عضویت نظرات درباره پايگاه تماس با ما

درآمد

صفحه اختصاصي حديث و آيات آخرت ، در لغت

واژه «آخرة» مؤنث «آخِر» (بر وزن فاعل) و مقابل «اوّل» و «متقدِّم» است .
در العين آمده است :
الآخِرُ و الآخِرَةُ : نَقيضُ المُتَقَدِّمُ وَ المُتَقَدِّمَةُ ، و مُقَدَّمُ الشَّيءِ و مُؤَخَّرُهُ.
حديث
آخِر و آخرة ، نقيض متقدّم و متقدّمه هستند ، و [گفته مى شود :] مقدَّم (جلوى) يك چيز و مؤخَّر (عقب/ آخر) آن .
در المقاييس نيز مى خوانيم :
الهَمزَةُ وَ الخاءُ وَ الرّاءُ أصلٌ واحِدٌ إلَيهِ تَرجعُ فُروعُهُ ، و هُوَ خِلافُ التَّقَدُّمِ . و هذا قِياسٌ أخَذناهُ مِنَ الخَليلِ ... . حديث
همزه و خا و را ، يك اصل را تشكيل مى دهند و فروعش به آن باز مى گردند . و آن ، خلاف «تقدّم» است . اين قياس را ما از خليل گرفته ايم .


آخرت ، در قرآن و حديث

قرآن كريم ، زندگىِ پيش از مرگ را زندگى اوّل و زندگىِ پس از مرگ را زندگىِ آخِر ناميده است ، مانند :
«لَهُ الْحَمْدُ فِى الاْءُولَى وَ الاْآخِرَةِ . حديث
در اين [سراى] نخستين و در آخرت ، ستايش ، از آنِ اوست» .
«وَ إِنَّ لَنَا لَلاْآخِرَةَ وَ الاْءُولَى . حديث
و در حقيقت ، دنيا و آخرت ، از آنِ ماست» .
«وَ لَلاْآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الاْءُولَى . حديث
و آخرت ، براى تو ، بهتر از سراى نخستين است» .
در واقع ، قرآن كريم و نيز احاديث اسلامى ، كلمه «آخرة» را در يكى از بارزترين مصاديق لغوى آن به كار مى برند . از اين رو، هنگامى كه يزيد بن سلام از پيامبر صلي الله عليه و آله مى پرسد : «چرا آخرت را آخرت ناميده اند؟»، ايشان در جواب مى فرمايد :
لاِءَنَّها مُتَأَخِّرَةٌ تَجيءُ مِن بَعدِ الدُّنيا ، لا توصَفُ سِنينُها ، ولا تُحصى أيّامُها ، ولا يَموتُ سُكّانُها . حديث
چون آن متأخّر است و پس از دنيا مى آيد . سال هاى آن وصف ناشدنى ، و روزهايش ناشمردنى هستند و ساكنان آن ، هيچ گاه نمى ميرند .
و از امام على عليه السلام در وجه تسميه آخرت نقل شده كه :
سُمِّيَتِ الآخِرَةُ آخِرَةً ، لاِءَنَّ فيهَا الجَزاءَ وَالثَّوابَ . حديث
آخرت ، آخرت ناميده شده است ؛ چون سزا و پاداش در آن جاست.
همان طور كه علاّمه مجلسى توضيح داده، حديث مقصود ، آن است كه چون در
آخرت ، سزا و ثواب است و جزا متأخّر از عمل است ، زندگى پس از مرگ ، آخرت ناميده شده است .
