کتابخانه احادیث شیعه
پرینت احادیث

احادیث امام صادق علیه السلام6388 حدیث

امام صادق عليه السلام : داوود عليه السلام گفت : امروز خدا را چنان عبادتى كنم و چنان قرائتى بخوانم كه هرگز چنان نكرده باشم. پس به محراب خود رفت و چنان كرد [كه گفت]. چون نمازش را به پايان برد، ناگاه چشمش به قورباغه اى در محراب افتاد. آن قورباغه به او گفت : اى داوود! عبادت و قرائتى كه امروز به جاى آوردى تو را خوش آمد؟ گفت : آرى. قورباغه گفت : هرگز تو را به اعجاب وا ندارد؛ زيرا من در هر شب خداوند را هزار بار تسبيح مى گويم كه از هر تسبيحى سه هزار حمد و ستايش منشعب مى شود. گاه من در قعر آب هستم و پرنده اى در هوا آواز مى دهد و من به گمان اينكه او گرسنه است برايش روى آب مى آيم تا مرا بخورد بى آنكه گناهى كرده باشم.
امام صادق عليه السلام : سليمان عليه السلام به ميهمانان خود گوشت و نان سفيد مى خوراند و به خانواده اش نان گندم سبوس دار و خودش نان جو نابيخته مى خورد.
امام صادق عليه السلام : نخستين كسى كه بر خانه خدا جامه پوشاند، سليمان بن داوود عليهما السلام بود كه با جامه هاى كتان قبطى آن را پوشش داد.
امام صادق عليه السلام : نخستين كسى كه شِكر به دست آورد، سليمان بن داوود عليه السلام بود.
امام صادق عليه السلام : آخرين پيامبرى كه وارد بهشت مى شود، سليمان بن داوود عليه السلام است و اين به سبب چيزى است كه در دنيا به او داده شد.
صفحه اختصاصي حديث و آيات عنه عليه السلام : إنّ سُلَيمانَ بنَ داوودَ عليه السلام قالَ ذاتَ يَومٍ لأصحابِهِ : إنّ اللّه َ تباركَ و تعالى قد وَهَبَ لِي مُلكا لا يَنبَغي لأحَدٍ مِن بَعدي ، سَخَّرَ لِي الرِّيحَ و الإنسَ و الجِنَّ و الطَّيرَ و الوُحوشَ ، و عَلَّمَني مَنطِقَ الطَّيرِ ، و آتاني مِن كلِّ شيءٍ ، و مَعَ جَميعِ ما اُوتِيتُ مِن المُلكِ ما تَمَّ لِي سُروري يَوم إلَى اللّيلِ ، و قد أحبَبتُ أن أدخُلَ قَصري في غَدٍ فأصعَدَ أعلاهُ و أنظُرَ إلى مَمالِكي ، فلا تَأذَنوا لأحَدٍ علَيَّ لِئلاّ يَرِدَ علَيَّ ما يُنَغِّصُ علَيَّ يَومي ، فقالوا : نَعَم . فلَمّا كانَ مِن الغَدِ أخَذَ عَصاهُ بيَدِهِ و صَعِدَ إلى أعلى مَوضِعٍ مِن قَصرِهِ ، و وَقَفَ مُتَّكِئا على عَصاهُ يَنظُرُ إلى مَمالِكِهِ مَسرورا بِما اُوتِيَ فَرِحا بِما اُعطِيَ ، إذ نَظَرَ إلى شابٍّ حَسَنِ الوَجهِ و اللِّباسِ قَد خَرَجَ علَيهِ مِن بَعضِ زَوايا قَصرِهِ ، فلَمّا أبصَرَهُ سُلَيمانُ قالَ لَهُ : مَن أدخَلَكَ إلى هذا القَصرِ ، و قد أرَدتُ أن أخلُوَ فيهِ اليَومَ ؟! و بإذنِ مَن دَخَلتَ ؟! فقالَ الشابُّ : أدخَلَني هذا القَصرَ رَبُّهُ و بإذنِهِ دَخَلتُ . فقالَ : ربُّهُ أحَقُّ بهِ مِنّي ، فمَن أنتَ ؟ قالَ : أنا مَلَكُ المَوتِ ، قالَ : و فيما جِئتَ ؟ قالَ : جِئتُ لأقبِضَ رُوحَكَ
