مقدمه

قرآن مجيد:
قالَ عيسَى بْنُ مَرْيَمَ:
اَللّهُمَّ رَبَّنا، أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ، تَكُونُ
لَنا عِيْـدا لاَِوَّلِنا وَ آخِرنا، وَ آيَةً مِنْكَ،
وَ اُرزُقُنا وَ أَنْتَ خَيْرُالرَّازِقينَ،
آيه 114، سوره مائده
عيسى بن مريم عليه السلام عرضه داشت:
بارالها، پروردگارا! فرو فرست بر ما «مائده اى» از آسمان تا براى ما عيد باشد، براى پيشينيان و پسينيان، و نشانه و آيتى از تو باشد.
و ما را روزى بخش، زيرا تو بهترين روزى دهندگانى.


مائده آسمانى «انقلاب اسلامى» با دعا و دعوت حياتبخش «روح اللّه » در عصر قحطى ايمان و شعور گسترده شد،
مظلومان ومحرومان وپابرهنگان را عيد پيروزى رسيد، و دوباره اولين انسان مظلوم و دربند:«هابيل و هبه اللّه »
با اولين مظلوم تاريخ:«على ولىّ اللّه »
و آخرين و بزرگترين انقلابى آزاديبخش:«م... بقية اللّه »
در چهره الهىِ«خمينى روح اللّه »
متجلى شد.
و كدام دل را يارى آن است تا در طلوع خورشيد عيد جز نام و ياد او بينديشد؟!
و كدامين قلم را توان آن است، تا در مقدمه حديث عيد عزيزان، جز كلام بهار آفرين «روح اللّه » سخنى بنگارد؟!
«... در اعيادى كه اسلام به ما عنايت فرموده است، آنچه كه در همه اعياد انسان ملاحظه مى كند، همه اش مسئله ذكر و دعاست، نماز است، روزه است... و در اين عيد هم ـ عيد نوروز ـ كه عيد ملى است و اسلامى نيست، لكن اسلام هم مخالفتى با آن ندارد باز مى بينيم در روايتى كه وارد شده از آداب امروز روزه گرفتن است، از آداب امروز دعا كردن است، نماز خواندن است، و اين به ما مى فهماند كه اگر ملتى بخواهد به راه راست برود و بخواهد استقلال خودش را، آزادى خودش را حفظ كند بايد در عيدش و غيرعيدش تذكر داشته باشد... به ياد خدا باشد، براى خدا باشد.»حديث
«... البته از عيدهائى كه اسلام تأسيس فرموده است ـ بحسب نظرهاى مختلف ـ برداشت هاى مختلفى وجود دارد، آن برداشتى كه اهل معرفت از عيد دارند با آن برداشتى كه ديگران مى كنند بسيار متفاوت است، آنها بعد از رياضت هائى كه در ماه رمضان مى كنند روز عيد را روز لقاء اللّه مى دانند، و آن روز براى آنها «ألغيرك من الظهور ماليس لك» است، آنها همه چيز را از او مى دانند، و آن روز را عيد مى كنند براى اينكه بعد از رياضت، يوم ورود به حضرت است.
و در عيد قربان نيز بعد از اينكه تمام عزيزانشان را از دست دادند مهيا براى ملاقات مى شوند، بعد از اينكه نفس خودشان را كشتند و هرچه عزيز است در راه خدا از آن گذشتند آنوقت است كه روز لقاء است.
و جمعه هم در اثر اجتماعاتى كه مسلمين باهم دارند، اهل معرفت مهيا مى شوند براى لقاء اللّه . پس برداشت آنها از عيد غير برداشت ماست و ما اميدواريم كه به تبع اولياء خدا به جلوه اى از آن جلوه ها برسيم و ذره اى از آن معارف در قلب ما واقع بشود.
... خداوند همه را توفيق دهد كه قدر نعمت هاى خدا را بدانند و بدانند كه همه چيز از اوست... اگر، همه چيز را از خدا بدانيم و.. اين را واقعا در قلبمان ادراك كنيم، عيد مى شود براى كسانى كه شهيد داده اند، عيد مى شود براى كسانى كه مجروح شدند، عيد مى شود براى كسانى كه در راه خدا عزيزانشان را از دست دادند. براى اينكه اين عزيزان، عزيزان خدا هستند، اينها همه از او هستند و من اميدوارم كه اين حس و اين ايمان در ما پيدا بشود و تقويت بشود.»حديث
بدان اميد كه آرزوها و خواسته هاى آن فروغ هميشه جاويد به دست «يداللّهى» و گامهاى استوار آيت حق و يادگار بى مانند «خمينى»، «حضرت آية اللّه خامنه اى» يكى پس از ديگرى جامه عمل پوشد و
با تحقق اين وعده الهى
هر روزِ شيعيان رنجديده و شاهدان شهيد داده نوروز گـردد .
فَارزُقنا وَأَنتَ خَيرُالرّازِقين