اين واژه در قرآن ، گاه صفت «النشأة» است (مانند : «ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الاْآخِرَةَ ؛ پس خداوند است كه نشأه آخرت را پديد مى آورد حديث » ) ، گاه صفت «الدار» (مانند : «وَ إِنَّ الدَّارَ الاْآخِرَةَ لَهِىَ الْحَيَوَانُ ؛ و زندگى حقيقى همان سراى آخرت است حديث » ) ، گاه مضاف اليه «دار» (مانند : «وَ لَدَارُ الاْءَخِرَةِ خَيْرٌ ؛ و سراى آخرت بهتر است حديث » ) و گاه صفت «اليوم» (مانند : «مِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الاْآخِرِ ؛ و برخى از مردم مى گويند كه به خدا و روز واپسين ايمان آورديم حديث » ) قرار گرفته است . البتّه در بيشتر موارد ، موصوف ، حذف گرديده و كلمه «آخرت» در مقابل «دنيا» و درباره زندگى پس از مرگ به كار رفته است .
در قرآن كريم ، اين كلمه در مجموع ، 143 بار تكرار شده است : چهار بار به معناى لغوى آن و 139 بار به معناى «زندگى پس از مرگ» ، و از اين تعداد ، 88 بار به صورت «الآخرة» و 22 بار به صورت «بالآخرة» و سه بار به صورت «لَلآخرة» و 26 بار به صورت «الآخِر» (كه صفت «اليوم» قرار گرفته است) .
نكته قابل توجّه ، اين كه : در نگاه ابتدايى ، ممكن است تصوّر شود كه كلمه «آخرت» معادل كلمه قيامت (يوم الحساب) است ؛ امّا دقّت در ريشه لغوى و كاربردهاى آن در قرآن و حديث به روشنى نشان مى دهد كه مقصود از كلمه آخرت ، مقابل «دنيا»ست و شامل همه منازل و مواقف پس از مرگ مى شود . پس ، قيامت ، تنها يكى از منازل آخرت محسوب مى گردد ، چنان كه پيامبر صلي الله عليه و آله قبر را نخستين منزل
آخرت معرّفى مى كند :
القَبرُ أوَّلُ مَنازِلِ الآخِرَةِ ؛ فَإِن يَنجُ مِنهُ فَما بَعدَهُ أيسَرُ مِنهُ ، وإن لَم يَنجُ مِنهُ فَما بَعدَهُ أشَدُّ مِنهُ . حديث
گور ، نخستين منزلگاه آخرت است . اگر [انسان] از آن به سلامت برَهَد ، منزلگاه هاى پس از آن ، آسان تر از آن است و اگر به سلامت نرَهَد ، منزلگاه هاى پس از آن ، سخت تر از آن خواهد بود .
بنا بر اين ، آنچه در اين بخش مورد توجّه است ، ارائه متونى است كه مجموع زندگىِ پس از مرگ را مورد بررسى قرار داده اند ؛ امّا آنچه مربوط به هر يك از منازل و عوالم آخرت مى شود (مانند : عالم برزخ ، قيامت ، حساب ، ميزان ، صراط ، بهشت و دوزخ) در عناوين مربوط به خود خواهد آمد ، إن شاء اللّه .
مهم ترين نكاتى كه در اين بخش آمده اند ، به طور خلاصه عبارت اند از :