قالَ : إمضِ لِما اُمِرتَ بهِ فهذا يَومُ سُروري ، و أبَى اللّه ُ عَزَّ و جلَّ أن يكونَ لِي سُرورٌ دُونَ لِقائهِ . فقَبَضَ مَلَكُ المَوتِ رُوحَهُ و هُو مُتَّكئٌ على عَصاهُ ، فبَقِيَ سُلَيمانُ مُتّكِئا على عَصاهُ و هُو مَيِّتٌ ما شاءَ اللّه ُ و النّاسُ يَنظُرونَ إلَيهِ و هُم يُقَدِّرونَ أنّهُ حَيٌّ ، فافتُتِنوا فيهِ و اختَلَفوا ؛ فمِنهُم مَن قالَ : إنّ سُلَيمانَ قَد بَقِيَ مُتَّكِئا على عَصاهُ هذهِ الأيّامَ الكَثيرَةَ و لَم يَتعَبْ و لَم يَنَمْ و لَم يَشرَبْ و لَم يَأكُلْ، إنّهُ لَرَبُّنا الّذي يَجِبُ علَينا أن نَعبُدَهُ ! و قالَ قَومٌ : إنّ سُلَيمانَ ساحِرٌ و إنّهُ يُرِينا أنّه واقِفٌ مُتّكِئٌ على عَصاهُ ، يَسحَرُ أعيُنَنا و لَيس كذلكَ ! و قالَ المؤمنونَ : إنّ سُلَيمانَ ، هُو عَبدُ اللّه ِ و نَبيُّهُ يُدَبِّرُ اللّه ُ أمرَهُ بما شاءَ ؛ فلَمّا اختَلَفوا بَعَثَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ الأرضَةَ فدَبَّت في عَصاةِ سُلَيمانَ، فلَمّا أكَلَت جَوفَها انكَسَرَتِ العَصا و خَرَّ سُلَيمانُ عليه السلام مِن قَصرِهِ على وَجهِهِ .
حديث
امام صادق عليه السلام : روزى سليمان بن داوود عليه السلام به اطرافيان خود گفت : خداوند تبارك و تعالى سلطنتى به من بخشيد كه پس از من شايسته هيچ كس نيست؛ باد و انس و جنّ و مرغان و ددان را به تسخير من درآورد و زبان پرندگان را به من آموخت و از هر چيزى به من عطا فرمود. امّا با همه سلطنتى كه به من داده شده يك روز نشد كه تا شب شاد و مسرور باشم. بنا بر اين، دوست دارم فردا به كاخ خود اندر شوم و بر بام آن روم و به قلمرو خود بنگرم. بنا بر اين، به احدى اجازه ندهيد نزد من آيد تا مبادا مطلبى برايم بياورد كه روزم را بر من تلخ و منغّص سازد. اطرافيان گفتند : اطاعت مى شود. روز بعد، سليمان عصايش را برداشت و به بلندترين نقطه بام قصر خود رفت و بر عصاى خويش تكيه داد و شادمان از آنچه به او داده شده بود شروع به نگريستن به قلمرو پادشاهى خود كرد. ناگاه چشمش به جوانى خوب روى و خوش پوش افتاد كه از يكى از گوشه هاى قصرش پيش او آمد. سليمان چون او را ديد گفت : چه كسى تو را به اين كاخ درآورد، در حالى كه من مى خواستم امروز را در آن تنها بگذرانم؟ با اجازه چه كسى وارد شدى؟ آن جوان گفت : خداوندِ اين كاخ مرا به آن درآورد و با اجازه او وارد شدم. سليمان گفت : البته خداوندِ اين كاخ به آن از من سزاوارتر است. تو كيستى؟ گفت : من ملك الموت هستم. سليمان گفت : براى چه آمده اى؟