عيد آمد عيد، پس شادى كنيد
لب ز لب بگشوده، قنّادى كنيد
شربت ذكر خدا شيرين تر است
جلوه نور خدا رنگين تر است
كام جان از ياد او شيرين كنيد
سر درِ دل را به نور آذين كنيد
شادى عيد از بهار بندگى است
عيد بى تقوا و طاعت، عيد نيست
عيد مردم همره نقل و نبات
عيد اهل دل، رواج صالحات
عيد يعنى روز تازه، سال نو
يعنى اخلاق جديد و حال نو
عيد را تنها چراغانى ندان
يا هياهوى خيابانى ندان
عيد با كفش و كلاه تازه نيست
جز به رفتار و نگاه تازه نيست
عيدهايى كز پى رنگى بود
مايه اندوه و دلتنگى بود
عيد بيدار دل و جانت بود
رونق اخلاق و ايمانت بود
قلب تو بايد چراغانى شود
در رضاى حق دل فانى شود
عيد ما شور و سرور ماندگار
عيدى ما رحمت پروردگار
عيد ما روز ظهور قائم است
چون سرور شادمانى دائم است
مى شود آن دم بهار بى خزان
اين جهان پير مى گردد جوان
مى شود بر چيده چون ظلم و ستم
مى نشيند شادمانى جاى غم
عيد ما يعنى كه جانها روشن است
دل ز ايمان و ولايت گلشن است
قلب خود را نورافشانى كنيم