1 . آخرت در مقايسه با دنيا

قلم و زبان ، از تبيين عظمت آخرت در مقايسه با دنيا ناتوان است ؛ چرا كه فانى را نمى توان با باقى سنجيد و «متاع قليل» با «مُلك كبير» «وَ إِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَ مُلْكًا كَبِيرًا» وآيه 77 از سوره نساء : «قُلْ مَتَـعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ» . " href="#" onclick = "return false;" >حديث قابل مقايسه نيست . از اين رو ، هر توضيحى براى تفسير ابديّت در برابر زندگى موقّت ، نارساست . در احاديث اسلامى با چند مثال به اين حقيقت ، اشاره شده است :
مثال اوّل :
مَا الدُّنيا فِي الآخِرَةِ إلاّ مِثلُما يَجعَلُ أحَدُكُم إصبَعَهُ هذِهِ فِي اليَمِّ ، فَليَنظُر بِمَ تَرجِعُ! حديث
دنيا در مقايسه با آخرت نيست ، مگر همانند اين كه يكى از شما اين انگشتش را
در دريا فرو ببرد . پس ، بنگرد كه انگشتش با چه [مقدار آب] باز مى گردد! (دنيا در قياس با آخرت ، چونان نَمى است در برابر دريا) .

مثال دوم :
ما أخَذَتِ الدُّنيا مِنَ الآخِرَةِ إلاّ كَما أخَذَ مِخيَطٌ غُرِسَ فِي البَحرِ مِن مائِهِ . حديث
دنيا از آخرت بر نگرفته است ، مگر آن سان كه سوزنى فرو رفته در دريا از آب آن ، بر گرفته است .
مثال سوم :
مَا الدُّنيا مِنَ الآخِرَةِ إلاّ كَنَفحَةِ أرنَبٍ. حديث
دنيا در برابر آخرت نيست ، مگر چونان يك نَفَس خرگوشى.
بديهى است كه اين مَثَل ها تنها براى تقريب به ذهن است ، وگرنه حقيقت آخرت ، فوق اين معانى است و با ابزار شناخت اين جهان ، قابل فهماندن و فهميدن نيست و به بيان ژرف امير مؤمنان عليه السلام :
كُلُّ شَى ءٍ مِنَ الدُّنيا سَماعُهُ أعظَمُ مِن عِيانِهِ ، وكُلُّ شَى ءٍ مِنَ الآخِرَةِ عِيانُهُ أعظَمُ مِن سَماعِهِ . حديث
هر چيز دنيا ، شنيدنش بزرگ تر از ديدن آن است ، و هر چيز آخرت ، ديدنش بزرگ تر از شنيدن آن است .


2 . ويژگى هاى آخرت

مهم ترين ويژگى هاى آخرت و برجسته ترين تفاوت هاى آن با دنيا از اين قرار است :


الف ـ قرارگاه

دنيا محلّ عبور انسان است و از همين رو ، از آن به «پل» تعبير شده است ؛ امّا آخرت ، جايى است كه انسان در آن جا خواهد ماند . و هوشيار ، كسى است كه به فكر قرارگاه خود باشد . حديث


ب ـ خانه هميشگى

دنيا ، مسافرخانه انسان ، و آخرت ، خانه هميشگى اوست ، و هر انسان عاقلى به تأمين و تجهيز خانه هميشگى خود ، بيش از مسافرخانه اهمّيت مى دهد . حديث


ج ـ خانه زندگىِ حقيقى

از منظر قرآن ، زندگى دنيا در برابر زندگى آخرت ، بازيچه اى بيش نيست ، بدين معنا كه انسان ، تنها در آخرت مى تواند طعم هشيارى و زندگى حقيقى را بچشد و بفهمد زنده بودن يعنى چه . حديث


د ـ حاكميت مطلق حق

دنيا آزمايشگاه انسان است . از اين رو ، حق و باطل در آن آميخته است ؛ امّا آخرت ، جايگاه ظهور نتيجه آزمايش هاست و به همين جهت ، در آن جا چيزى جز حق ، حاكم نخواهد بود . حديث


ه ـ شهود حقايق غيبى

همه انسان ها حقايق غيبى را در آخرت مى بينند و آنچه را خداوند متعال در دنيا
به آنان وعده داده ، بالعيان مشاهده مى كنند . بنا بر اين ، آنچه در دنيا براى آنان غيب محسوب مى شود ، در آخرت به شهادت تبديل مى گردد و همه مردم به مرتبه يقين مى رسند . حديث


و ـ خانه پاداش كردار نيك و بد

دنيا خانه كار است و آخرتْ خانه پاداش ؛ حديث امّا نه به صورت پاداش هاى دنيوى ؛ بلكه بدين گونه كه كار انسان در خانه دنيا ، در خانه آخرت ، به پاداش تبديل مى شود :
«فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ . حديث
هر كس هم وزن ذرّه اى نيكى كند ، [نتيجه] آن را مى بيند ، و هر كس هم وزن ذرّه اى بدى كند ، [نتيجه] آن را مى بيند» .


ز ـ دشوارى راه

يكى از خصوصيات مهمّ خانه آخرت ، دشوارى راه آن است كه تا انسان از بخشى از خواسته ها و هوس هاى خود نگذرد ، نمى تواند اين راه را طى كند ، به عكسِ راه دنيا كه در جهت تمايلات نفسانى است . از اين رو ، احاديث اسلامى تأكيد مى كنند كه راه آخرت را ـ كه به بهشت منتهى مى گردد ـ سختى و رنج ، فرا گرفته است ؛ حديث امّا راه دنيا ـ كه به دوزخ منتهى مى گردد ـ در ميان هوس ها و شهوات است .


