حديث و آيات: مقدمه

زنـدگيـنامه حضرت مهـدى عليه السلام


السلام عليك يا بقيّة اللّه .
سلام بر تو اى يادگار پيامبر، سلام بر تو اى ميوه قلب زهراء، سلام بر تو اى مهدى فاطمه، سلام بر تو اى نورديده ها، سلام بر تو اى خاتم امامت، سلام بر تو اى غايب از نظرها و حاضر در دلها، سلام بر تو اى سرور اى مولى سلام بر تو اى جان جانان...
رهبرا بيا و ستمكاران را ريشه كن نما، بيا و كجيها و نادرستيها را راست و درست كن، اى عدالت گستر بيا و بيدادگريها و ستم ها را برانداز.
اى ذخيره الهى بيا و فرائض و راه و روش اسلام را دوباره زنده كن.
اى برگزيده بيا و كيش و منش انسان ساز دين را به حقيقت آن برگردان، اى مجرى قرآن بيا و قرآن و حدود آن را احياء كن، اى احياگر بيا و نشانه هاى دين و اهل دين را آشكار ساز، اى عزيز بزرگوار بيا و شوكت ظاهرى و پوشالى تجاوزگران و خونخواران را در هم شكن، اى بت شكن! بيا و بنيانهاى شرك و نفاق و استكبار را ويران نما، اى تواناى پرهيزگار بيا و اهل فسق و فجور و طغيانگران نوظـهور را نابود كن، اى منادى وحـدت بيـا شاخه هاى گمراهى ونهال هاى دشمنى واختلاف را درو كن .
اى سپهسالار بيا و آثار كج دلى ها و كجرويها را محو كن، اى مهربان بيا و رشته هاى دروغ و افترا و غيبت و تهمت را قطع كن و حجتّها را بيافزا.
اى سرور و سردار بيا و سركشان و متمردان را سرنگون ساز. اى نورديده بيا و ريشه كينه توزان و گمراهان و بى دينان را بر كن.
اى عزتمند بيا و عزّت از دست رفته مسلمانان را به آنان برگردان و دشمنان را خوار و ذليل ساز.
اى پرهيزكردار بيا و سخنان متفرق و قرائتهاى مختلف را بر مبناى تقوا گردآور.
اى باب اللّه بيا و همه را به درگاه الهى در آور.
اى وجه اللّه بيا و همه را بسوى آن معشوق واقعى متوجه ساز،
اى رابط زمين و آسمان بيا و زمينيان را با آسمانيان آشنا و مرتبط ساز،
اى پيروز حقيقى بيا و پرچم هدايت و رستگارى را در سرتاسر جهان برافراز،
اى فرزند زهراء تو را به مادرت سوگند، بيا و قلب فرزندان زهراء(س) را مسرور و شاداب نما.
اى فرزند عسگرى بيا و لشگر حزب اللّه نياكان خود را يارى كن،
اى آقا بيا هر چه زودتر بيا و همه نگرانيها و نابسانيها را سامان بخش و زمينه عبوديت و بندگى الهى را براى همه آزاد مردان و آزاد زنان جهان آماده ساز.
به اميد روزى كه بيايى و چنين كنى
آرى به اميد آن روز ديدنى و تماشايى در اين دفتر چهل درّ گرانبها از گهرهاى آن عزيز معشوق گردآورى شد، تا عاشقان را يادى باشد و گهرهاى نياكانش را پايانى.
محمود شريفى
22/10/78