آسمان دل چراغانى كنيم.
چـند تـذكر: الف: 1 ـ اصرار بر اين بوده است كه از ميان روايات متعدد در يك موضوع، روايتى كه از نظر سند و متن جامع باشد انتخاب شود، و البته گاهى نيز براى حفظ اختصار قسمتى از يك روايت مفصل انتخاب شده است.
2 ـ در ترجمه روايات از روش ترجمه آزاد استفاده شده است. ضمنا همه جملاتى كه داراى پيامى فراتر از متن عربى هستند، از متون مشابه روايت منتخب، و يا از صدر و ذيل حذف شده همان روايت استفاده شده است.
ب: آنچه از بررسى روايات در مورد عيد نوروز به نظر رسيد اين است كه:
1 ـ زندگى اجتماعى و سياسى مردم چنين اقتضا مى كند كه در ايام سال روزهائى براى تجمُع و انجام مراسمى عمومى معين شود، وبررسى تاريخ جوامع گواه اين گفتار و مضمون اكثر روايات وارده در اين مجموعه نيز مؤيد ضرورت آن است.
2 ـ مردم حجاز بدليل نداشتن اجتماعى متشكل، و نيز به خاطر حضور مستقيم يا غير مستقيم سلطه سياسى ـ نظامى ايران در جزيره العرب، خواه ناخواه تحت تأثير فرهنگ ملى ايران قرارگرفته و عيد نوروز و مهرگان را مى شناختند و چه بسا مراسمى هم برگزار مى نمودند.
3 ـ اسلام و پيامبر گرامى آن در تأييد و يا ردّ سنن و آداب و رسوم ملى و مذهبى اقوام و جوامع ديگر، دو شرط اساسى و يك شرط توجيهى را همواره در نظر داشتند:
اولاً: سنت هاى پذيرفته شده، مبتنى بر خرافات و آئين هاى شرك و بت پرستى و ارزشها و قداست هاى غير الهى نباشد.
ثانيا: از سنت هائى نباشد كه موجب وابسستگى سياسى ـ اجتماعى و ...شود، و يا بنحوى استقلال مسلمين را در ابعاد مختلفش زير سئوال ببرد ـ تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه تا حدود زيادى به اين نكته مربوط مى شود ـ .
و در آخر: جهت گيرى سنّت هاى معقول و غير مضّر به استقلال نيز، همچون مجموعه بينش توحيدى اسلام، بايد معنوى و در جهت متبلور ساختن عبوديت انسان در برابر حق تعالى باشد.
و در نتيجه: مراسمى همانند نوروز و مهرگان، گرچه مبناى خرافى ندارد، ـ و البته اين سخن، تأييد خرافاتى از قبيل: چهارشنبه سورى، سفره هفت سين و مراسم سيزده و ... نيست ـ اما اگر به استقلال فكرى فرهنگى اسلام ضربه بزند، و موجب تحت الشعاع قرار گرفتن عيد فطر و قربان و غدير و يا حتى دهه مباركه فجر ـ كه عيد ولايت و حيات مجدّد اسلام در قرن حاضر است ـ باشد، و نيز تنها به بعد طبيعى اين دو روز بسنده شود، باز هم براى اسلام قابل تأييد نيست.
بلى اگر نوروز مشخصه شيعيان و محبّان اهل بيت باشد، و مراسمى جهت تشكّل مؤمنان در برابر نيرنگ و ظلم ستمگران قرار گيرد، آنگاه به عنوان «روز اهل بيت عليهم السلام» و يا «روز شيعيان» ناميده مى شود، و هر روز نوروز مى شود، چه اينكه بر همين اساس، هر روز عاشورا مى باشد.
براساس نگرش فوق هم روايت معلى (حديث: 16) تفسير مى شود و هم امتناع امام كاظم عليه السلام از جلوس در عيد نوروز(حديث: 20) روشن مى شود.
4 ـ نكته ديگرى كه در روايت امام كاظم عليه السلام قابل دقت است اينكه ممكن است ـ و به احتمال زياد ـ ردّ مشروعيّت نوروز از سوى حضرت كاظم عليه السلام پوششى براى ردّ پيشنهاد حاكم ظالم و فرار از آثار و تبعات آن بوده است، چون تشكيلات نظامى ـ سياسى بنى عباس در اختيار ايرانيان بود، و علاقه ايرانيان نسبت به اهل بيت نيز بر كسى پوشيده نبود، و منصور مى خواست با اين پيشنهاد، هم خود را به اهل بيت نزديك نشان دهد و هم آنان را همراه خود قلمداد كند. و با اين تحليل ممكن است قبول نهائى حضرت كاظم عليه السلام نيز براى جلوس عيد شبيه قبول ولايت عهدى مأمون از سوى حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام و از روى اجبار و اكراه باشد.
سلام و صلوات خداوند بر محمّد و اهل بيت كرام او و نفرين قهّار منتقم بر دشمنان و ظالمان آنان در هر شب و روز عيد تا يوم وعيد باد.آمين رب العالمين

جواد محدثى
6 شهريور 1386 نيمه شعبان 1428

پيامبر گرامى اسلام صلي الله عليه و آله فرمود: خداوند از هرچه كه آفريد، تعدادى را براى خود برگزيد، از ميان شبها شب هاى جمعه و شب نيمه شعبان و شب قدر و شبهاى عيدين (فطر و قربان) را برگزيد، و از ميان روزها روزهاى جمعه و عيد را انتخاب نمود.

