تنديس عدالت

قـالَ عليه السلام: وَاللّه ِ لَوْ اُعْطِيتُ الْأَقاليمَ السَّبْعَةَ بِما تَحْتَ اَفْلاكهِا عَلى أَنْ أَعْصِىَ اللّه َ فى نَمْلَةٍ أَسْلُبُها جِلْبَ شَعيرَةٍ ما فَعَلْتُ، وَ اِنَّ دُنْياكُمْ عِنْدى لاََهْوَنُ مِنْ وَرَقَةٍ فى فَمِ جَـرادَةٍ تَقْـضِمُها، ما لِعَلِىٍّ وَ نَعيمٍ يَفْنى وَلَذَّةٍ لا تَبْقى!؟ حديث
حضرت على عليه السلام فرمود: بخدا سوگند اگر اقليمهاى هفت گانه زمين را با هر چه در زير آسمان آنها است به من دهند تا خدا را در حد گرفتن پوست جوى از دهان مورى نافرمانى كنم، نخواهم كرد. چرا كه اين دنياى شما در نزد من از برگ نيم جويده اى در دهان ملخى ناچيزتر است. على را با نعمتهاى فناپذير و لذت هاى گذرا و ناپايدار چه كار!
از ديدگاه على عليه السلام حكومت، وسيله اى براى احقاق حق و اجراى عدالت و احكام خدا بود، نه طعمه اى لذيذ براى كاميابيهاى شخصى. از اين رو سعى داشت در دوران زمامدارى، حق گرا باشد و جلوه ها و جاذبه هاى دنيوى او را نفريبد و از اجراى عدالت باز ندارد.