به قلم استاد جواد محـدّثى
آخرين وصىّ پيامبر خدا، دوازدهمين امام شيعه و چهاردهمين معصوم از خاندان رسالت، حضرت مهدى عليه السلام در سپيده دم نيمه شعبان سال 255 هجرى در سامرا ديده به جهان گشود و انتظار مژده اى كه پيامبر خدا و امامان از دو قرن پيشتر داده بودند، سرآمد.
نام آن حضرت، نام پيامبر خدا و كنيه او كنيه رسول خداست (محمد، ابوالقاسم) و توصيه شده كه در عصر غيبت، از او به نامـش ياد نشود، بلكه بـا القاب متعددى كه دارد، مثل مهدى، منتظر، حجّت، صـاحب الامر، صـاحب الزّمان، بقـية اللّه ، قـائم، خلفِ صـالح و... نام برده شود.
پدرش «امام عسكرى عليه السلام» و مادرش «نرجس» است كه نام اصلى وى مليكه، دختر يشوعا فرزند قيصر روم بود.
از آنجا كه حكومت هاى ستمگر، طبق وعده روايات، زوال قدرت خود را در اين مولود خجسته مى ديدند و مى دانستند كه از نسل امام عسكرى عليه السلامخواهد بود، پيوسته آن حضرت را زير نظر داشتند. امام يازدهم نيز تولّد اين فرزند را از مردم كتمان مى كرد تا دستگاه خلافت به وجود او پى نبرد. البته در همان دوران كودكى، براى آنكه شيعيان نسبت به امامِ بعدى بى خبر نباشند، امام زمان توسّط پدر ارجمندش به برخى اصحاب خالص و مطمئن نشان داده مى شد تا حجّت خدا را بشناسند و بعداً دچار گمراهى نشوند.
امام زمان 5 ساله بود كه پدرش امام عسكرى به شهادت رسيد. حضرت بر جنازه مطهّر پدر نماز خواند و چون مأموران از وجود او با خبر شدند، در تعقيب او به منزل هجوم آوردند. ولى حضرت در يكى از سرداب هاى خانه از چشمها ناپديد شد و هر چه گشتند، او را نيافتند.حديث بدينگونه رابطه آشكار مردم با حضرت مهدى عليه السلام قطع شد.
امام عصر عليه السلام از آن زمان تا سال 329 هجرى، به مدّت 69 سال (كه دوره غيبت صغرى ناميده مى شود) از طريق چهار نماينده خاص، با مردم رابطه داشت و نامه ها، نيازها و سؤال هاى آنان از طريق اين نُوّاب خاص به حضرت مى رسيد و پاسخ آن دريافت مى شد. به نامه هاى آن حضرت «توقيعات» گفته مى شود. نايب هاى ويژه او كه در چهار نسل پياپى واسطه ميان امام و امّت بودند، عبارت اند از: عثمان بن سعيد، محمد بن عثمان، حسين بن روح و على بن محمد سيمرى. با مرگ چهارمين سفير خاص امام در سال 329، دروان غيبت كبرى آغاز شد كه تاكنون ادامه دارد و جانشينان حضرت، فقهاى عادل و واجد شرايط در هر زمان اند.
حضرت مهدى عليه السلام هم اكنون از ديده ها پنهان است و ما در عصر غيبت به سر مى بريم و از ديدن جمالش محروميم. البته در اين دوازده قرنى كه از عمر آن حضرت مى گذرد، اشخاص متعددى به خاطر صلاحيت و تقوا و عمل صالح، توفيق ديدار او را داشته اند. شوق ديدار او در همه دلها وجود دارد و شيعيان، در انتظار پايان دوره غيبت و فرا رسيدن «عصر ظهور»ند، تا به يارى او بشتابند.
عمر طولانى او از معجزات الهى است. وقتى ظهور كند، در چهره و نيروى يك مرد چهل ساله خواهد بود. در عصر غيبت، جهان از وجود او بهره مى برد، آن سان كه از خورشيد پشت ابر بهره مند مى شود. او حجت خدا در عصر غيبت است و هرگز زمين خالى از حجت نخواهد بود.
ظهور او شرايطى دارد كه وقتى فراهم باشد و خداوند اذن دهد، آن حضرت در روز جمعه اى از مكّه و كنار خانه خدا ظهور مى كند و تعداد 313 نفر از ياران خاصّ او از سراسر جهان بسرعت خود را به او مى رسانند و بـا او بيعت مى كنند و قيـام جهانى او آغـاز مى شود.