گفت : آمده ام جانت را بگيرم. سليمان گفت : مأموريت خود را انجام بده كه امروز روز شادى من است و خداوند عزّ و جلّ نخواسته است كه مرا شادى و سرورى جز ديدار او باشد. پس، در حالى كه سليمان به عصاى خود تكيه داده بود ملك الموت جان او را گرفت و سليمان مدّت ها همچنان مرده بر عصايش تكيه داشت و مردم او را مى ديدند و خيال مى كردند زنده است. پس از مدتى درباره او دچار ترديد و اختلاف شدند. بعضى گفتند : روزهاى زيادى است كه سليمان همچنان بر عصاى خود تكيه داده است و نه خسته شده و نه خوابيده و نه چيزى آشاميده و نه چيزى خورده است. او همان خداوند ماست كه بايد عبادتش كنيم. عدّه اى گفتند : سليمان جادوگر است و با جادو كردن چشمان ما چنين وانمود مى كند كه به عصايش تكيه داده امّا چنين نيست. مؤمنان گفتند : سليمان بنده خدا و پيامبر اوست و خداوند كار او را به دلخواه خود تدبير و اداره مى كند. پس، چون اين اختلاف نظرها درباره سليمان پيدا شد، خداوند عزّ و جلّ موريانه اى فرستاد و او عصاى سليمان را از درون خورد و عصا شكست و سليمان عليه السلام از فراز كاخ خود به رو درافتاد.
امام صادق عليه السلام : زكريّا از ترس گريخت و به درختى پناه برد. درخت براى او شكاف خورد و گفت : اى زكريّا! داخل من شو. زكريّا رفت و داخل درخت شد. تعقيب كنندگان در جستجوى او برآمدند، پيدايش نكردند. ابليس كه او را ديده بود، نزد تعقيب كنندگان آمد و جاى زكريّا را به آنان نشان داد و گفت : او داخل اين درخت است، درخت را قطع كنيد. مردم كه آن درخت را مى پرستيدند، گفتند : ما آن را قطع نمى كنيم. ابليس آن قدر به گوش آنان خواند تا سرانجام درخت و زكريّا را [كه داخل آن بود ]شقّه كردند.
امام صادق ـ از پدران بزرگوارش عليهم السلام در گفتگويى ميان يحيى عليه السلام و شيطان ـ فرمود : يحيى عليه السلام گفت : آيا هرگز شده است كه لحظه اى بر من چيره آيى؟ شيطان گفت : نه، امّا در تو خصلتى است كه خوشايند من است. يحيى گفت : آن خصلت چيست؟ شيطان گفت : تو مرد پرخورى هستى. هرگاه افطار مى كنى، آن قدر مى خورى كه دچار تخمه مى شوى و اين كار تو را از برخى نمازها و شب زنده دارى هايت باز مى دارد. يحيى عليه السلام گفت : با خدا عهد مى بندم كه از اين پس تا زنده هستم هرگز از غذايى سير نخورم. ابليس نيز به او گفت : من هم با خدا عهد مى بندم كه از اين پس تا زنده هستم، هرگز مسلمانى را اندرز ندهم. آنگاه بيرون رفت و بعد از آن ديگر نزد يحيى باز نگشت.
امام صادق عليه السلام : مردى نزد عيسى بن مريم عليه السلام آمد و گفت : اى روح اللّه ! من زنا كرده ام، مرا پاك گردان··· وقتى مردم جمع شدند و آن مرد را در گودال قرار دادند، صدا زد :كسى كه خودش مستحقّ حدّ الهى است نبايد بر من حد جارى كند. پس، همه مردم متفرّق شدند، مگر يحيى و عيسى عليهما السلام. يحيى نزديك آن مرد رفت و گفت : اى مرد گنهكار! مرا اندرزى ده؟ مرد به او گفت : نفْس خود را با خواهش هايش رها مكن كه تو را به هلاكت مى افكند، يحيى فرمود : پندى ديگر ده
