- صفحه اصلی
- لیست کتابهای حدیث
- فهرست دنيا و آخرت ج1
- دعا براى رفاه در زندگى
دعا براى رفاه در زندگى







وقالَ : إنَّ مَلِكا مُوَكَّلاً يَقولُ : آمينَ .

امام عليه السلام فرمود: «فرشته اى گماشته شده مى گويد: آمين!».





سه بار مى گفت: «بار خدايا! دنياى مرا كه معاش مرا در آن قرار داده اى ، برايم اصلاح فرما».
سه بار مى گفت: «بار خدايا! آخرت مرا كه بازگشتم را به آن قرار داده اى ، اصلاح كن».
سه بار مى گفت: «بار خدايا! من از خشم تو به خشنودى تو پناه مى برم، و از كيفر تو به گذشتت پناه مى برم».
سه بار هم مى گفت: «بار خدايا! من از تو به تو پناه مى برم. آنچه را تو عطا كنى ، چيزى مانعش نمى شود، و آنچه را تو ندهى ، كس نمى تواند عطايش كند، و توانگرىِ توانگر در برابر توبه به كارش نمى آيد».

قالَ : قُل : «اللّهُمَّ اغفِر لي وَارحَمني وعافِني وَارزُقني» ويَجمَعُ أصابِعَهُ إلاَّ الإِبهامَ ؛ فَإِنَّ هؤُلاءِ تَجمَعُ لَكَ دُنياكَ وآخِرَتَكَ .

فرمود: «بگو: "بار خدايا ! مرا بيامرز، و به من رحم كن، و عافيتم بخش و روزى ام ده»، و بجز انگشت شصت ، بقيه انگشتانش را جمع كند ؛ چون اينها ، دنيا و آخرت را براى تو جمع مى كند.

قالَ : فَخَرَجنا مَعَ رَسولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله نَعودُهُ ، وفِي القَومِ أبو بَكر وعُمَر ، فَلَمّا دَخَلنا عَلَيهِ إذ هُوَ كَما وُصِفَ لَنا ، قالَ : فَقالَ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله : كَيفَ تَجِدُكَ؟
قالَ : لا يَدخُلُ في رَأسي شَيءٌ إلاّ خَرَجَ مِن دُبُري !
قالَ : ومِمَّ ذاكَ؟
قالَ : يا رَسولَ اللّه ، مَرَرتُ بِكَ وأنتَ تُصَلِّي المَغرِبَ فَصَلَّيتُ مَعَكَ وأنتَ تَقرَأُ هذِهِ السّورَةَ «الْقَـارِعَةُ * مَا الْقَارِعَةُ»

قالَ رَسولُ اللّه صلي الله عليه و آله : بِئسَ ما قُلتَ ، ألا سَأَلتَ اللّه َ أن يُؤتِيَكَ فِي الدُّنيا حَسَنَةً ، وفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً ، ويَقِيَكَ عَذابَ النّارَ؟!
قالَ : فَأَمَرَهُ النَّبِي صلي الله عليه و آله فَدَعا بِذلِكَ ، ودَعا لَهُ النَّبِي صلي الله عليه و آله ، فَقامَ كَأَنَّما نَشِطَ مِن عِقالٍ


پيامبر خدا به عدّه اى از يارانش فرمود: «از برادرتان عيادت كنيد».
ما به همراه پيامبر خدا به عيادت او رفتيم. ابو بكر و عمر هم در آن جمع بودند. چون بر او در آمديم ، ديديم همان گونه است كه به ما گفته شده بود. پيامبر خدا فرمود: «حالت چگونه است؟» .
گفت: هرچه مى خورم ، دفع مى كنم.
فرمود: «چرا به اين روز افتادى؟» .
گفت: اى پيامبر خدا! روزى به تو برخوردم . مشغول خواندن نماز مغرب بودى و من هم به تو اقتدا كردم و سوره : «الْقَـارِعَةُ * مَا الْقَارِعَةُ» تا آخرش «نَارٌ حَامِيَةُم» را قرائت مى كردى. من گفتم: خدايا! اگر گناهى دارم كه به واسطه آن ، مرا در آخرت عذاب خواهى كرد ، كيفر آن را در همين دنيا به من بچشان. اين بلا بر من آمد كه مى بينى.
پيامبر خدا فرمود: «بد چيزى گفته اى. چرا از خدا درخواست نكردى كه در دنيا و در آخرت به تو نيكى دهد و از عذاب آتش ، نگاهت دارد؟!» .
پس، پيامبر صلي الله عليه و آله به او فرمود كه اين گونه دعا كند. آن مرد هم چنان دعا كرد. و پيامبر صلي الله عليه و آله نيز همين گونه دعا كرد و او سرِحال شد و از جا برخاست ، چنان كه گويى بند از پايش باز شده باشد.