امام زمان عليه السلام ذخيره الهى براى گسترش قسط و عدالت در سراسر جهان است. وقتى آن حضرت ظهور كند، امنيت، عدالت، رونق اقتصادى، وفور نعمتهاى الهى در زمين، صلح و صفا و برادرى و مساوات در سطح جهان بر قرار خواهد شد. نصرت الهى پشتيبان اوست و جهان مسخّر فرمان او مى گردد و «حكومت واحد جهانى» تشكيل مى شود و قانون خدا و احكام قرآن به نحو كامل در همه جاى گيتى حاكم خواهد گشت و قدرت هاى ستم نابود خواهد شد.
وجود آن امام، مشخصّات وى، مژده ظهورش، ويژگى اصحابش و چگونگى حكومتش، در روايات بسيار آمده است و طبق روايات، عقيده به او مخصوص به شيعه نيست، بلكه روايات بسيار در كتابهاى اهل سنّت نيز درباره او نقل شده است.
به علاوه، عقيده به مهدويت و وجود يك نجات بخش در پايان عمر جهان. نه تنها در اسلام، بلكه در اديان آسمانى ديگر هم مطرح است و همه فرقه ها به نحوى به يك «موعود» و «منجى» عقيده دارند و در انتظار يك مصلح جهانى به سر مى برند. همين عقيده سبب شده كه در طول تاريخ، بارها از سوى دروغگويانى ادّعاى مهدويت يا واسطه بودن بين امام و مردم اظهار شود و از اين راه، فرقه هاى انحرافى و مسلك هاى ساختگى پديد آيد. فرقه بهائيت و قاديانى گرى دو نمونه از اين گروههاى منحرف است.
امام عصر عليه السلام هم اكنون زنده است و از آنچه در جهان و ميان مسلمانان مى گذرد با خبر است، هر چند ديده نمى شود و كسى از جاى او و زمان ظهورش آگاه نيست. ديدار چهره او، به سختى ميسّر است، آن هم براى انسان هاى صالح و پاك، در صورتى كه حضرت مهدى عليه السلام صلاح بداند.
براى زمان ظهور حضرت، نشانه هايى در روايات بيان شده كه به «علائم ظهور» مشهور است و بروز آن نشانه ها، نشانه نزديكى عصر ظهور است. فراگيرى ظلم و جور در سطح جهان، پيدايش جنگها و فتنه ها و آشوب هاى ويرانگر، ناامنى در همه جا، رواج فساد و گناه در جامعه ها، گرانى و نابسامانى اوضاع اقتصادى و... از آن جمله است.
وقتى امام زمان عليه السلام ظهور كند، از مكّه به سوى مدينه، سپس به سوى عراق و كوفه حركت مى كند. عيساى مسيح از آسمان فرود آمده، به او اقتدا مى كند. مركز حكومتش كوفه خواهد بود. امّا سپاه او سراسر جهان را فتح خواهد كرد. در شام و فلسطين و مناطق ديگر، نبردهاى خونينى بين ياران او و پيروان طاغوت ها پيش خواهد آمد. سرانجام، پيروز نهايى از آن اوست. زمين، گنجينه هاى خود را براى امام آشكار مى سازد، امنيت همه جا حاكم مى شود، ويرانى ها آباد و ستمگران نابود و مؤمنان عزيز مى شوند.
آن حضرت چند سال (هفت يا هفتاد سال) حكومت جهانى خواهد داشت، سپس به شهادت مى رسد و حكومت عدل او با بازگشت دوباره امامان معصوم ادامه مى يابد. سپس عمر جهان به پايان رسيده، مقدّمات قيامت فراهم مى گردد.
در عصر غيبت، شيعيان وظيفه دارند كه با «انتظار فرج»، زمينه ساز حكومت جهانى او شوند و از پيشگاه خدا، آمدن او را طلب كنند. انتظار فرج كه از برترين عبادت ها به شمار آمده، همراه با اصلاح خود و جامعه و مبارزه با ستم و فساد و فراهم ساختن شرايط متناسب بـا «دولت كريمه» امام زمان عليه السلام است و منتظرِ مصلح، بايد خودش هم صالح باشد!




بَقِيَّتُ اللّه ِ

خَيْرٌلَكُمْ إنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ
سوره هود: 86

آنچه را كه خداوند براى شما باقى گذارده
برايتان بهتر است اگر ايمان داشته باشيد.