امام رضا عليه السلام فرمود: در روزقيامت، چهار روز را به پيشگاه خداوند هديه مى برند، گويى كه عروس را به خانه بخت مى برند، پرسيدند: اين چهار روز چه روزهايى است؟ حضرت رضا عليه السلام فرمود: روز عيد قربان و عيد فطر و روز جمعه و عيد غدير،

امام باقر عليه السلام فرمود: حضرت آدم عليه السلام پس از جنايت قابيل، به جانشين خود شيث هبه اللّه فرمود: ظلم همچنان گسترش مى يابد تا آنگه كه فرزندم نوح بيايد و به سبب نفرين او طوفانى برخيزد و همه ظالمين را نابود كند، و مؤمنان نجات يابند.) آنگاه حضرت آدم به هبه اللّه وصيت كرد كه اين مژده را هر سال به ياد آورد و اين روز را براى خود و فرزندانش روز عيد قرار دهد. آنان نيز به اين وصيت عمل كردند و همواره سالروز اين مژده نويد بخش و ظهور حضرت نوح را گرامى مى شمردند.

حضرت صادق عليه السلام فرمود: سيره انبياء همواره اين چنين بوده كه به جانشينان خود امر مى نمودند تا روز تعيين و نصب وصىّ و جانشين را، عيد بگيرند.

امام رضا عليه السلام فرمود: ... والبته روز عيد غدير در ميان عيد فطر و اضحى و جمعه همانند ماه در ميان ستارگان است. روز تبريك و تهنيت به يكديگر، و زمان گفتن اين سخن است كه: حمد و ستايش خدائى را كه به ماتوفيق تمسّك به ولايت اميرالمؤمنين و فرزندان معصومش را عنايت فرمود. آنگاه فرمود: روز عيد غدير، روز شگفتن لبخند بر چهره مؤمنان و روز آرايش و زينت است.

اميرالمؤْمنين عليه السلام ـ ظاهرا در يكى از روزهاى عيد ـ فرمود: امروز براى ما عـيد است و فردا نيز عـيد ماست و هر روزى كه در آن خدا را نافرمانى نكرده باشيم براى ما عيـد است.

امير المؤمنين عليه السلام در خطبه روز عيد قربان فرمود: ... و حرمت امروز زياد و آرزوى بهره ورى از بركات آن بجا و اميد مغفرت الهى در آن پسنديده است. پس ذكر خداى بزرگ را زياد گوييد و استغفار كنيد و توبه نماييد كه او توبه پذير و مهربان است.

امير المؤمنين عليه السلام در خطبه روز عيد فطر فرمود: هان اى مردم! امروزِ شما، روزى است كه نيكوكاران بدان پاداش نيك برند و بدكاران زيان بينند، و اين شبيه ترين روز به روزقيامت شماست.

حضرت امير المؤمنين عليه السلام در يكى از عيدها فرمود: امروز، عيد كسانى است كه خداوند روزه آنان را قبول كرده و پاداش نمازها و شب زنده داريهاى آنان را داده باشد و هر روزى كه در آن معصيت خدا نشود آن روز، عيد است.

سويدبن غفله مى گويد: در يكى از روزهاى عيد به حضور امير المؤمنين عليه السلامشرفياب شدم، ديدم در پيش روى او سفره اى گسترده بود و بر آن نانى از گـندم و يك سينى قـرار داشـت كه درون آن يك ظرف فرنى و ملاقه اى بود، عرضه داشتم: يا اميرالمؤمنين! روز عيد و اين سفره؟! حضرت فرمود: امـروز عيد كسانى است كه مورد بخشش حـق واقـع شــده اند.

فضل بن شاذان مى گويد: شنيدم كه حضرت رضا عليه السلاممى فرمود: بـدان جهت روز فطر، عـيد قرار داده شده است تا در آن روز مسلمانان جمع شوند و به خاطر خداى بزرگ به صحنه آيند، و خدا را در برابر نعمتهايش به شكوه و بزرگى ياد كنند (بستايند) تا هم روز عيد باشد و هم روز اجتماع، هم روز بالندگى باشد و هم روز زكات دادن، هم روز رغبت و توجه به نعم الهى باشد و هم روز تضرع و دعا به درگاه خدا

حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام درخطبه روز عيد فطر فرمود: هان! امروز روزى است كه خداى بزرگ آن را براى شما عيد قرارداد و شما را نيز شايسته آن ساخت. پس به ياد خدا باشيد تا او نيز به ياد شما باشد و او را بخوانيد و دعا كنيد تا خواسته هايتان را به اجابت رساند.