قالَ : قولوا : «لا إلهَ إلاَّ اللّه ُ رَبُّنا لا نُشرِكُ بِهِ شَيئا» ثُمَّ ادعوا بِما بَدا لَكُم .

گفتند: بگو اى پيامبر خدا!
فرمود: «بگوييد: "لا إله إلاّ اللّه ربّنا ، لا نشرك به شيئاً ؛ جز خداى يكتا كه پروردگار ماست ، خدايى نيست و ما هيچ گونه به وى شِرك نمى ورزيم" . سپس ، هر دعايى كه خواستيد ، بكنيد».

اللّهُمَّ إنّي أسأَ لُكَ حُسنَ المَعيشَةِ ، مَعيشَةً أتَقَوّى بِها عَلى جَميعِ حَوائِجي ، وأتَوَصَّلُ بِها فِي الحَياةِ إلى آخِرَتي ، مِن غَيرِ أن تُترِفَني



نِعمَةً مِنكَ سابِغَةً وعَطاءً غَيرَ مَمنونٍ ، ثُمَّ لا تَشغَلني عَن شُكرِ نِعمَتِكَ بِإِكثارٍ مِنها تُلهيني بَهجَتُهُ وتَفتِنّي زَهَراتُ زَهوَتِهِ ، ولا بِإِقلالٍ عَلَيَّ مِنها يَقصُرُ بِعَمَلي كَدُّهُ ويَملاَءُ صَدري هَمُّهُ ، أعطِني مِن ذلِكَ يا إلهي غِنىً عَن شِرارِ خَلقِكَ ، وبَلاغا أنالُ بِهِ رِضوانَكَ ، وأعوذُ بِكَ يا إلهي مِن شَرِّ الدُّنيا وشَرِّ ما فيها . لا تَجعَلِ الدُّنيا عَلَيَّ سِجنا ولا فِراقَها عَلَيَّ حُزنا ، أخرِجني مِن فِتنَتِها مَرضِيّا عَنّي مَقبولاً فيها عَمَلي إلى دارِ الحَيَوانِ ومَساكِنِ الأَخيارِ ، وأبدِلني بِالدُّنيَا الفانِيَةِ نَعيمَ الدّارِ الباقِيَةِ . اللّهُمَّ إنّي أعوذُ بِكَ مِن أزلِها وزِلزالِها ، وسَطَواتِ شَياطينِها وسَلاطينِها ونَكالِها



«بار خدايا! از تو نيكويىِ معشيت را درخواست مى كنم؛ معيشتى كه با آن بتوانم همه نيازهايم را برآورم، و بدان وسيله ، در اين زندگى به آخرتم نايل آيم؛ نه آن چنان مرا در آن غوطه ور سازى كه دچار طغيان شوم، و نه آن سان بر من تنگ گيرى كه به رنج و سختى بيفتم، از روزىِ حلالت به من گشايش ده و از باران فضلت بر من بريزان. نعمتى بى نقض و دَهِشى بى وقفه از جانب خودت [به من ارزانى دار] ؛ امّا نه چندان بر آن بيفزاى كه خرّمى اش مرا به خود سرگرم سازد و شكوه و زيبايى اش فريفته ام گردانَد و در نتيجه ، از شكر نعمتت بازمانم، و نه چندان آن را بر من بِكاه كه رنج تحصيلش باعث كوتاهى ام در عمل [وعبادت] شود و همّ و غمش سينه ام را پُر كند.
اى معبود من! از اين روزى ات آن قدر به من عطا فرما كه از بَدانِ خَلقت
بى نياز شوم و به وسيله آن ، به خشنودىِ (/ بهشتِ) رضوان تو نايل آيم.
پناه مى برم به تو ، اى معبود من! از شرّ دنيا و شرّ آنچه در دنياست. دنيا را بر من زندان مگردان و جدايى آن را مايه اندوهم قرار مده. مرا از اين سراى آزمايش ، در حالى به سراى زندگانى و سكونتگاه نيكان [آخرت [بِبَر كه از من ، خشنود باشى و اعمالم پذيرفته باشد ، و نعمت هاى آن سراى ماندگار را جايگزين اين دنياى فنا پذيرم كن.
بار خدايا! به تو پناه مى برم از سختى و بلاهاى دنيا و يورش هاى شياطين و سلاطين آن ، و تنبيه و مجازات هايش، و از زورگويى و ستمِ كسى كه در اين دنيا به من ستم كند و زورگويى كند.
بار خدايا! هركه برايم نقشه كشيد ، تو برايش نقشه بكش، و هركه قصد من كرد ، قصد او كن و تيغ آن كس را كه بر رويم تيغ كشيد، كُند كن و آتش آن كس را كه براى من آتش افروخت ، خاموش كن و دسيسه دسيسه گران را از من بگردان و چشم هاى كافران را از من ، كور گردان و بدسِگالى كسى را كه نسبت به من در سر پرورانده ، از من دور كن و گزند بدخواهان (يا: شور چشمان) را از من دفع كن و با آرامش [خود] ، مرا از آن نگه دار و زره محكم خود را بر من بپوشان و مرا در پرده نگه دارنده ات پنهان بدار، حالم را نكو گردان و كردارم را مطابق گفتارم قرار ده و به خانواده ام و اموالم بركت عطا فرما.

