كَليمِ اللّه ِ ـ صَلَّى اللّه ُ عَلَيهِ ـ إذ يَقولُ : «رَبِّ إِنِّى لِمَآ أَنزَلْتَ إِلَىَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ» وَاللّه ِ ما سَأَلَهُ إلاّ خُبزا يَأكُلُهُ ، لأَِ نَّهُ كانَ يَأكُلُ بَقلَةَ الأَرضِ . ولَقَد كانَت خُضرَةُ البَقلِ تُرى مِن شَفيفِ صِفاقِ بَطنِهِ ، لِهُزالِهِ وتَشَذُّبِ لَحمِهِ . حديث
امام على عليه السلام : ... اگر مى خواهى ، يكى ديگر [از انبياى الهى] ، را موساى كليم اللّه ـ كه درود و سلام خدا بر او باد ـ را نمونه [در تنگ دستى] بياورم ، آن زمان كه گفت : «پروردگارا! من به هر خيرى كه به سويم بفرستى سخت نيازمندم» . به خدا سوگند ، از خداوند ، جز نانى كه بخورد ، نخواست؛ چرا كه وى ، از سبزى هاى زمين مى خورد ، چندان كه به خاطرِ لاغرى تن و تكيدگى گوشت بدن ، رنگ آن سبزى از پوست تُنُك شكم او نمايان بود .
صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام عليّ عليه السلام : فَلَمّا رَجَعَتِ حديث ابنَتا شُعَيبعٍ إلى شُعَيبعٍ ، قالَ لَهُما : أسرَعتُمَا الرُّجوعَ! فَأَخبَرَتاهُ بِقِصَّةِ موسىع عليه السلام ولَم تَعرِفاهُ .
فَقالَ شُعَيبعٌ لِواحِدَةٍ مِنهُنَّ : اِذهَبي إلَيهِ فَادْعيهِ لِنَجزِيَهُ أجرَ ما سَقى لَنا، فَجاءَت إلَيهِ كَما حَكَى اللّه ُ تَعالى «تَمْشِى عَلَى اسْتِحْيَآءٍ» حديث ، فَقالَت : «إِنَّ أَبِى يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا» حديث فَقامَ موسىع عليه السلاممَعَها ومَشَت أمامَهُ فَسَفَقَتهَا الرِّياحُ فَبانَ عَجُزُها .
فَقالَ لَها موسىع : تَأَخَّري و دُلّيني عَلَى الطَّريقِ بِحَصاةٍ تُلقيها أمامي أتبَعها ، فَأَ نَا مِن قَومٍ لا يَنظُرونَ في أدبارِ النِّساءِ ، فَلَمّا دَخَلَ عَلى شُعَيبعٍ قَصَّ عَلَيهِ قِصَّتَهُ .
فَقالَ لَهُ شُعَيبعٌ : «لاَ تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّــلِمِينَ» حديث .
قالَت إحدى بَناتِ شُعَيبعٍ : «يَـأَبَتِ اسْتَـئجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَـئجَرْتَ الْقَوِىُّ الْأَمِينُ» . حديث .
فَقالَ لَها شُعَيبعٌ : أمّا قُوَّتُهُ فَقَد عَرَفتيهِ أ نَّهُ يَستَقِي الدَّلوَ وَحدَهُ ، فَبِمَ عَرَفتِ أمانَتَهُ؟
فَقالَت : إنَّهُ لَمّا قالَ لي : تَأَخَّري عَنّي ودُلّيني عَلَى الطّريقِ فَأَ نَا مِن قَومٍ لا يَنظُرونَ في أدبارِ النِّساءِ ، عَرَفتُ أنَّهُ لَيسَ مِنَ القَومِ الَّذينَ يَنظُرونَ في أعجازِ النِّساءِ ، فَهذِهِ أمانَتُهُ . حديث
امام على عليه السلام : چون دختران شعيب ، نزد پدر باز گشتند ، پدر ، بدانان گفت : «زود برگشتيد؟!» .
آنان ، داستان موسى عليه السلام را باز گفتند، ولى وى را نمى شناختند . شعيب عليه السلام ، به يكى از آنان گفت : «به سويش برو و او را فرا خوان تا پاداش آب دادن به گوسفندان را به وى بدهيم» .
دختر به سوى موسى عليه السلام آمد و آن چنان كه خداوند در قرآن حكايت مى كند : «با شرم ، راه مى رفت» و گفت : پدرم ، تو را مى خوانَد تا پاداش آب دادن به گوسفندان را به تو بدهد .
موسى عليه السلام به همراه دختر برخاست . دختر از جلو حركت مى كرد و چون باد لباسش را تكان داد و پشتش نمايان مى شد ، موسى عليه السلام به وى گفت : «پشت سرِ من ، حركت كن و مرا با ريگ هايى كه به جلو پرتاب مى كنى ، راهنمايى كن؛ چرا كه ما مردمانى هستيم كه به پشت سرِ زنان ، نگاه نمى كنيم» .
وقتى موسى عليه السلام بر شعيب عليه السلام وارد شد ، داستانش را براى شعيب عليه السلام ، باز گفت . شعيب عليه السلام به وى گفت : «مترس! از دست ستمگران ، نجات يافتى» .
يكى از دختران شعيب گفت : «اى پدر! او را استخدام كن؛ چرا كه بهترين كسى است كه استخدام مى كنى . هم نيرومند [و هم] امانتدار است» .
شعيب عليه السلام به آن دختر گفت : نيرومندى اش را با كشيدن دلو از چاه به تنهايى ، دانستى ، امانتدارى اش را از كجا شناختى؟
دختر گفت : آن گاه كه به من گفت : «پشتِ سرم حركت كن و مرا راهنمايى نما؛ چرا كه ما مردمانى هستيم كه به پشت سرِ زنان ، نگاه نمى كنيم» ، دانستم كه او از مردمانى است كه به پشت سرِ زنان ، نگاه نمى كند و اين ، نشانه امانتدارى اش بود .
امام على عليه السلام : شعيب عليه السلام به [موسى عليه السلام] گفت : «مى خواهم يكى از آن دو دختر خود را به نكاح تو درآورم ، به اين شرط كه هشت سال براى من كار كنى ، و اگر ده سال را تمام گردانى ، اختيار با توست و نمى خواهم بر تو سخت بگيرم و مرا ـ إن شاءاللّه ـ از درستكاران خواهى يافت» .
موسى عليه السلام به [شعيب عليه السلام] گفت : اين ، قرارداد ميان من و تو باشد كه هر يك از دو مدّت را به انجام رسانيدم ، بر من تعدّى نباشد ؛ يعنى سلطه اى بر من نباشد اگر ده سال يا هشت سال كار كردم .
سپس موسى عليه السلام گفت : «و خدا بر آنچه مى گوييم ، وكيل است» .
پيامبر صلي الله عليه و آله ـ به هنگام رويارويى امام على عليه السلام با عمرو بن عبدِ وَد ـ : تمام ايمان در برابر تمام شرك ، ظاهر گشت .
صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمام عليّ عليه السلام ـ في كِتابِهِ إلى عامِلِهِ عَلَى البَصرَةِ عُثمانَ بنِ حُنَيفٍ ـ : ألا وإنَّ لِكُلِّ مَأمومٍ إماما يَقتَدي بِهِ ، ويَستَضيءُ بِنورِ عِلمِهِ ، ألا وإنَّ إمامَكُم قَدِ اكتَفى مِن دُنياهُ بِطِمرَيهِ حديث ، ومِن طُعمِهِ بِقُرصَيهِ ، ألا وإنَّكُم لا تَقدِرونَ عَلى ذلِكَ ، ولكِن أعينوني بِوَرَعٍ وَاجتِهادٍ ، وعِفَّةٍ وسَدادٍ . فَوَاللّه ِ ماكَنَزتُ مِن دُنياكُم تِبرا حديث ، ولاَ ادَّخَرتُ مِن غَنائِمِها وَفرا حديث ، ولا أعدَدتُ لِبالي ثَوبي طِمرا ... حديث
امام على عليه السلام ـ در نامه اش به كارگزار خود در بصره ، عثمان بن حُنَيف ـ : بدان كه هر پيروى را پيشوايى است كه به او اقتدا مى كند و به نور دانش او روشنايى مى گيرد . بدان كه پيشواى شما از دنيايش به دو تكّه لباس و به دو گِرده نان ، بسنده كرده است . بدان كه شما بر اين روش توان نداريد ، امّا با وَرَع و تلاش و عفّت و درستى مرا يارى كنيد . به خدا سوگند ، از دنياى شما طلا و نقره اى ذخيره نكردم و از غنيمت هاى آن ، چيز زيادى نيندوختم و به جاى لباس كهنه ام ، لباسى آماده نساختم .