امام صادق عليه السلام فرمود: هنگامى كه حسين بن على عليه السلام در اثر ضربه هاى شمشير بر زمين افتاد و براى بريدن سر مباركش از يكديگر سبقت مى گرفتند، منادى از درون عرش الهى ندا داد كه: اى امّتى كه پس از پيامبر خود سرگردان و گمراه شديد، خدا شما را به درك فيضهاى عيد قربان و فطر موفّق نگرداند. آنگاه حضرت صادق عليه السلام فرمود: قسم به خدا كه آنان در پى اين ندا تاكنون موفق نشده اند و پس از اين نيز موفق نخواهند شد تا روزى كه خونخواه سيدالشهداء عليه السلام براى خونخواهى ـ قيام كند و ـ بشورد.

حضرت امام باقر عليه السلام فرمود: هيچ عيدى ـ چه عيد قربان و چه عيد فطر ـ براى مسلمانان پيش نمى آيد مگر اينكه غم و اندوه آل محمد صلي الله عليه و آله تازه مى گردد. را وى پرسيد: چرا چنين مى شود؟ حضرت فرمود: چون حق خود را در دست ديگران مى بينندحديث .

امام صادق عليه السلام در حديثى ضمن تشريح مناسبتهاى ايام هفته فرمود: ... و جمعه روز نظافت و آراستگى و عيد مسلمانان است، و آن روز بهتر از عيد فطر و قربان است ولى عيد غدير ـ روز 18 ذيحجه ـ برتر از همه عيدها است و اولين عيد غدير نيز در روز جمعه بوده است، و در همين روز جمعه قائم خاندان ما خروج مى نمايد، و قيامت نيز در همين روز بر پا مى شود، و هيچ عملى در اين روز بهتر از صلوات بر محمّد صلي الله عليه و آله و آل او نيست.

معلّى گويد: در عيد نوروز به حضور امام صادق عليه السلامشرفياب شدم. حضرت فرمود: امروز را مى شناسى؟ عرض كردم: روزى است كه عجمها آن را بزرگ مى شمارند و در آن روز به يكديگر هديه مى دهند. حضرت فرمود: ...امروز روزى است كه خداوند از بندگان خود پيمان گرفت تا او را عبادت كنند و به او شرك نورزند و به پيامبران و حجج الهى و ائمّه معصومين عليهم السلام ايمان بياورند و... در اين روز قائم ما(عج) ظاهر مى شود، و نوروزى نمى رسد مگر اينكه ما اهل بيت عليهم السلام ظهور اسلام و گشايش آن را توقّع داريم، چون نوروز از روزهاى ما و شيعيان ماست.

حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمود: هر روز براى ما، نوروز است.

هديه نوروزى براى حضرت امير المؤمنين عليه السلامآورده شد. حضرت فرمود: اين چيست؟ گفتند: امروز نوروز است. حضرت فرمود: ـ پس در اين صورت ـ هر روز ما را نوروز سازيد.

راوي: روزى كه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله به مدينه آمد، مردم مدينه دو روز را عيد مى گرفتند و به تفريح و جشن مى پرداختند، پيامبر خدا صلي الله عليه و آله پرسيد: اين دو روز چه خصوصيتى دارد؟ گفتند: در دوران جاهليت اين دو روز را اين گونه سپرى مى كرديم. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: خداى سبحان بهتر از اين دو روز را براى شما آورده و آن عيد فطر و قربان است.حديث

راوي: نقل شده است كه منصور دوانيقى از حضرت موسى بن جعفر عليه السلامدرخواست نمود تا در عيد نوروز به جاى او ديدار كنندگان را پاسخ گويد و هديه هاى نوروزى را كه براى منصور مى آوردند تحويل بگيرد، حضرت كاظم عليه السلام در جواب فرمود: من در بررسى احاديث جدّم ـ رسول خدا صلي الله عليه و آله ـ تأييدى نسبت به اين روز نديده ام، و اين روز از سنتهاى ايرانيان است كه اسلام آن را باطل نموده است. و مباد آن روزى كه من زنده كننده رسم هائى باشم كه به وسيله اسلام از ميان رفته است. منصور گفت: ـ ما نيزقصد زنده كردن آن سنن را نداريم ـ تنها به دليل اداره نظاميان و دلدارى سربازانحديث به اين كار اقدام مى كنيم. اكنون از شما خواهش مى كنم و شما را به خداى بزرگ سوگند مى دهم كه اين پيشنهاد را بپذيرى، و حضرت پذيرفت.