بِسمِ اللّه ِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ
. . . أسأَ لُكَ اللّهُمَّ الرَّفاهِيَةَ في مَعيشَتي ما أبقَيتَني ، مَعيشَةً أقوى بِها عَلى
طاعَتِكَ وأبلُغُ بِها رِضوانَكَ ، وأصيرُ بِها مِنكَ إلى دارِ الحَيَوانِ

اللّهُمَّ ارزُقني رِزقا حَلالاً يَكفيني ولا تَرزُقني رِزقا يُطغيني ، ولا تَبتَلِيَنّي بِفَقرٍ أشقى بِهِ مُضَيَّقا عَلَيَّ ، أعطِني حَظّا وافِرا في آخِرَتي ومَعاشا واسِعا هَنيئا مَريئا في دُنيايَ ، ولا تَجعَلِ الدُّنيا عَلَيَّ سِجنا ولا تَجعَل فِراقَها عَلَيَّ حُزنا ، أجِرني من فِتنَتِها وَاجعَل عَمَلي فيها مَقبولاً وسَعيي فيها مَشكورا .
اللّهُمَّ ومَن أرادَني فيها بِسوءٍ فَأَرِدهُ ، ومَن كادَني فيها فَكِدهُ .

«به نام خداوند مهرگستر مهربان... بار خدايا! از تو درخواست مى كنم كه تا زنده هستم، زندگى ام را در رفاه و آسايش قرار دهى، به طورى كه با آن
بر طاعت تو توانا باشم و به خشنودى (/ بهشت) تو نايل آيم و فردا[ى قيامت [از جانب تو به سراى زندگانى [بهشت] بروم.
بار خدايا! روزى حلالى نصيبم كن كه در حدّ كفايت من باشد و رزقى كه مرا به سركشى بكشاند ، روزى ام مكن و به فقرى گرفتارم مساز كه باعث رنج و سختى من گردد، در آخرت ، بهره اى فراوان عطايم كن و در دنيا ، زندگى فراخ و خوش و گوارا. دنيا را بر من زندان مگردان و جدايى آن را مايه اندوهم قرار مده. مرا از فتنه آن ، در پناه خود دار و اعمالم را در آن ، بپذير و تلاشم را در آن ، شايان تقدير قرار ده.
بار خدايا! هركس در دنيا نسبت به من قصد سوء كرد ، تو قصد او كن و هركس در آن برايم نقشه كشيد ، برايش نقشه بكش.










اللّهُمَّ إنّي أسأَ لُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّد عَلَيكَ ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ ، وَاجعَلِ النّورَ في بَصَري ، وَالبَصيرَةَ في ديني ، وَاليَقينَ في قَلبي ، وَالإِخلاصَ في عَمَلي ، وَالسَّلامَةَ في نَفسي ، وَالسَّعَةَ في رِزقي ، وَالشُّكرَ لَكَ أبَدا ما أبقَيتَني .

گفتم: چرا.
فرمود: «در تعقيب نماز صبح و مغرب مى گويى:
بار خدايا! به حقّ محمّد و آل محمّد بر تو ، از تو درخواست مى كنم كه بر محمّد و خاندان محمّد ، درود فرست و در ديده ام نور قرار ده، در دينم بينش، در دلم يقين، در كردارم اخلاص، در روانم سلامت و در روزى ام گشايش، و اين كه تا زنده ام ، همواره سپاس گزارِ تو باشم.


فرمود: «آرى. براى دنيا و آخرت ، دعا كن؛ زيرا كه او خداوندگار دنيا و آخرت است».

يا سَيِّدي أن تُعَلِّمَني دُعاءً أدعو بِهِ في دُبُرِ صَلاتي يَجمَعُ اللّه ُ بِهِ خَيرَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ .
فَكَتَبَ عليه السلام : تَقولُ :
أعوذُ بِوَجهِكَ الكَريمِ ، وعِزَّتِكَ الَّتي لا تُرامُ ، وقُدرَتِكَ الَّتي لا يَمتَنِعُ مِنها شَيءٌ ، مِن شَرِّ الدُّنيا وَالآخِرَةِ ، ومِن شَرِّ الأَوجاعِ كُلِّها .