كتاب حاضر به پاسداشت سال اميرالمؤ منين (ع ) (سال 1379 كه توسط مقام معظم رهبرى نامگذارى شد) تهيه و تدوين شده است . مطالب اين كتاب مجموعه اى از هزار موضوع اقتصادى ، تربيتى ، سياسى ، اجتماعى ، فرهنگى ، نظامى ، بهداشتى و هنرى است كه با استفاده از منابع روايى خصوصاً كتاب شريف نهج البلاغه و غررالحكم جمع آورى شده است .

رعايتى ، جعفر
پيوندى ، محمدرضا
على برزى ، ابراهيم
رفيعى ، رمضانعلى
قاسميان ، حسن
حدیث روز

امام حسین عليه ‏السلام در مسیر کربلا:

فَإِنِّي لَا أَرَى الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَ لَا الْحَيَاةَ مَعَ الظَّالِمِينَ إِلَّا بَرَماً إِنَّ النَّاسَ عَبِيدُ الدُّنْيَا وَ الدِّينُ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَايِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّيَّانُون‏؛

به درستی که من مرگ را جز سعادت نمی‌بینم و زندگی با ستمکاران را جز محنت نمی‌دانم، همانا مردم دنیاپرستند و دين از سر زبان آنها فراتر نرود و دين را تا آنجا كه زندگى‏شان را رو به راه سازد به دور دهانشان می‌گردانند و چون در بوته آزمايش گرفتار شوند دينداران، اندک گردند.

تحف العقول، ص 245

احادیث معصومین

حمایت از پایگاه
آمار پایگاه کتابخانه احادیث شیعه

تــعــداد كــتــابــهــا : 111

تــعــداد احــاديــث : 45456

تــعــداد تــصــاویــر : 3838

تــعــداد حــدیــث روز : 685