در يكى از روزهاى عيد بر سفره اى كه نزد اميرالمؤمنين عليه السلامگسترده بود، چند نوع غذا نهاده شد، حضرت فرمود: همه را يك كاسه كنيد، و سپس همه را به هم مخلوط كرد. ـ پس از اين حادثه ـ اين سخن حضرت ـ همه را يك كاسه كنيد ـ بصورت مثلى بر سرزبانها بود.

ابن ابى رافع مى گويد: در روز عيدى به حضور اميرالمؤمنين عليه السلام وارد شدم، ديدم كيسه مهر و موم شده اى را به محضرش آوردند، هنـگامى كه آن را گشودند درون آن نان جـو خشك و به هم چسبيده اى بود، و حضرت امير عليه السلامپيش آمدند و از آن خوردند. ابن ابى رافع مى گويد: من گفتم يا اميرالمؤمنين: ديگر چرا چنين نان خشك ـ غير قابل استفاده را ـ مهر و موم مى كنيد؟ حضرت فرمود: مى ترسم اين دو فرزندم ـ شايد اشاره به امام حسن و امام حسين عليهماالسلام باشد ـ روغن يا نان خورشى بر آن بيفـزاينـد.

حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: غسل كردن در روزهاى عيد، هم سبب پاكيزگى و نظافت كسانى است كه براى درخواست حاجت ـ گرفتن عيدى ـ به درگاه خداوند روى مى آورند و هم پيروى از سنت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله است.

امام صادق عليه السلام فرمود: هنگامى كه نوروز آمد غسل كن و نظيف ترين لباس هاى خـود را بپوش و با خوشبوترين عطرها خود را معـطر ساز، و چه خـوب است كه در اين روز روزه دار بـاشى.

حضرت امام باقر عليه السلام در تفسير آيه مباركه: «خذوا زينتكم عند كل مسجد» فرمود: يعنى لباسهائى را كه بدانها خود را زينت مى كنيد، در روزهاى عيد و جمعه براى نماز بپوشيد.

امام زين العابدين عليه السلام فرمود: همه شما بايد در روز عيد زينت نموده و غسل كنيد و آرايش نمائيد، واز دعاهاى وارد شده در آن روز بقدر توان و فرصت بخوانيد. و مبادا كارى كنيد كه چهره ظاهرشما زيبا و عمل و رفتار شما پست و زشت باشد.

امام صادق عليه السلام فرمود: وقتى براى رسول خدا صلي الله عليه و آله عطر روز عيد آورده مى شد، از همسران خود آغاز مى نمودند. ـ عطرها را اول به زنها مى دادند ـ

امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه نمى تواند روز عيد در نماز و اجتماع مردم حضور يابد، غسل كند و خود را به هر عطرى كه در دسترس اوست خوشبو نمايد و نماز عيد را همانگونه كه در جماعت مى خوانند بخواند.

رسول اللّه صلي الله عليه و آله فرمود: دختران وزنان پرده نشين خود رابگوئيد تا روزهاى عيد در جمع مسلمين و خطبه و دعاى عيد حاضر شوند.

راوي: سيره پيامبر گرامى اسلام صلي الله عليه و آله اين بود كه: بـا صــداى بلنـد تـكبـير از خانه خود راهى نماز عيد مى شد.

از رسول اكرم صلي الله عليه و آله نقل شده: عيدهاى خود را به آهنگ زيباى تكبير بيارائيد. عيد فطر و قربان را به آواى دلنشين: لااله الاّ اللّه و اللّه اكبر، و الحمدللّه ، و سبحان اللّه ، زينت دهيد.