ح ـ كاميابى شايستگان

كاميابى هاى دنيا لزوما با شايستگى افراد ، مرتبط نيست و چه بسا انسان هاى شايسته اى كه عمر خود را در محروميت به سر مى برند و حقوق آنان به وسيله انسان هاى ناشايست ، مورد تجاوز قرار مى گيرد ؛ امّا كاميابى هاى آخرت ، ويژه انسان هاى شايسته است و به فرموده امام على عليه السلام :
أحوالُ الدُّنيا تَتبَعُ الاِتِّفاقَ ، وأحوالُ الآخِرَةِ تَتبَعُ الاِستِحقاقَ . حديث
احوال دنيا تابع اتفاق است و احوال آخرت تابع استحقاق .


ط ـ احاطه آخرت بر دنيا

آخرين ويژگى برجسته آخرت ، احاطه آن بر دنياست ، بدين معنا كه آخرت هم اكنون وجود دارد و دوزخ ، هم اكنون بر انسان هاى ناشايست ، و بهشت ، هم اكنون بر انسان هاى شايسته احاطه دارد ، و به تعبير ديگر ، دنيا نمادى از آخرت است . حديث البتّه انسان تا وقتى كه در نَشئه دنيا قرار دارد ، نمى تواند حقيقت آخرت و بهشت و دوزخ را بفهمد ؛ ليكن با خروج از اين نشئه ، حقايق و منازل آخرت ، يكى پس از ديگرى براى او آشكار مى گردد ، چنان كه امام على عليه السلام فرموده است :
النّاسُ نِيامٌ ، فإِذا ماتُوا انتَبَهوا. حديث
مردمان خوابند و زمانى كه مردند ، بيدار مى شوند .
و قرآن نيز تصريح مى كند كه :
«لَّقَدْ كُنتَ فِى غَفْلَةٍ مِّنْ هَـذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَـاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ . حديث
واقعا كه سخت از اين حال در غفلت بودى . و ما پرده ات را از چشمانت برداشتيم و ديده ات امروز تيز است» .


3 . اهتمام به آباد ساختن خانه آخرت

در فصل دوم تا پنجم اين بخش ، با رساترين بيان ها و بليغ ترين موعظه ها ، بر چهار نكته تأكيد شده است :
نكته اوّل . لزوم توجّه تام به آبادسازى خانه آخرت و توصيه به كسب ارزش هاى معنوى براى تهيّه امكانات لازم جهت تجهيز آن .
نكته دوم . بيان آنچه موجب يادآورى آخرت و نيز سرمايه گذارى براى دستيابى به آخرت و آبادانى آن مى گردد .
نكته سوم . آثار و بركات آبادسازى خانه آخرت و تأكيد بر اين كه آبادسازى خانه آخرت ، به معناى تخريب خانه دنيا نيست ؛ بلكه يكى از بركات آبادانى آخرت ، آباد شدن دنياست و اگر كسى با خدا و معنويت ، پيوند بر قرار كند ، خير دنيا و آخرت را براى خود فراهم كرده است :
«مَّن كَانَ يُرِيدُ ثَوَابَ الدُّنْيَا فَعِندَ اللَّهِ ثَوَابُ الدُّنْيَا وَالاْآخِرَةِ . حديث
هركس پاداش دنيا مى خواهد، پاداش دنيا و آخرت در پيشگاه خداست» .
نكته چهارم . بر حذر داشتن از : عدم اهتمام به آخرت ، فراموش كردن آن ، آنچه موجب فراموشىِ آخرت و ويرانى آن است ، و آثار و مفاسد ويران شدن خانه آخرت .
و اينك ، توضيح اين اجمال از متن قرآن و حديث :


پرینت احادیث



 

امام علی علیه السلام :

مَن يَكتَسِبْ مالاً مِن غَيرِ حِلِّهِ يَصرِفْهُ في غَيرِ حَقِّهِ؛
كسى كه مالى را از راه ناروايش به دست آورد، آن را به ناروا خرج كند.

غرر الحكم، ح8883

تعداد كتابها : 111

تعداد احاديث : 45456

تعداد تصاویر : 685

تعداد حدیث روز : 646

تعداد کلید واژه ها : 608

تعداد اعضاء : 3326