مرد گفت : هيچ خطاكارى را به خطايش سرزنش مكن. يحيى فرمود : باز هم پندى ده. مرد گفت: خشم مگير. يحيى گفت: مرا بس است.
صفحه اختصاصي حديث و آيات الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : كانَ بينَ داوودَ و عيسَى بنِ مَريمَ عليه السلام أربَعُ مِائةِ سَنَةٍ ، و كانَ شَريعَةُ عيسى أنّه بُعِثَ بالتَّوحيدِ و الإخلاصِ، و بما اُوصِيَ به نُوحٌ و إبراهيمُ و موسى ، و اُنزِلَ علَيهِ الإنجيلُ ، و اُخِذَ علَيهِ المِيثاقُ الّذي اُخِذَ علَى النَّبيِّينَ
و شُرِعَ لَهُ في الكِتاب إقامُ الصَّلاةِ معَ الدِّينِ ، و الأمرُ بالمَعروفِ ، و النَّهيُ عنِ المُنكَرِ ، و تَحريمُ الحَرامِ ، و تَحليلُ الحَلالِ ، و اُنزِلَ علَيهِ في الإنجيلِ مَواعِظُ و أمثالٌ (و حُدودٌ) لَيس فيها قِصاصٌ و لا أحكامُ حُدودٍ ، و لا فَرضُ مَوارِيثَ
و اُنزِلَ علَيهِ تَخفيفُ ما كانَ نَزَلَ على موسى عليه السلام في التَّوراةِ ، و هُو قَولُ اللّه ِ في الّذي قالَ عيسَى بنُ مريمَ لبَني إسرائيلَ : «و لاُِحِلَّ لَكُم بَعْضَ الَّذي حُرِّمَ علَيكُم» .
حديث
و أمَرَ عيسى مَن مَعهُ مِمَّنِ اتَّبعَهُ مِن المُؤمِنينَ أن يُؤمِنوا بشَريعَةِ التَّوراةِ و الإنجيلِ .حديث
امام صادق عليه السلام : از داوود تا عيسى بن مريم عليهما السلام چهار صد سال فاصله بود. شريعت عيسى بر پايه دعوت به توحيد و اخلاص و آن چيزى بود كه نوح و ابراهيم و موسى بدان سفارش شدند. انجيل بر وى نازل شد و از او همان پيمانى گرفته شد كه از پيامبران گرفته شد
در انجيل براى او قانون بر پا داشتن نماز همراه با دين و امر به معروف و نهى از منكر و حرام شمردن حرام ها و حلال شمردن حلال ها مقرّر گرديد و در انجيل بر او مواعظ و اَمثال [و مقرّراتى] نازل شد كه در آنها نه قصاص است و نه احكامِ حدود و نه ارث
آنچه در تورات بر موسى نازل شده بود، به صورت سبك و تخفيف يافته بر عيسى نيز نازل گرديد و اين سخن خداوند است كه مى فرمايد عيسى بن مريم به بنى اسرائيل گفت : «پاره اى از آنچه را كه بر شما حرام گرديده، برايتان حلال مى كنم»
عيسى به مؤمنانى كه از او پيروى مى كردند، دستور داد تا به شريعت تورات و انجيل ايمان داشته باشند.
حدیث روز

امام حسن مجتبی عليه السلام:

صاحِبِ النّاسَ مِثلَ ما تُحِبُّ أن يُصاحِبوكَ بهِ؛

با مردم آن‌گونه رفتار كن كه دوست دارى با تو رفتار كنند.

أعلام الدين، ٢٩٧

احادیث معصومین

حمایت از پایگاه
آمار پایگاه کتابخانه احادیث شیعه

تــعــداد كــتــابــهــا : 111

تــعــداد احــاديــث : 45456

تــعــداد تــصــاویــر : 3838

تــعــداد حــدیــث روز : 685