حضرت على عليه السلام فرمود: تكبير نماز عيد يكبار بود و پيامبر صلي الله عليه و آله يكبار تكبير مى گفت تا اينكه حسين متولد شد و دير زبان باز كرد، روز عيدى بود كه مادر حسين او را لباس عيد پوشانيد و همراه جدّش روانه نمود، و در آن روز وقتى پيامبر تكبير نماز عيد را گفت حسين هم به تقليد از جدّش تكبير گفت پيامبر صلي الله عليه و آله ـ از روى خوشحالى ـ تكبير را تكرار كرد و حسين نيز تا هفت بار تكرار نمود و در ركعت دوم نيز كه پيامبر صلي الله عليه و آلهتكبير مى گفت حسين هم تا پنج بار تكرار نمود، و از آن روز تكبيرهاى ركعت اول نماز عيد هفت بار و تكبير هاى ركعت دوم پنج بار شد، و اين سنت همچنان تا امروز مانده است.

امام رضا عليه السلام فرمود: به اين دليل خطبه هاى نماز جمعه قبل از نماز است و خطبه هاى عيد پس از نماز كه: روز جمعه در طول ماه و سال زياد تكرار مى شود و به همين دليل مردم از حضور در تمام مراسم و همه بخشهاى آن خسته مى شوند، و براى شنيدن خطبه ها نمى نشينند، اما روزهاى عيد در طول سال فقط دوبار اتفاق مى افتد و ازدحام و حضور و رغبت مردم نيز در آن بيشتر است، بنابراين اگر تعدادى هم بعد از نماز متفرق شوند، اكثريت آنان خواهند ماند.

الراوي: پيامبر گرامى اسلام صلي الله عليه و آله پس از نماز عيد فطر و ايراد خطبه از منبر فرود آمد و از ميان صفهاى جماعت خود را به جمع زنان رساند و در حاليكه بر دست بلال تكيه داده بود زنان را موعظه نمود و تذكر داد. آنگاه بلال لباس خود را گسترد تا زنان صدقه هاى خود را در آن بريزند، و زنها نيز يكى پس از ديگرى دستبندهاى بزرگ و كوچك و گوشواره هاى خود را در مى آوردند و درون آن مى ريختند.

امام صادق عليه السلام فرمود: پس از عيد قربان و عيد فطر سه روز، روزه اى دركار نيست چون اين ايام روزهاى خوردن ونوشيدن است.

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: كسى كه شبهاى عيد را ـ به عبادت خدا ـ احيا بدارد آن روز كه همه دلها مى ميرند دل او زنده خواهد بود.

نگاه امام حسن مجتبى عليه السلام در روز عيد فطر به كسانى افتاد كه مشغول خنده وتفريح بودند، با اشاره به آنان رو به اصحابش كرد و فرمود: خداى بزرگ ماه مبارك رمضان را ميدان مسابقه قرارداد تا بندگانش دراين ميدان از طريق فرمانبردارى و اطاعت حق، رضوان الهى را به دست آورند و البته در هر مسابقه عده اى برنده مى شوند و پيروز، و عده اى مى بازند و زيان مى برند، و شگفت تر از هر شگفتى آن است كه در روز اعلام نتايج مسابقه، شخصى سرگرم خنده و بازى باشد.

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: فرشتگان الهى در صبحگاه روز عيد بر سر كوچه ها مى ايستند و مى گويند: برخيزيد و به ديدار پروردگار كريمى برويد كه نعمتهاى فراوان مى دهد و گناهان بزرگ را مى بخشد.

امام باقر عليه السلام فرمـود: كه پيامبراسلام صلي الله عليه و آله مى فرمـود: اولين روز شوال ـ روز عيد فطر ـ منادى ندا مى دهد: اى مـؤمنان! صبحگاهان براى گرفتن عيدى و جـائزه خـود برويـد. سپس امام باقر عليه السلام رو به جابربن عبداللّه كرد وفرمود: عيدى خداوند مثل عيدى پادشاهان نيست ـ قابل قياس نيستند ـ آنگاه فرمود: روز عيد، روز جائزه گرفتن است.

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: خداى سبحان بهشت را از ياقوت سرخ بنا نمود و ملاط آن را از طلا و پرده هايش از ديبا ودرختان را از زمرد و ميوه هايش از جواهرات زيبا ساخت، و آن را عيدى اين امّت در عيد فطر قرار داد.