و خداوند به واسطه آن ، خير دنيا و آخرت را به من بدهد.
امام عليه السلام نوشت: مى گويى:
«به ذات بزرگوار تو، و به اقتدار شكست ناپذير تو، و به قدرتت كه هيچ چيز از آن سر بر نمى تابد ، پناه مى برم از بدى دنيا و آخرت و از بدى همه دردها».


فَقالَ : قُل في دُبُرِ الفَجرِ إلى أن تَطلُعَ الشَّمسُ : سُبحانَ اللّه ِ العَظيمِ وبِحَمدِهِ ، أستَغفِرُ اللّه َ وأسأَ لُهُ مِن فَضلِهِ .
قالَ هِلقام : ولَقَد كُنتُ مِن أسوَاَء أهلِ بَيتي حالاً ، فَما عَلِمتُ حَتّى أتاني ميراثٌ مِن قِبَلِ رَجُلٍ ما ظَنَنتُ أنَّ بَيني وبَينَهُ قَرابَةً ، وإنِّي اليَومَ لَمِن أيسَرِ أهلِ بَيتي ، وما ذلِكَ إلاّ مِمّا عَلَّمَني مَولايَ العَبدُ الصّالِح عليه السلام .

فرمود: «پس از نماز صبح تا طلوع خورشيد بگو: "منزّه است خداى بزرگ ، و ستايش ، مخصوص اوست. از خدا آمرزش مى طلبم و از فضل او مسئلت مى كنم».
وضع زندگى من از همه فاميلم بدتر بود ؛ امّا [در اثر خواندن اين دعا [ناگهان ارثيه اى از جانب مردى به من رسيد كه گمان نمى كردم بين من و او خويشاوندى اى باشد و امروز ، من از ثروتمندترين افراد خاندانم هستم. اين نبود ، مگر به بركت دعايى كه مولايم ، عبد صالح ، به من آموخت.



أعوذُ بِكَ مِن دُنيا تَحرِمُنِي الآخِرَةَ ، ومِن أمَلٍ يَحرِمُنِي العَمَلَ ، ومِن حَياةٍ تَحرِمُني خَيرَ المَماتِ .

مرا از عمل باز بدارد، و از زندگى اى كه مرا از بهترين مُردن محروم سازد ، به تو پناه مى برم».

امام علی عليه السلام:
ثَلاثُ عَلاماتٍ لِلْمُرائى: يَنْشِطُ اِذا رَأىَ النّاسَ وَ يَكْسِلُ اِذا كانَ وَحْدَهُ وَ يُحِبُّ اَنْ يُحْمَدَ فِى جَميعِ اُمُورِهِ؛
رياكار را سه نشانه است: هرگاه مردم را ببيند، به نشاط مىآيد، هرگاه تنهاست، بىحال و تنبل است، و دوست دارد كه در همه كارهايش، او را ستايش كنند.
اصول كافى: ج 2، ص 295

- رسول خدا صلی الله علیه و آله 11014 حدیث
- فاطمه زهرا سلام الله علیها 90 حدیث
- امیرالمؤمنین علی علیه السلام 17430 حدیث
- امام حسن علیه السلام 332 حدیث
- امام حسین علیه السلام 321 حدیث
- امام سجاد علیه السلام 880 حدیث
- امام باقر علیه السلام 1811 حدیث
- امام صادق علیه السلام 6388 حدیث
- امام کاظم علیه السلام 664 حدیث
- امام رضا علیه السلام 773 حدیث
- امام جواد علیه السلام 166 حدیث
- امام هادی علیه السلام 188 حدیث
- امام حسن عسکری علیه السلام 233 حدیث
- امام مهدی علیه السلام 82 حدیث
- حضرت عیسی علیه السلام 245 حدیث
- حضرت موسی علیه السلام 32 حدیث
- لقمان حکیم علیه السلام 94 حدیث
- خضر نبی علیه السلام 14 حدیث
- قدسی (احادیث قدسی) 43 حدیث
- حضرت آدم علیه السلام 4 حدیث
- حضرت یوسف علیه السلام 3 حدیث
- حضرت ابراهیم علیه السلام 3 حدیث
- حضرت سلیمان علیه السلام 9 حدیث
- حضرت داوود علیه السلام 21 حدیث
- حضرت عزیر علیه السلام 1 حدیث
- حضرت ادریس علیه السلام 3 حدیث
- حضرت یحیی علیه السلام 8 حدیث

تــعــداد كــتــابــهــا : 111
تــعــداد احــاديــث : 45456
تــعــداد تــصــاویــر : 3838
تــعــداد حــدیــث روز : 685